روز اول که جنگ رمضان شروع شد کمتر کسی تصور همچین اتفاقاتی را داشت. شکست اسباب قدرت فرعون یکی پس از دیگری. اشباح آسمان یکی پس از دیگری به دست علم و دانش ایرانی سقوط کرد. آبراهام لینکلن، جرارد فورد و چندتای دیگر که با حرکت هر کدامشان به سمت دریای عمان دل ترامپ دوستان برای خوردن و رقصیدن توی برج میلاد قرص تر میشد، از ترس غرق شدن یا لباسهای کثیف فرار بر قرار ترجیح دادند. نیروی زمینی هالیوودی هم با هلی برن آمد ولی یا برنگشت یا به بدون دست و پا برگشت. بالاخره ایران با دنیا متفاوت است. این اسباب قوی بودند ولی چون به رسم یک قمارباز کار میکند، زیر دست و پا له میشوند.
در این چهل و ده روز جنگ نظامیان دستان آمریکا را خالی و مردم مغز خالی ترامپ را پر کردند. ملتی که از همه چیز گذشت و پای کار آمد؛ پای کار جنگ. روزها در فکر اینکه شب کجا برویم و شبها قرار میگذاشتند که کجا هم را ببینند. موقع خروج از خانه علاوه بر گوش حواسشان به پرچم هم هست. روزها در فکر ایدههای نو برای عملیاتی کردن کف خیابان و شبها در پی کشف نقاط ضعف برای برطرف کردن آن در فردا شب. خیابانها این شبها لذتبخش است. وقتی ضدانقلاب چه در عید دیدنی و چه در شبکات خارجی از ” حیدر حیدر” ها شاکیاند، لذتبخش است. بالاخره در کشور در سطح وسیع فعالیت مردمی دیدیم که صدای شیطان را در بیاورد. خیلی از ضدانقلاب میترسند که شبها بیرون بیایند و این اصلاً دستاورد کمی نیست. این بازخوردها ناشی از خلوص نیت مردم است. مردمی که همه چیزشان را آوردند. از زن و بچه گرفته تا ماشین و پول. مروم الکی در خیابان نیامدند. ” حیات و زندگی در دو کلمه خلاصه میشود، عقیده و جهاد در راه آن، این مبنای اسلام است”. مردم پای کار که همگی میبینیم از آن روضهخوان محله تا آنکه عیوب ظاهری بیشتری دارد همه پای کار عقیدهاند. آن عقیده فقط ایران یا جمهوری اسلامی ایران است؟خیر. شاخه اصلی آن ایران اسلامی است ولی تمام آن خیر. پای کار مظلومان هستند؛ مظلومانی از سه قرن پیش که آمریکا، آمریکا شد. از سرخ پوستهای بیگناه تا ویتنام و ۲۸ مردادو عراق و افغانستان و فلسطین و دانشمندان هستهای. بچههای پای لانچر توی چهل روز خیلی زیبا با نوشتههای روی موشک و پهپاد به دنیا میگفتند از چه دفاع میکنند و علیه چه مبارزه میکنند. به راستی مگر گرفتن حق مظلوم از ظالم در راستای عدالت نیست؟؟ و پیامبری مبعوث نشده مگر برای برقراری عدالت؟؟ یعنی مردم مبعوث شده راه را درست میروند. مسئولین به مردم مبعوث شده اعتماد کنید و زمانی با حرف زدن و زمانی با سکوت روی اعصابشان تک چرخ نزنید.
البته بعثت مقطعی نیست و به سادگی به دست نیامده. که از دست برود. این تازه شروع عدالت هست. باید عدالت در سایر بخشها را فریاد بزنیم. عدالت اقتصادی، عدالت آموزشی، عدالت درمان، عدالت پست و مقام و… . اینها نیاز به انقلاب ندارد، نیاز به بازگشت به قانون اساسی دارد. نیاز به مطالبهگری دارد. با کلمهای ساده شروع میشود؛ “چرا”. چرا افزایش حقوق کارگر ابلاغ نمیشه؟ چرا دانشگاههای دولتی دست دهکهای بالاست؟ چرا فلان برانداز ۱۴۰۱ در فلان صندلی نشسته؟ چرا…. این چرا ها نیاز به مطالعه، خط مشی و ارائه راهکار دارد که وظیفه دانشگاه هست. چه بسیار خوب که دانشجویان و اساتید آستین همت و اراده را بالا زده و شروع کنند به ارائهی راهکار برای بهبود عدالت و الزام مسئولین به انجام آنها.
چهل و سی روز جنگ رمضان
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید