میدانهای گفتوگوی ملی
با نگاهی فراتر به اجتماعات میدانی و تجمعات خیابانی که در هفتههای اخیر در کشور شکل گرفته است، میتوان نشانههای ظهور نوعی فرهنگ تازه از همراهی و تعامل میان مردم و دولت را مشاهده کرد؛ تجتماعات مردمی صرفاً یک رویداد مقطعی نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ وتجربه اجتماعی مشترک است.
نکته ظریف و مهمی که در این میان باید به آن توجه داشت، نگاه راهبردی رهبر شهید به نقش مردم در حل مسائل و عبور از چالشها بود.۲۱ فروردین ۱۴۰۵ — رهبر شهید انقلاب فرمودند: اگر حادثهای برای این کشور پیش بیاید به توفیق الهی، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث ،کار را مردم تمام خواهند کرد . ایشان همواره بر این باور تأکید داشتند که راه علاج بسیاری از مشکلات، در میدانداری و حضور آگاهانه ملت نهفته است؛ حضوری که میتواند هم پشتوانهای برای تصمیمهای کلان باشد و هم مجرایی برای بیان مطالبات و دغدغههای عمومی.
رهبری و جایگاه هدایتگر آن، همچون نقطه پرگاری عمل کرده که اقشار گوناگون جامعه با دیدگاهها و سلایق مختلف را گرد هم آورده است. در طول دو ماه گذشته، مردم با وجود تفاوت در نگاهها و برداشتها، در زمان و مکان مشخصی کنار یکدیگر حضور یافتهاند و این حضور نشاندهنده نوعی اعتماد و پذیرش نسبت به سخنان و هدایتهای دلسوزانه رهبری برای ایران عزیز است.
این همگرایی، علاوه بر آنکه جلوهای از پیوند عاطفی و اعتقادی میان مردم و رهبری را نشان میدهد، بیانگر ظرفیتی اجتماعی نیز هست؛ ظرفیتی که میتواند در بزنگاههای مهم، جامعه را به سوی همدلی، همافزایی و گفتوگوی سازنده هدایت کند.
در این گردهماییها، مردم با در دست داشتن پلاکاردها و دستنوشتههایی که بر آنها مطالبات، دغدغهها و دیدگاههایشان نوشته شده است، تلاش میکنند صدای خود را به شکلی مستقیم و روشن بیان کنند. این شیوه بیان، علاوه بر آنکه امکان طرح دیدگاههای مختلف را فراهم میآورد، به نوعی نماد گفتوگوی مدنی نیز محسوب میشود؛ گفتوگویی که در فضای عمومی شهر شکل میگیرد و میتواند پلی میان جامعه و مسئولان ایجاد کند.
یکی از ویژگیهای قابل توجه این تجمعات، حضور همزمان مردم، مسئولان و نیروهای انتظامی در فضایی صمیمی وآرام و منظم است؛ حضوری که میتواند نشانهای از ظرفیت جامعه برای مدیریت مسالمتآمیز بیان دیدگاهها باشد. چنین فضایی اگر به درستی مدیریت و تقویت شود، میتواند به بستری برای شنیده شدن صداهای گوناگون اجتماعی تبدیل شود و فاصلهای را که گاه میان مردم و دولتمردان شکل میگیرد، کاهش دهد.
از این منظر، میدانها و فضاهای عمومی شهر میتوانند نقش تازهای پیدا کنند؛ نقشی فراتر از کارکردهای معمول شهری. این فضاها میتوانند به محل شکلگیری نوعی گفتوگوی اجتماعی تبدیل شوند؛ جایی که مردم بتوانند بیواسطه دغدغههای خود را مطرح کنند و در مقابل، مسئولان نیز فرصت داشته باشند دیدگاهها و توضیحات خود را با شهروندان در میان بگذارند. چنین ارتباط مستقیمی، در بسیاری از جوامع به عنوان یکی از ابزارهای تقویت اعتماد عمومی شناخته میشود.
اگر این تجربه اجتماعی به درستی پاس داشته شود و از آن به عنوان فرصتی برای فرهنگسازی استفاده گردد، میتوان انتظار داشت که به تدریج به یک سنت مدنی پایدار تبدیل شود. حتی میتوان تصور کرد که در آینده، پویشهایی منظم در میدانهای اصلی شهرها برگزار شود؛ پویشهایی که شاید هر هفته یا در بازههای زمانی مشخص شکل بگیرند و به پاتوقی برای گفتوگوی مستقیم میان مردم و مسئولان تبدیل شوند. چنین روندی میتواند نشان دهد که جامعه ظرفیت آن را دارد که مسائل و مطالبات خود را در فضایی مدنی، شفاف و آرام مطرح کند.
از سوی دیگر، شکلگیری چنین فضاهایی میتواند پاسخی عملی به این پرسش قدیمی باشد که بستری برای شنیده شدن صدای مخالفان هم باشد . وقتی شهروندان بتوانند دیدگاهها و مطالبات خود را به صورت علنی و در چارچوبهای مشخص مطرح کنند، این امر نه تنها به کاهش سوءتفاهمها کمک میکند، بلکه زمینه را برای همگرایی بیشتر میان جامعه و ساختارهای تصمیمگیری فراهم میسازد.
در نهایت، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، حفظ روح همدلی و مسئولیتپذیری در این اجتماعات است. همراهی مردم، تعامل مسئولان و نقشآفرینی نیروهای انتظامی در حفظ نظم و امنیت، در کنار یکدیگر میتواند تجربهای مثبت از مشارکت اجتماعی رقم بزند. تجربهای که اگر به درستی مدیریت و تقویت شود، میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی در جامعه کمک کند.
سرمایهای که حفظ و تقویت آن نیازمند توجه، تدبیر و نگاه بلندمدت به فرهنگ گفتوگوی اجتماعی است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید