امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

از هرمز تا باب‌المندب

نقشه راه پیوند ژئواکونومیک ایران، یمن و بازارهای آفریقا

تحولات شتابان در اقتصاد جهانی نشان می‌دهد که عصر رقابت‌های سنتی به پایان رسیده و اکنون قدرت‌ها در بستر «ژئواکونومی» بازتعریف می‌شوند؛ جایی که موقعیت جغرافیایی باید به «مزیت رقابتی» و «ثروت ملی» تبدیل شود. در این میان، ایران با اشراف بر تنگه هرمز و یمن با قرارگیری در حاشیه راهبردی تنگه باب‌المندب، دو قطب کلیدی در اتصال زنجیره تأمین آسیا به آفریقا و اروپا محسوب می‌شوند. این هم‌پوشانی جغرافیایی، فرصتی بی‌نظیر برای تبدیل یک معبر دریایی صرف به یک «هاب ترانزیتی و صادراتی» فراهم آورده است.
ظرفیت‌های جغرافیای مقاومت:
تنگه باب‌المندب، به عنوان حلقه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند، کلید ورود به بازارهای نوظهور قاره آفریقاست؛ قاره‌ای که با رشد سریع جمعیت، منابع بکر و تقاضای فزاینده، به یکی از اصلی‌ترین مقاصد تجارت جهانی در قرن جاری بدل شده است. نزدیکی جغرافیایی یمن به شاخ آفریقا، این کشور را در جایگاهی سوق‌الجیشی قرار می‌دهد که می‌تواند دروازه ورود کالاهای ایرانی به عمق بازارهای آفریقایی باشد.
با این حال، واقعیت‌های میدان تجارت نشان می‌دهد که علی‌رغم اشتراکات راهبردی میان ایران و متحدان منطقه‌ای، خلأ یک «پیوست جامع اقتصادی» به‌وضوح حس می‌شود. در حالی که یمن تمایل دارد نیازهای راهبردی و کالایی خود را از طریق پیوندهای منطقه‌ای با ایران تأمین کنند، عدم آمادگی زیرساختی و انفعال در بخش بازرگانی ایران باعث شده است تا این ظرفیت عظیم همچنان معطل بماند.
آموزه‌های رقابت جهانی: سرعت و بوروکراسی چابک
تجربه بازیگران بین‌المللی و کشورهای اروپایی نشان می‌دهد که تسلط بر گلوگاه‌های دریایی به تنهایی کافی نیست. آن‌ها با سرمایه‌گذاری بر «هاب‌های لجستیکی»، «تسهیل مقررات گمرکی» و ایجاد «سازوکارهای اداری چابک»، توانسته‌اند سهم بزرگی از زنجیره ارزش جهانی را از آن خود کنند.بازنگری در این رویکرد و عبور از نگاه صرفاً امنیتی به سمت «دیپلماسی اقتصادی فعال»، ضرورتی غیرقابل‌انکار برای دوران پس از جنگ در یمن است.
بهره‌گیری از ظرفیت یمن برای جهش صادراتی
یمن برای ایران نه تنها یک شریک راهبردی، ویکی از کشورهای حوزه مقاومت که علاقمند به تعامل بیشتر در رفع نیازهایش از ایران است بلکه یک «دروازه صادراتی» به سوی آفریقا و کشورهای شبه‌جزیره است. برای تحقق این هدف، دیپلماسی اقتصادی باید در چهار محور فعال شود:
1 ایجاد شبکه‌های توزیع مویرگی در منطقه با مرکزیت بنادر یمن.
2 تسهیل سرمایه‌گذاری‌های مشترک در بخش‌های زیرساختی و خدمات فنی-مهندسی.
3 پاسخ‌گویی سریع به نیازهای بازار هدف و خروج از بوروکراسی کند صادراتی.
4 تمرکز بر کالاهای با ارزش افزوده بالا مانند محصولات صنعتی، مواد غذایی فرآوری‌شده و صنایع ساختمانی.
نتیجه‌گیری
آینده رقابت اقتصادی در منطقه در گرو توانمندی ما در تبدیل «موقعیت سوق‌الجیشی» به «ارزش تجاری» است. اگر هدف، نقش‌آفرینی مؤثر در دومین تنگه مهم دنیا و حضور در بازارهای بکر شرق آفریقاست، باید از انفعال فعلی فاصله گرفت. پیوند هوشمندانه میان توانمندی‌های تولیدی ایران و موقعیت استراتژیک یمن در باب‌المندب، می‌تواند کلید جهش صادراتی و تثبیت جایگاه کشور در نقشه جدید تجارت جهانی باشد. تا اینکه بتوانیم در دومین تنگه مهم دنیا نقش آفرینی کنیم .

مریم ابراهیمی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم