تضاد میان ارادهی تاریخی و واقعیت امروز؛ چرا مسئولیتپذیری در مجلس رنگ باخته است؟
تاریخ سیاسی ایران، با تصاویر تکاندهندهای از ایثار و مسئولیتپذیری گره خورده است؛ لحظاتی که مرز میان بقای یک نهاد و فروپاشی آن، تنها با ارادهی تصمیمگیران تعیین میشد. یکی از تلخترین و در عین حال درخشانترین این لحظات، سال ۱۳۶۰ بود. زمانی که انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، نه تنها ۲۷ نماینده مجلس را به شهادت رساند، بلکه ضربهای مهلک به بدنه تصمیمسازی کشور وارد کرد.
در آن روزهای سیاه و پرخطر، زمانی که هیچ ابزار مدرن یا راهکار امنیتی برای مدیریت بحران وجود نداشت، نمایندگان با ارادهای پولادین نشان دادند که جایگاه نهادهای ملی، فراتر از جان هر فردی است. آنها تنها سه روز پس از آن فاجعه، دوباره در صحن مجلس حاضر شدند تا ثابت کنند که وظیفه، فراتر از ترس و محدودیتهای فیزیکی است. آن دوران به ما آموخت که در لحظات حساس، حضور نهادهای قانونگذار، یک ضرورت حیاتی برای حفظ نظم و اقتدار کشور است و نباید اجازه داد شرایط محیطی، از تداوم وظایف بنیادین نهادهای حاکمیتی بکاهد.
اما امروز، در حالی که دههها از آن روزها میگذرد و تکنولوژی و ابزارهای مدیریت بحران به کلی تغییر کرده است، با واقعیت متناقضی روبرو هستیم. کشور در شرایطی قرار دارد که سایهی تهدیدات امنیتی و بحرانهای مختلف، بر تمام ارکان حاکمیت سنگینی میکند. با این حال، مجلس شورای اسلامی، آن نهادی که قرار بود در سختترین لحظات، صدای ملت باشد، همچنان در وضعیت تعطیلی و سکوت قرار دارد. نکتهای که تأملبرانگیز و حتی تکاندهنده است، مشاهدهی تفاوت در برخورد با بحران میان نهادهای مختلف است. ما میبینیم که سایر نهادهای کلیدی و عالیرتبه کشور، حتی در حساسترین شرایط امنیتی، جلسات خود را برگزار میکنند و وظایفشان را انجام میدهند. اینجاست که یک پرسش بنیادین مطرح میشود: چرا در مورد مجلس، این منطق «تداوی وظیفه» جاری نیست؟
باید تأکید کرد که از نظر ماهیت مسئولیت و ضرورت تصمیمسازی، نبایستی میان نمایندگان مردم و سایر مسئولان تفاوتی قائل شد. اگر یک نهاد میتواند با استفاده از راهکارهای امنیتی، جلسات خود را برگزار کند، چرا برای مجلس، راهکار عملی برای تداوم فعالیت در شرایط بحرانی پیدا نمیشود؟ این دوگانگی در برخورد با بحران، نشاندهنده نوعی گسست در اجرای وظایف ملی است.
اما تلنگر اصلی جایی است که این تعطیلی، از فضای سیاست فراتر رفته است. چطور میتوان پذیرفت مجلسی که وظیفهی حیاتی تعیین درصد افزایش پایه حقوق کارگران و نظارت بر مسائل معیشتی را بر عهده دارد، حوالی سه ماه تعطیل باشد؟ در حالی که نمایندگان با وجود تعطیلی، حقوق و مزایای خود را دریافت میکنند.
تعطیلی مجلس در بحرانیترین دورانها، نه تنها یک خلاء سیاسی ایجاد میکند، بلکه اعتماد عمومی به کارآمدی نهادهای اصلی کشور را به شدت تضعیف میکند. مسئولیت نمایندگان ملت، فراتر از ملاحظات و محدودیتهای امنیتی است. اقتدار یک نهاد زمانی ثابت میشود که در لحظات سخت، حضور یابد و وظیفهاش را انجام دهد. اگر میخواهیم از تاریخ درس بگیریم، باید بدانیم که نباید اجازه داد «امنیت» به بهانهای برای «بیمسئولیتی» تبدیل شود. تشکیل جلسات خانه ملت و حضور نمایندگان، در نهایت بازتابی از میزان تعهد آنها به مردم است؛ مجلس باید به یاد بیاورد که وظیفهاش حضور در میدان است، نه پناه گرفتن در سکوت.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید