تغییر تحلیل نظریهپرداز آمریکایی توسط ترامپ عجول، گمراه و بیکفایت
استفن والت، نظریهپرداز روابط بینالملل، استاد 71ساله دانشگاه هاروارد و ستوننویس «فارن پالسی» در مقاله روز سهشنبه این نشریه آمریکایی ابتدا مقاله خود در سال 2023 را بازخوانی کرد که گفته بود: «تلاشها برای هژمونی منطقهای شکست خوردهاند و اکثر همسایگان چین به همراه آمریکا نمیخواهند که این کشور بر منطقه مسلط شود» و نتیجه گرفت: «تلاش چین برای هژمونشدن شکست خواهد خورد». اما حالا با اقدامات ترامپ، تغییری در ایده خود ایجاد کرده و میافزاید: «[در آن مقاله] به این احتمال که ترامپ در سیاست خارجی به اندازهای که نشان داده، عجول، گمراه و بیکفایت باشد، وزن کافی ندادم».
او در وصف اقدامات اشتباه ترامپ مینویسد: «از سال ۲۰۲۵، ترامپ هر کاری را که کسی اگر آگاهانه میخواست چین جای آمریکا را بگیرد و در منطقهی نزدیک خود جایگاه مسلطی پیدا کند، انجام میداد، انجام داده است». او بهعنوان مثال به اقدامات ترامپ علیه دانشمندان و تشکیلات علمی آمریکا و فناوریهای سبز نوظهور اشاره میکند؛ درست برخلاف سیاستهای چین. در ادامه او از اقدام ترامپ به بستن تعرفههای ضعیف علیه چین (و دیگران) نام میبرد که با اقدام متقابل چین و قطع صادرات مواد معدنی کمیاب، عقبنشینی کرد. والت همچنین از چماق تعرفهها برای قلدری علیه برخی از مهمترین شرکای آمریکا در آسیا نام میبرد که آنها را مجبور کرد در آمریکا سرمایهگذاری کنند.
او میافزاید که این اقدام موجب ایجاد نارضایتی و آسیب رساندن به اقتصاد متحدان آمریکا شده و صرف هزینه بیشتر توسط آنها برای دفاع را دشوارتر میکند؛ چیزی که آمریکا مدتهاست از آنها میخواهد انجام دهند. نویسنده معتقد است ترامپ سال گذشته درگیر مشاجره با نخستوزیر هند شد و در حال حاضر آمریکا هیچ سفیری در استرالیا، میانمار، کامبوج، فیجی، اندونزی، لائوس، مالزی، جزایر مارشال، پاپوآ گینه نو، ساموآ، جزایر سلیمان یا ویتنام ندارد. او با اشاره به خروج ترامپ از دهها سازمان بینالمللی (که چین در آنها به شدت فعال است) مینویسد: «کاهش حضور دیپلماتیک در این مجامع نشان میدهد که آمریکا علاقهای به همکاری با دیگران ندارد و به این معنی است که در سالهای آینده، کسبوکارهای آمریکایی باید در محیطهای نظارتی جهانی که قوانین آنها توسط دیگران نوشته شده، حرکت کنند».
والت درباره جنگ ایران نیز میگوید این جنگ «دامنه توجه محدود ترامپ و همچنین زمان و انرژی مشاورانش را میسوزاند» و با تحقیر نتیجه حمله به ایران میپرسد: «چگونه میتوانید یک استراتژی مؤثر برای آسیا تدوین کنید وقتی شما و تیمتان مشغول تلاش برای یافتن راهی برای باز کردن تنگه هرمز هستید؟» و معتقد است ترامپ نیز مانند سه رئیسجمهور پیشین که با وعده تمرکز بر چینِ روبهرشد به قدرت رسیدند، در باتلاق خاورمیانه گرفتار شد. او همچنین قدرت امنیتسازی آمریکا را بعد از این جنگ تضعیف شده توصیف میکند و مینویسد: «این جنگ سوالاتی را درباره این که چقدر آمریکا در صورت بروز مشکل توانایی واکنش موثر دارد را مطرح کرده است».
والت ادامه میدهد: «پنتاگون با سرعت زیادی از موشکهای تاماهاوک، پاتریوت و سایر سیستمهای پیشرفته استفاده کرده و متحدان خود در آسیا را کمتر محافظت میکند. من فکر نمیکنم چین یا کره شمالی قصد سوءاستفاده از این وضعیت را داشته باشند، اما این نمیتواند متحدان ما در آسیا را خوشحال کند». او با تشکیک در وجود هرگونه برنامه ریزی برای این جنگ، نوشته که این جنگ باید متحدان دیرینه آمریکا را به طور قابل توجهی به فکر فرو برده باشد. خصوصا این که با هیچ یک از آنها از قبل مشورت نشده بود.
والت این نقد را برای جنگ مجدد و احتمالی علیه ایران نیز تکرار میکند و مینویسد: « به نظر نمیرسد هیچ کس در دولت کوچکترین فکری در مورد اینکه حمله مجدد به ایران چگونه ممکن است بر شرکای ما در سراسر جهان تأثیر بگذارد، کرده باشد» و تابه این جا اثرات آن بر شرکا را شدید میداند؛ مانند افزایش شدید قیمت بنزین در فیلیپین، ژاپن، کرهجنوبی و کشورهای دیگر به همراه پیامدهای اقتصادی و انسانی کمبود کود و کاهش بازده محصولات کشاورزی.
او معتقد است مدیریت آشفتهی جنگ میتواند تردیدهای جدی در مورد شایستگی آمریکا ایجاد کند؛ در سیاست جهانی، نفوذ و اعتبار تا حدودی از قدرت، منافع مشترک و نمایش عزم و اراده ناشی میشود، اما به اعتماد دیگران به این که رهبران یک کشور از آنچه انجام میدهند، آگاهی دارند نیز بستگی دارد. و میپرسد: «با توجه به عملکرد دولت تاکنون، آیا متحدان آمریکا در آسیا (یا هر جای دیگر) باید به توصیههای آنها گوش دهند یا به وعدههای آنها باور داشته باشند؟»؛ او در مقابل چین را در حال ارائه تصویری مناسب برای جایگزینی آمریکا دانسته و نوشته: «چین میتواند خود را به عنوان یک قدرت خوشخیم یا حداقل مانند قدرتی که در کار بمباران کشورهای خارجی، ترور رهبران آنها یا به سقوط کشاندن اقتصاد جهان نیست، به تصویر بکشد» و با استناد به نظرسنجی (از نظر او) نگرانکننده اخیر گالوپ نوشته که چین اکنون در سراسر جهان محبوبتر از آمریکاست.
در انتها، والت اشتباهات اخیر آمریکا را دلیل اصلی تغییر نظر خود از سال 2023 میداند و از خود میپرسد که «آیا در مورد ثبات اتحادهای آسیایی آمریکا و چشمانداز جلوگیری از تسلط چین در آنجا بیش از حد خوشبین بودهام؟» و با کنایه به بیکفایتی ترامپ و دولتش مینویسد: « اگر اعضای کلیدی اتحاد (برابر چین) و به ویژه رهبر فرضی اتحاد، به اندازه کافی بیکفایت باشند، میتوانند شکست بخورند»؛ و این طور مقاله را پایان میدهد که «نمیخواهم بگویم بازی تمام شده و تسلط چین محتمل است … واشنگتن هنوز کارتهای بالاتری نسبت به پکن دارد اما کاش دست ما توسط کسی بازی میشد که قوانین بازی را میفهمید و میدانست هر کارت چه ارزشی دارد».
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید