امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

پایان جنگ و معادلهٔ مذاکره

آتش‌بس امروز بیش از آنکه یک توافق واقعی باشد، یک ابزار رسانه‌ای برای آمریکا است. ترامپ تا جام جهانی و انتخابات به این فضای «نه جنگ،نه صلح» نیاز دارد؛ فضایی که به او امکان می‌دهد در رسانه‌ها ژست صلح‌طلبی بگیرد، افکار عمومی را آرام کند و در عین حال کمبودهای تسلیحاتی و اقتصادی آمریکا را جبران کند. این آتش‌بس یک‌طرفه است، چون آمریکا هیچ عجله‌ای برای جنگ ندارد؛ هرچه زمان بگذرد، آمریکا تجهیزتر می‌شود و ایران باید آمریکا را دچار فرسوده‌گی میکرد.
ترامپ به‌خوبی می‌داند که تا زمان جام جهانی و انتخابات، هرگونه جنگ مستقیم می‌تواند هزینهٔ سیاسی سنگینی برایش داشته باشد. پس بهترین راهبرد، حفظ وضعیت «نه جنگ،نه صلح» است؛ وضعیتی که هم به او امکان مانور رسانه‌ای می‌دهد، هم فرصت تجهیز و بازسازی را فراهم می‌کند. این همان نقطه‌ای است که خطر اصلی برای ایران شکل می‌گیرد: هرچه دیرتر جنگ رخ دهد، آمریکا آماده‌تر خواهد بود و ایران دچار فرسایش.
برای آمریکا، مذاکره اصلاً هدف نیست؛ بخشی از جنگ است. مذاکره یعنی گرفتن امتیاز بدون دادن امتیاز. توافق واقعی از همان روز اول منتفی بود، چون آمریکا به دنبال توافق نیست، اسرائیل هم اجازه نمی‌دهد، و در نهایت آمریکا گوش به فرمان همان پروژه‌ای است که هدفش فرسایش و سپس نابودی ایران است. بنابراین هر بار که صحبت از مذاکره می‌شود، باید آن را بخشی از جنگ دید، نه راهی برای پایان آن، البته جز کوچکی از جنگ، زیرا که ایران دست برتر جنگ بود و پایان جنگ باید توسط ایران ترسیم شود.
چرا ایران دچار فرسایش خواهد شد؟
در این میان، ایران زیر فشار داخلی است و دولت نیز اقتصاد داخلی را رها کرده است: با اینکه زیرساخت‌ها، برق، پتروشیمی، فولاد، همه تحت توجه و فشار هستند ولی با توجه به خطاهای راهبردی در حذف ارز ترجیحی آبان۱۴۰۳،اقتصاد ایران نیز در سایه‌ی همان بی‌تدبیری‌ها دچار شوک‌های مداوم و نارضایتی عمومی گردیده است و بیشترین توجه‌ها به معظل اقتصادی است. سایهٔ جنگ، جامعه را در وضعیت «نه جنگ،نه صلح» نگه داشته؛ وضعیتی که از خود جنگ فرساینده‌تر است. تابستان، فشار اقتصادی به جا مانده از آبان۱۴۰۳ و فشار اجتماعی بیشتر خواهد شد و این همان نقطه‌ای است که مردم از مسئولین پاسخ می‌خواهند: چرا به نقض آتش‌بس‌ها پاسخ داده نشد؟ چرا باید زندگی عادی زیر سایهٔ تهدید بماند؟چگونه با ترامپی که اینگونه نقشه‌ی ایران را به پرچم آمریکا در آورد، وارد مذاکره شدید و چگونه با او که رهبر دوم انقلاب را شهید کرده، توافق کردید!
چطور آمریکا مجهزتر خواهد شد؟
آمریکا از این زمان برای تجهیز استفاده می‌کند: بازسازی ذخایر تسلیحاتی، هماهنگی بیشتر با متحدان، و آماده‌سازی رسانه‌ای برای افکار عمومی. هر روز تأخیر در پاسخ ایران، به معنای یک گام جلوتر رفتن آمریکا در آماده‌سازی جنگ است. این همان خطری است که باید جدی گرفته شود: هرچه دیرتر جنگ رخ دهد، آمریکا آماده‌تر خواهد بود و ایران دچار فرسایش.
پرسش اصلی این است: چه کسی باید برای مذاکره عجله داشته باشد؟ پاسخ روشن است: طرفی که فرسوده‌تر است. آمریکا با آتش‌بس رسانه‌ای زمان می‌خرد که زمینه‌ی باخته‌ی جنگ و فرسودگی خود را جبران کند و این مذاکرات را به برگ برنده تبدیل کند؛ ایران با فشار مذاکره‌طلبان داخلی زمان از دست می‌دهد و ممکن است برگ برنده‌ی جنگ خود را به برگ بازنده تبدیل سازد و مشتاق مذاکرات نشان دهد. اگر ایران بخواهد معادله را تغییر دهد، باید نشان دهد که مذاکره تنها زمانی ممکن است که دشمن از جنگ پشیمان شود. این یعنی پاسخ به نقض آتش‌بس‌ها، ایستادگی در برابر مذاکره‌طلب‌ها، و حفظ زندگی عادی در کنار مقاومت.
این پروژه علیه ایران آغاز شده و در همین نقطه پایان نخواهد یافت. تنها راه شکست پروژه، مقاومت فعال است. باید مشخص شود چه کسی در جنگ مجبور به پذیرش مذاکره می‌شود. اگر ایران دست برتر خود را حفظ کند، آمریکا و متحدانش دیر یا زود به میز مذاکره واقعی خواهند آمد، نه برای گرفتن امتیاز، بلکه برای عقب‌نشینی.

علی شریفی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم