عقلسلیم ایجاب میکند به هشدار آنانی توجه کنیم که از همان آغاز گفتند «برجام خسارت محض است»، همانها که هشدار دادند اگر پاسخ ترور حاجقاسم قاطع و درخور نباشد، دشمن جسورتر خواهد شد، همانها که پیشبینی کردند پس از غزه و سوریه و لبنان، نوبت تهران خواهد رسید. نه به آن خوشخیالان وادادهای که از شوق توافق با آمریکا، حتی عربدهکشی و هرززبانی ترامپ را بزک میکنند و با ادبیات سیاسیِ سطحی، تحقیرِ تحمیلشده به ملت توسط همین سیاست غلط را بهعنوان دستاورد جا میزنند. این نگاه نه سیاستمداری است و نه خردورزی؛ بلکه چشم بستن بر واقعیت قدرت و باز کردن راه نفوذ دشمن در متن تصمیمگیری کشور است.
قبول مذاکرهای که با تهدید همراه است را هیچ ملت با شرفی انجام نمیدهد و هیچ سیاستمدار خردمندی آن را تصدیق نمیکند. پیرِ خردمندی میگفت: مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟ مسؤلی دیگر با دیدن این تهدیدات گفت: مذاکره نکنیم چه کنیم؟
پاسخ چیست؟پاسخ روشن است؛ مرد باشیم و بجنگیم و دست از شروط رهبری برنداریم، از تهدیدات ترامپ نترسیم و قدرتمان را با ضربات سنگین به رخ بکشانیم. ترامپ فقط زبان زور میفهمد، نه مشی ظریفانه.
تجربههای گذشته گواه این حقیقتاند:
مذاکرات برجام در دولت روحانی، چالش اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۷ را بهدنبال داشت.گره زدن تمام مسائل کشور به مذاکرات.
مذاکرات اول برای توافق هستهای جدید در سال اول دولت پزشکیان، جنگ را به خاک ایران کشاند و تحمیل جنگ ۱۲ روزه.
مذاکرات دوم در سال دوم دولت پزشکیان، به سرزنی رأس نظام و تحمیل جنگ دوم به ایران انجامید.
حالا پرسش این است: آوردهٔ نهایی مذاکرات سوم برای توافق صلح در سال سوم دولت پزشکیان چه خواهد بود؟ پاسخ روشن نیست؟ ایران دوباره با چالش جدی جنگ،صلح،مذاکره، سپس جنگ مواجه است.
از نگاه رهبر انقلاب، چرا مذاکره با آمریکا نادرست است؟ چون اولاً فایده ندارد، آمریکا به دنبال تسلیم مطلق جمهوری اسلامی است، همانطور که ونزوئلا را به زانو درآورد. ثانیاً نتیجه ندارد.بیست سال مذاکره کردیم و هیچوقت به نتیجه نرسیدیم، تا جایی که طرف مقابل میز مذاکره را بمباران کرد. وقتی مذاکره به اهرم فشار تبدیل شده و طرف مقابل قصد گفتگو ندارد، ادامهٔ آن جز خسارت چیزی به همراه ندارد.
با این حال، دولت پزشکیان همچنان مشغول مذاکرهای است که صریحاً نهی شده بود. رئیسجمهور مدام اعلام آمادگی برای مذاکرات بیشتر بر مبنای «قانون بینالملل» میکند، وزیر خارجه هنوز در بند تفکیک ترامپ و نتانیاهو است، و تیم ایرانی مشغول پاکنویس کردن شروط آمریکا. در مقابل، آمریکا هر روز حلقهٔ فشار را تنگتر میکند و کارتهای باختهی خود را تبدیل به فرصت کرد:
توقیف نفتکشهای ایرانی
شلیک به کشتیهای تجاری
غرق کردن شناورها
کشتن دریانوردان
محاصره تنگه
استقرار ناوهای جنگی در آبهای اطراف
اعمال تحریمهای جدید
مصادرهٔ اموال ایران در بانکها و رمزارزها
بستن راههای تجارت
ادامهٔ حملات به لبنان
گسیل ناوها و جنگندهها و همزمان -کار بر روی قطعنامههای جدید و تهدید و ترور رهبران مقاومت.
آمریکا مذاکره را به ابزار جنگ تبدیل کرده و هر بار که ایران پای میز نشسته، دستاوردی جز خسارت نداشته است. راه درست همان است که بارها گفته شد؛ ایستادگی، مقاومت، و پاسخ به تهدیدات. مذاکرهای که با تهدید همراه است، نه شرف دارد، نه نتیجه. تنها راه، مقاومت است تا دشمن از جنگ پشیمان شود.
پیرِ فرزانهای که امروز در میان ما نیست، به ما توصیه کرده بود: «ملتی که نتواند از هویت و عظمت خویش در برابر بیگانه دفاع کند، بیتردید تحقیر و توسری خواهد خورد.» این سخن نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک قاعدهٔ سیاسی است؛ قاعدهای که نشان میدهد هر عقبنشینی در برابر دشمن، به معنای باز کردن راه برای سلطه و نفوذ اوست.
چرا مذاکره با آمریکا نادرست است؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید