اکنون چند روزی می شود که از جنگ آمریکایی، اسرائیلی می گذرد و شرایطی پایدار برقرار شده است اما برخی گمان می کنند که جنگ تمام شد، ولی این اشتباه چندین دهه است که گریبان گیر بسیاری از مسئولین و مردم شده، مسئولین به این علت که همچون افق های مقام معظم رهبری در مورد مسائل مختلف هسته ای، کشاورزی، اقتصادی و غیره فکر نمی کنند و رهنمود های اجرایی ایشان برای دو برابر کردن تلاش در جهت بهبود اوضاع را در صحنه عمل ایفا نمی کنند و مردم به این علت که مواجهه با جنگ را باتوجه به گوش زد کردن های فراوان رهبری از قبل رخدادن چنین جنگ هایی مورد توجه قرار نمی دهند و در بررسی و تلاش برای همان جنگ متوقف می شوند.
ماهیت انقلاب اسلامی در گرو تحقق آرمانهایی بود که برای مردم و به دست مردم رقم میخورد.
اقتصادمقاومتی، به عنوان راهکار کلیدی پیشرفت کشور، گاه به غلط در قالب الگوهای وارداتی یا نخبهمحور ارائه میشود مدلی که در آن، مردم تنها تماشاگر یا مصرفکننده محصولاتی هستند که عدهای خاص طراحی و تولید میکنند. این در حالی است که روح انقلاب اسلامی، مردمیسازی در همه عرصههاست، از میدان جنگ تا میدان سازندگی و اقتصادی.
اقتصاد ایران روزبهروز در حال نوشیدن زهر انحصار میباشد که به تبع آن شاهد کنار رفتن نیروی ملت و عزم آنها برای رونق بخشیدن به چرخه تولید خواهیم بود. مسئله تولیدی که رهبر انقلاب ۹ سال است از شعارهای سال را بهصورت مستقیم تولید میگذراند و به اهمیت تولید توسط مردم و آنهم تولید دانش بنیان و صاحب فناوری میپردازند حال با این شرایط چنین پرسشی به میان خواهد آمد که هیچ امری وجود نخواهد داشت که در آن انحصار رخنه نکند؟
پاسخی که سعی دارم در این یادداشت به آن بپردازم پاسخی از جنس دانش است، دانش هیچگاه تن به انحصار نمیدهد و ضدانحصار میباشد زیرا علم قدرتی میآفریند که این قدرت میتواند در دسترس همگان قرار گیرد و عامل پرداختن به دانش و علم برای جلوگیری از انحصار در کشور رفتن به سمت اقتصادمقاومتی است جاییکه فناوری در تولید به عرصه ظهور درمیآید و دانش نقش اصلی را در فیلمنامه اقتصادی بازی میکند.
اما موانعی جدی بر سر این راه وجود دارد، یکی از اصلیترین آنها، تفکر سرمایهمحوری است که همچون سایهای سنگین، بر تصمیمگیریهای کلان اقتصادی سایه انداخته است. وقتی در بررسی برنامههای توسعه، اولین و آخرین بحث به «بودجه و سرمایه» ختم میشود، در واقع مسیر انقلاب را به حاشیه بردهایم.
انقلابی که با تکیه بر ایمان و اراده مردم، بزرگترین قدرتهای زمانه را به زانو درآورد، امروز نباید در برابر اعداد، ارقام و معادلات اقتصادی سر خم کند.
چالش دیگر، سطحینگری در مواجهه با مقوله دانشبنیان است. گاه تصور میشود با راهاندازی چند استارتاپ یا برگزاری چند رویداد نمایشی، اقتصاد کشور دانشبنیان میشود. این در حالی است که اقتصاد دانشبنیان واقعی، نیازمند نگاهی عمیق، مسئلهمحور و بلندمدت است.
باید از درمان علائم بیماریها گذر کرد و به علل ریشهای آنها پرداخت.
تحقق آرمانهای انقلاب در گروی آن است که پیشرفت، دانش و فناوری، در خدمت مردم و به دست مردم باشد. این مسیر، اگرچه دشوار، اما شدنی است.
چرا که انقلاب اسلامی، بزرگترین اثبات توانایی «ما میتوانیم» است.
تحقق آرمانهای فصل جدید انقلاب؛ با گفتمان پیشرفتی به نام اقتصادمقاومتی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید