یادداشت| محمد سلطانی|دانشآموز پایه دهم
از دیدگاه علم فیزیک و هوش مصنوعی
سردار شهید، سردار امیرعلی حاجیزاده، از سِرّ موشک های ایرانی میگوید، او با اطمینان ادعا میکند که تا حداقل ده سال آینده، ابرقدرت ها قادر به رهگیری نسل جدید موشک های ایرانی نخواهند بود. اما چرا ؟
برای درک این موضوع، ابتدا باید الگوریتم عملکرد سامانه های پدافندی را درک کنیم، این سامانه ها از مدل های شبکه عصبی مصنوعی ساخته شده اند. موشک های نسل قبلی حرکتی ساختار یافته و سهمی شکل همچون پرتاب یک سنگ در فضا داشتند، یعنی محل برخورد موشک و مسیر آن، از طریق یک معادله ریاضی قابل درک بود و سامانه های پدافندی میتوانستند به راحتی موقعیت موشک را در چند ثانیه آینده رهگیری کنند و موشک رهگیر را بر اساس مسیر پیش بینی شده هدایت کنند تا انهدام موشک اصلی در زمانی درست و دقیق رخ دهد.
هنگامی که یک موشک، پهپاد یا FPV وارد برد یک سامانه راداری میشود، یک رادار یا دوربین با گرفتن اطلاعاتی همچون سرعت، جهت، شتاب، مقاومت هوا، دما و … سعی میکند مسیر حرکت موشک را در ثانیه های آینده حدس بزند، این حدس زدن توسط یک مدل عصبی که قبلاً هزاران یا میلیونها بار در محیط های آزمایشی و میدانی و توسط دیتای به دست آمده آموزش داده شده و استاندارد های متعدد ریاضی و نظامی را دریافت کرده انجام میشود. این سامانه ها در مقابل موشک های فراصوت ایرانی، که سرعتی چندین برابر صوت دارند، فرصت بسیار کمی برای رهگیری دارند، پس باید سریعا موشک خود را به سمت نقاط پیشبینی شده شلیک کنند.
اینجاست که تکنولوژی ایرانی حریف سیستم های نوین پدافندی میشود، اما چگونه؟
موشک های نسل جدید ایرانی مثل سری موشک های خرمشهر ، موشک سجیل و فتاح مثل یک شَبَه، غیرقابل پیشبینی هستند، تقریبا هیچ مدلی نمیتواند به درستی مسیر حرکت این موشک ها را حدس بزند، زیرا این موشک ها اصلا مسیر مشخصی ندارند، این موشک های همچون جت های جنگنده توسط باله های انتهایی خود، که بر اساس استاندارد های دقیق آیرودینامیک در ناحیه انتهایی موتور پیشران موشک قرارگرفته اند، تغییر جهت، سرعت و شتاب میدهند.
سامانه های پدافندی در مواجهه با این موشک ها خیلی سریع گیج میشوند و دست به پیش بینی های غلط و با پراکندگی بالا میکنند، اما به دلیل زمان بسیار کمی که برای مقابله دارند، الگوریتم هوشمند آنها، دستور شلیک رهگیر ها را بر اساس همین داده های غلط صادر میکند، اما هنگامی که پس از شلیک متوجه اشتباه بودن پیش بینی قبلی میشود، چاره ای جز شلیک موشک های رهگیر جدید ندارد، چرا که حتی نوین ترین موشک های هدایت پذیر آمریکایی هم در مقابل سرعت ماورایی موشک های ایرانی ناکام میمانند.
به همین دلیل است که در فیلم های منتشر شده از تقابل پدافند و موشک های نسل جدید ایرانی، به خصوص محتوایی که در جنگ رمضان مشاهده میشد، مانند فیلمی که از هدف قرار گرفتن یک پایگاه آمریکایی در بحرین منتشر شد، دیدیم که حتی پس از شلیک چهار موشک رهگیر، هیچ مانعی برای اصابت موشک ایرانی وجود نداشت و به آسانی هدف خود را منهدم کرد.
این همان چیزیست که آمریکا را خیلی زود به زانو در میآورد، چرا که خشاب پدافندی آمریکا، توان مقابله با اهداف غیرقابل رهگیری ایرانی را ندارد و اگر هم داشته باشد، در واقع چند موشک رهگیر چند ده ملیون دلاری را فدای یک موشک یا پهپاد چند صدهزار دلاری میکنند.
تجربه جنگ رمضان نشان داد جملاتی مانند دنیای فردا دنیای گفتمان هاست که از برخی افراد سرشناس مطرح میشد باطنی پوچ داشتند. زیرا دست قدرتمند نیرو های مسلح جمهوری اسلامی در چهل روز توانست امتیازی کسب کند که دیپلماسی نتوانست طی چند دهه دیپلماسی و امتیاز دادن بی رویه به غرب، حتی کسری از آن را کسب کند.
اما اکنون دیگر کسی به صحبت های این قماش غربزده نگاه نمیکند و زمان آن است که در گوش جهان فریاد بزنیم، دنیای فردا دنیای ابرقدرتی به نام ایران است اما این بار فریادمان را نه با نامه نگاری های اداری بلکه با غرش موشک های طهرانی مقدم به گوش استکبار جهانی میرسانیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید