امروز: 1405/04/25 ساعت : 01:08

وفور اطلاعات، فقر فهم

در زیست‌جهان معاصر، که با غلبۀ بلامنازع رسانه‌های دیجیتال و الگوریتم‌های شتاب‌بخش تعریف می‌شود شاهد نوعی استحاله در فرآیندهای عالی شناختی هستیم. پدیده‌ای که می‌توان آن را سقوط به ورطۀ سطحی‌نگری نامید. این پدیده نه صرفاً یک ترجیح رفتاری، بلکه بحرانی اپیستمولوژیک (معرفت‌شناختی) است که بنیان‌های تحلیل خردورزانه را تهدید می‌کند. در شرایطی که جریان سیال اطلاعات، ذهن انسان را به تورق گذرا و ادراک قطعه‌قطعه (تقطیع‌شده) عادت داده است ترویج و بازگشت به سنت مطالعات عمیق فراتر از یک توصیۀ فرهنگی است، و آن به‌مثابۀ ضرورتی حیاتی برای بقای عاملیت فکری انسان تلقی می‌شود.
از منظر روان‌شناسی شناختی قرار گرفتن مداوم در معرض محتوای سریع و تکه‌تکه می‌تواند الگوهای توجه و راهبردهای پردازش را به سمت اسکن سریع و چندوظیفگی سوق دهد و در نتیجه، خواندن عمیق و درک متون بلند برای برخی افراد دشوارتر شود. این اثرات به زمینه، فرد، و میزان و نوع استفاده نیز وابسته‌اند. در نتیجه مدارهایی که مسئولیت فرآیندهای پیچیده‌ای نظیر استنتاج، تفکر انتقادی و همدلی شناختی را بر عهده دارند در غیاب تمرکز طولانی‌مدت، جای خود را به واکنش‌های غریزی و قضاوت‌های شتاب‌زده می‌دهند. در این پارادایم جدید، فرد به جای فهم ساختار، تنها به مصرف نشانه بسنده می‌کند. پیامد مستقیم این وضعیت شیوع فزایندۀ مغالطات منطقی و ناتوانی در تفکیکِ هستۀ حقیقت از پوستۀ پروپاگاندا در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است.
علاوه بر این در تحلیل جامعه‌شناختی سطحی‌نگری مفرط منجر به ایجاد جامعه‌ای توده‌وار می‌شود که در آن قدرت تحلیل پدیده‌های چندوجهی، قربانی ساده‌سازی‌های عوامانه می‌گردد. مطالعه عمیق، به مثابۀ یک تمرین دیسیپلین‌محور (خودانضباطی)، ذهن را مجهز به ابزارهای تحلیل دیالکتیکی می‌کند. ابزارهایی که به فرد اجازه می‌دهند تضادها را درک کرده و از صدور احکام شتاب زده و سطحی اجتناب ورزد. ترویج کتاب‌خوانی پیوسته و مطالعۀ متون کلاسیک، نظری و معرفتی در واقع تلاشی است برای احیای «تفکر تامل‌برانگیز» (Reflective Thinking) در برابر «تفکر واکنشی» (Reactive Thinking).
در نهایت، باید اذعان داشت که اگر خوراک جسمی برای بقای بیولوژیک الزامی است، مطالعات عمیق نیز قوتِ لایموتِ ساحت اندیشه است. بدون تجهیز به عمق استراتژیک در تفکر، انسان در برابر سونامی اطلاعات بی‌اعتبار، بی‌دفاع خواهد بود. از این رو، بازتعریف نظام‌های آموزشی و ترویج الگوهای مطالعاتی که مستلزم صرافت ذهنی و تداوم تمرکز هستند، اصلی‌ترین راهکار برای مقابله با اضمحلال عقلانیت در روزگار کنونی محسوب می‌شود.

مهدی سلیمانی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم