واکاوی ابعاد اقتصادی-امنیتی «جنگ» در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶؛ هشدار به تیم مذاکرهکننده درباره تلهی «فریز کردن درگیری»
در حالی که ثانیهشمار برای آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک به حرکت درآمده، سایه سنگین یکی از پیچیدهترین تقابلهای نظامی-تاریخی، میان ایران و ایالات متحده، بر بزرگترین رویداد تجاری-ورزشی جهان سنگینی میکند. در این میان، تحلیلهای متناقضی ارائه میشود؛ برخی بر این باورند که کاخ سفید برای حفظ آبروی میزبانی خود ناچار به پایان جنگ است، اما برخی دیگر معتقدند واشنگتن ابایی از تداوم همزمان جنگ و فوتبال ندارد. سوال اساسی اینجاست: بازیگر میداندیده در تهران چگونه باید این شطرنج خونین و ورزشی را مدیریت کند؟
1 درسهای تاریخ؛ غرش توپها زیر سایه فوتبال
نگاهی به تاریخ نشان میدهد که فوتبال هرگز نتوانسته ترمز قطار جنگهای بزرگ را بکشد. در جام جهانی ۱۹۳۴، هیتلر و موسولینی در حال تدارک جنگهای ویرانگر خود بودند؛ در سال ۱۹۸۲ و در بحبوحه جام جهانی اسپانیا، فاجعه اشغال لبنان توسط رژیم صهیونیستی و جنگ خونین فالکلند در جریان بود؛ و در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ نیز تجاوزات در شرق اروپا همزمان با سوت داوران فیفا پیش میرفت. تاریخ ثابت کرده که نظامهای سلطه هیچگاه منافع راهبردی خود را فدای یک فستیوال ورزشی نکردهاند. بنابراین، فرض اینکه آمریکا «صرفاً» به خاطر برگزاری جام جهانی دست از حمله برمیدارد، یک سادگی دیپلماتیک است.
2 سناریوی موازی؛ فوتبال در خانه، جنگ در خاورمیانه
واقعیت میدانی نشان میدهد که هدف ایران ضربه به پایگاههای منطقهای آمریکا و استفاده از ابزارهای ژئوپلیتیک خود است. همین تفکیک جغرافیایی باعث میشود که آمریکا خود را در امنیت کامل ببیند. آمریکا ممکن است با تکیه بر این امنیت فیزیکی در داخل کشور، تصمیم به ادامه جنگ در خلیج فارس حتی در حین برگزاری مسابقات بگیرد. آنها میتوانند با استفاده از امپراتوری رسانهای خود، نگاهها را به سمت گلهای مسابقات بچرخانند و در لایههای پنهان، به عملیاتهای نظامی خود علیه ایران ادامه دهند. برای واشنگتن، جنگی که دور از خاکش باشد، مانعی برای تجارت فوتبال نیست.
3 اهرمِ هرمز و بنبست اقتصادی واشنگتن
جام جهانی ۲۰۲۶ پیشبینی میشود بیش از ۱۱ میلیارد دلار درآمد مستقیم برای فیفا و میلیاردها دلار گردش مالی برای شهرهای میزبان داشته باشد. بازارهای مالی جهانی به شدت نسبت به امنیت فیزیکی حساس هستند. اگر تنشهای ایران و آمریکا به مرحلهای برسد که خطوط هوایی بینالمللی با ریسک مواجه شوند یا بیمههای لویدز لندن نرخ حق بیمه در منطقه و پروازهای به مقصد آمریکا را افزایش دهند، سود اقتصادی این رویداد برای آمریکا به شدت کاهش مییابد.
با این حال، انسداد تنگه هرمز توسط ایران و قطع شریانهای انرژی، بازی را برای آمریکا سخت کرده است. اگرچه تماشاچیان در لسآنجلس جانی آسوده دارند، اما جیب شهروند آمریکایی و بازارهای مالی جهان از بحران انرژی ناشی از انسداد هرمز به شدت آسیب دیدهاند. برگزاری یک جام جهانی پرزرقوبرق در میانه ابرتورم جهانی نفت، بزرگترین ضدتبلیغ برای دولت ایالات متحده خواهد بود. از این رو، آمریکا ممکن است دو رویکرد موازی را پیش ببرد: تداوم درگیری نظامی برای بازکردن زوری تنگه هرمز، یا فریزکردن درگیری و کشاندن ایران به پای میز مذاکره.
4 هشدار به دولتمردان؛ زیر بار تعهدات گرانبها نروید
اگر در ماههای منتهی به مسابقات، سیگنالهایی برای مذاکره از سوی واشنگتن فرستاده می شود، این مذاکرات چیزی جز یک «تلهی زمانی» نخواهد بود. هدف آمریکا مشخص است: آنها میخواهند با دادن وعدههای توخالی امنیت عبور و مرور کشتیرانی در هرمز را تا پایان فینال جام جهانی تضمین کنند. پیام ما به دستگاه دیپلماسی صریح است: نباید «نقدِ ژئوپلیتیک» ایران (یعنی تسلط بر هرمز و اهرمهای برتر در جنگ) را با «نسیهی دیپلماتیک» آمریکا معاوضه کرد. هرگونه امتیازدهی گرانبها در این مقطع، خسارتی جبرانناپذیر است؛ چرا که واشنگتن نشان داده به محض فروکش کردن تب جام جهانی و جمع شدن سفره مسابقات، دوباره زیر میز تمام توافقات خواهد زد و با ابزارهای خشنتر بازمیگردد.
فینالِ واقعی در خلیج فارس است
چه آمریکا بخواهد جنگ را در حین مسابقات ادامه دهد و چه بخواهد برای عبور از این برهه دست به دامن توافق موقت شود، ایران باید موضع تهاجمی و استراتژیک خود را حفظ کند. نباید اجازه داد تب فوتبال، ما را دچار خطای محاسباتی کند. سنگرهای اقتصادی و دفاعی کشور نباید به بهای یک توافق فصلی و لرزان واگذار شوند؛ زیرا سوت پایان جام جهانی، سوت آغاز دور جدیدی از خصومتهای مهارنشدنی کاخ سفید خواهد بود. قهرمانِ واقعی، در پهنه آبهای نیلگون خلیج فارس مشخص خواهد شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید