زن تربیتیافته در مکتب انقلاب اسلامی، همان الگوی نابی است که امروز در میانه تلاطمها و شرایط سخت جنگی، بازتعریفی نو از قدرت ارائه داده است. او تکیهگاهی است که با شانههایی به ظاهر ظریف، سنگینترین مسئولیتهای مدیریتی و معنوی را حمل میکند. نمونه هایی از این مدیریت زنانه را با هم مرور کنیم.
1 مدیریت هراس و تبدیل خوف به سکینه در دل خانواده:
بنا به تفاوتهای بیولوژیک و عاطفی، روحیه زنانه با صلح و آرامش سازگارتر است و طبیعی است که زن نخستین کسی باشد که تکانههای جنگ را با تمام وجود حس میکند. اما این روزها شاهد آن هستیم که زنان ایرانی نه تنها اجازه نمیدهند ترس بر اراده یشان چیره شود، بلکه آن را درونی کرده و به لنگرگاه آرامش تبدیل میکند.
زن انقلابی میداند که اگر قلب خانه (مادر) مضطرب باشد، تمام بدنه خانواده خواهد لرزید. او با تمسک به ایمان و یاد خدا، ترس را به بصیرت تبدیل میکند. او همان کسی است که در شبهای بمباران یا در روزهای التهاب سیاسی، با صدایی مطمئن و نگاهی آرام، اضطراب را از چشمان فرزندانش میشوید و فضای خانه را از محیط بحرانزده به قرارگاه ایستادگی تغییر میدهد.
2 تربیت در میانه کارزار، از خانه تا خیابان:
تربیت فرزند در شرایط جنگی، فراتر از مراقبتهای معمول است. مادر آگاه، فرزندش را در حباب شیشهای پنهان نمیکند، بلکه او را با واقعیتهای جامعه پیوند میزند. او با هوشمندی، کودکانش را به تجمعات شبانه و خیابانی میبرد. این حضور یک واحد درسی عملی برای آموزش تعهد، شجاعت و هویت است. کودک در کنار مادری که در خیابان فریاد حقطلبی سر میدهد، یاد میگیرد که حیات واقعی صرفاً به معنای زنده ماندن نیست، بلکه به معنای ایستادن پای آرمانهاست. این زن، تربیت را از محدوده دیوارهای خانه به پهنه جامعه میکشاند تا نسل آینده، نسلی شجاع و وطن دوست و صاحب تحلیل باشد.
3 سنگر آموزش و پذیرفتن نقش معلمی در خانه:
چالش های آموزشی این ایام از جمله کلاسهای آنلاین، نقش جدیدی را بر دوش بانوان گذاشته است. در شرایطی که مدرسهها از حالت حضوری خارج شده اند و کیفیت آموزش به صورت مجازی پایین آمده، این مادر است که به عنوان معلمی دوم با صبری مثالزدنی، پا به پای بچهها کتابها را ورق میزند، مفاهیم را مجدد آموزش میدهد و اجازه نمیدهد چرخ رشد علمی خانواده به دلیل بحران پیش آمده متوقف شود. مدیریت همزمان امورخانهداری در کنار سایر نقش های زنانه با مسائل آموزشی، نشان از توانمندی چندبعدی زنی دارد که مدیریت بحران را در جزئیترین امور زندگی پیاده میکند.
4 جهاد تبیین و تکثیر گفتمان مقاومت:
نقش زن انقلابی در خانواده خلاصه نمیشود. او در هر محفلی، از میهمانیهای خانوادگی گرفته تا فضای مجازی و محیط کار، یک روایتگر است. او با زبانی نرم اما منطقی، به روشنگری میپردازد و فلسفه مقاومت را تبیین میکند. او اجازه نمیدهد جای جلاد و شهید در ذهن جامعه عوض شود و با تکثیر روحیه امید و تبیین افقهای روشن ایستادگی، از پخش شدن ویروس ناامیدی در جامعه جلوگیری می کند و با هر صحبتی، بذر اعتماد به نصرت الهی را در دلها میکارد.
دشمن در محاسبات خود، همواره ابزارهای مادی را میسنجد، اما از درک قدرت نرمی که در دستان زنان این سرزمین است، عاجز مانده است. چه قدرتی میتواند با ملتی مقابله کند که مادرانش سردمداران مقاومتند؟ زنی که هم ظرافتهای مادری را حفظ میکند و هم در مدیریت سختترین بحرانها مردانه میایستد، نفوذناپذیرترین سد دفاعی یک کشور است.
تا زمانی که این الگو در رگهای خانوادههای ما جاری است و زنان ما با نگاهی فراملی و تمدنی، خانه و جامعه را مدیریت میکنند، هیچ بدخواهی توان مقابله با این ارادههای پولادین را نخواهد داشت. این، شکوه زنی است که در سایه انقلاب اسلامی، قد کشیده و امروز جهان را با اعجاز ایستادگیاش خیره کرده است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید