فشار اصلاحطلبان برای ورود تسلیمطلبی به صداوسیما
در روزهای اخیر هجمههای اصلاحطلبان بر صداوسیما شدت یافتهاست. هجمههای ساختاریافته و هدفمندی که به نظر میرسد پس از انتشار نظرسنجی اخیر سازمان صداوسیما آغاز شده است. انتقاداتی که به صورت گسترده در اکثر رسانههای اصلاحطلب و با به کارگیری از چهرههای رسانهای خود صورت گرفته است. حملههایی که به نظر میرسد برخلاف اسمشان به دنبال اصلاح نیستند و تخریب را در دستور کار قرار دادهاند. رسانههای اصلاحات در این حملهی هماهنگ از کلیدواژههای «تریبون جناح خاص» و «دوقطبیسازی» استفاده کردهاند.
اولین حمله را محمود واعظی، رئیس دفتر روحانی، به صداوسیما کرد و در پلتفرم ایکس چنین نوشت: « صداوسیما باید آینه تنوع سلایق جامعه باشد و از دوقطبیسازی که موجب تضعیف انسجام ملی میشود، پرهیز کند. لذا زمان بازنگری فرا رسیده است.» پس از آغاز رسمی این حمله، باقی رسانههای افراد معروف و غیرمعروف خود را به خط کردند تا علیه صداوسیما موضع بگیرند. محمد عطریانفر، عضو شورای اطلاعرسانی دولت، در اولین همصدایی با واعظی در گفتگو با سازندگی بر رسانه ملی تاخت و گفت: «صداوسیما منشأ شکافهای اجتماعی است. باید تکلیف صداوسیما روشن شود.» کامبیز نوروزی، حقوقدانی که نه پیش از این موضع شناخته شده و نه احتمالا بعد از آن در خاطر بماند، در گفتگو با خبرآنلاین، رسانهی مهاجری عضو مستعفی شورای اطلاعرسانی دولت، به این حملهی گروهی پیوست و گفت: «جنگ ما ملی است، ولی صداوسیما ملی نیست. انحصار رسانه ملی در دست یک اقلیت، مصداق بارز رانت رسانهای است.» خبرآنلاین محمود میرلوحی را نیز به خط کرد و در مصاحبهای علیه صداوسیما اینچنین موضع گرفت: «تریبونها نباید ابزار فشار یک جریان خاص علیه تیم مذاکرهکننده شوند. صداوسیما باید از این یکجانبهگرایی فاصله بگیرد و دیدگاههای مختلف را منعکس کند.» روزنامهی اعتماد نیز در مقالهی خود علیه صداوسیما نوشت: «صداوسیما همچنان بلندگوی یک جریان خاص سیاسی است. بخش عمدهای از آنتن صداوسیما دراختیار گروهی محدود قرار دارد که لزوما نماینده اکثریت جامعه نیستند.» حملاتی که به وضوح مشخص است سرچشمهی واحدی دارند و حتی از ادبیات مشابه و مشترکی برای تخریب صداوسیما استفاده کردهاند.
بهتر است پیش از بررسی ادعاهای اصلاحطلبان در محکومیت رسانه ملی، گزارش افکارسنجی سازمان صداوسیما که اخیرا منتشر شده را مورد بررسی قرار . در این افکارسنجی در عرصه سیاست خارجی و نگاه به آینده، موضع جامعه در قبال ایالات متحده کاملاً شفاف است. 55.8 درصد از مردم «اصلاً» با مذاکره با آمریکا موافق نیستند و 31.7 درصد نیز موافقت خود را در حد «کم یا خیلی کم» اعلام کردهاند که بنابراین جمعا 87.5 درصد از نظرسنجی را تشکیل می دهند مخالف با استمرار مذاکرات هستند.
جریان اصلاحات باید مشخص کند حضور چه کسانی تریبون اقلیت را به اکثریت تبدیل میکند. احتمالا منظورشان از ملی و فراگیر حضور امثال مصطفی کواکبیان است؛ فردی که در میانهی جنگ دوازده روزه با فشار سیاسی به صداوسیما آمد و دروغ کاترین شکدم را در رسانهی ملی جار زد، میان مردم و مسئولان تفرقه انداخت و به خاطرش دادگاهی شد. احتمالا منظورشان امثال عباس عبدی است که با وقاحت، مردم را اقلیت تندرو میخواند و بر آنها میتازد؛ کسی که ستوننویس همین روزنامهی اعتماد است و پس از توهین به مردم و تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم به دادستانی احضار شد. احتمالا منظورشان امثال محمدجواد ظریف است که نسخهی تسلیم ایران را در فارن افرز تجویز کرد.
اصلاحات اگر افکارسنجی صداوسیما را قبول ندارد، خود به میدان بیاید و نظر مردم را به چشم ببیند. محمود واعظی به جای آوردن رئیسش، حسن روحانی، به صداوسیما، او را به کف خیابان و در کنار مردم بیاورد. اگر توانست او را راضی کند از لندکروز کولردار شیشهدودی پایین بیاید و به میان مردم برود و اگر مردم آن را پذیرفتند و پس نزدند، آن زمان توقع باز شدن درهای صداوسیما به روی باقی کارمندان روحانی، از جمله آذری جهرمی و حسامالدین آشنا، را داشته باشد. الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت و مدیرمسئول اعتماد، اگر توانست در میدان و در روی مردم کف خیابان بگوید اقلیت رانتی بعد خواستار حضور مقالهنویسانش در صداوسیما باشد. هر چند که مردم انقلابی به خوبی در پلاکاردهای خود پاسخ او و ستوننویسش را دادند. مردم با امثالتان مخالفند و این را در خیابان فریاد میزنند؛ برای همین است که نه در صداوسیما، بلکه در میان مردم جایی ندارید.
اگر به صداوسیما انتقادی وارد باشد عدم انعکاس کامل صدای مردم کف خیابان است؛ مردمی که هر شب علیه مذاکرات شعار میدهند و پلاکارد به دست میگیرند، حق دارند صدای خود را در رسانهی ملی بشنوند. در حالی که قریب به 88 درصد از مردم با مذاکرات مخالفند، باید اکثریت کارشناسان و برنامههای سازمان صداوسیما منطبق بر نظر مردم باشند و جادهصافکنهای مذاکرات از صداوسیما محروم باشند. اگر 63 درصد از مردم بر ادامهی جنگ و تسلیم نشدن اعتقاد دارند، صداوسیما نباید مارش جنگ را به بهانهی سکوت صحنهی نبرد خاموش کنند. تمامیتخواهان میخواهند تسلیمطلبی خود را بر مردم تحمیل کنند و صداوسیما نباید مغلوب فشار افرادی شود که قدرت و رسانه دارند، اما مردم قبولشان ندارند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید