گفتگو با زینب فرج خبرنگار العالم در مرز لبنان و سرزمین های اشغالی
زینب فرج، خبرنگار شبکه العالم، از شناختهشدهترین خبرنگاران میدانی جنوب لبنان است که سالهاست تحولات مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی را از نزدیک پوشش میدهد. او که بارها از خطوط مقدم و مناطق درگیری گزارش تهیه کرده، در گفتوگویی اختصاصی با روزنامه عصر ایرانیان از مسیر ورودش به حرفه خبرنگاری، تجربه فعالیت در مناطق جنگی، وضعیت جنوب لبنان، شرایط آوارگان، تحولات میدانی و نگاه جامعه مقاومت به رویدادهای جاری منطقه سخن گفته است.
۱- چگونه مسیر خود را در روزنامهنگاری آغاز کردید؟
روزنامهنگاری برای من یک شغل گذرا نبود، بلکه انتخابی بود که با علاقهای قدیمی به مردم، روایتها و مسائل مقاومت گره خورده است؛ چرا که من دختر نوار مرزی و اهل بنت جبیل هستم؛ شهری که از اشغال و تجاوزهای اسرائیل، حتی در دورههایی که آن را صلح مینامیدند، تا امروز رنج کشیده است. آنچه عشق و دلبستگی مرا به این حرفه بیشتر کرد، ماهیت رویدادهایی بود که لبنان تجربه کرده است. جنگهای مکرر علیه جنوب و مسائل مردم در مناطق آسیبدیده باعث شد بیش از پیش به این پروندهها نزدیک شوم. با گذشت زمان دریافتم که خبرنگار همیشه داستان خود را انتخاب نمیکند، بلکه گاهی این داستان است که خود را به او تحمیل میکند؛ بهویژه زمانی که شاهد درد، پایداری و تحولات بزرگ باشد.
۲- رابطه شما با فاطمه فتونی و علی شعیب چگونه بود؟
در مورد دو همکار شهید، فاطمه فتونی و علی شعیب، باید بگویم اگرچه از نظر شخصی این فرصت برایم فراهم شد که با فاطمه دیدار کنم، اما روزگار اجازه نداد با حاج علی دیداری داشته باشم. با این حال، آنها را نه فقط بهعنوان خبرنگار، بلکه بهعنوان انسانهایی میشناختم که با تمام خطرات و مسئولیتهای این حرفه، عاشق روزنامهنگاری بودند.
علی شعیب نمونه خبرنگاری بود که هرگز میدان را ترک نمیکرد، هرچقدر هم که خطرها شدید میشد. او توانایی استثنایی در انتقال تصویر از قلب رویداد داشت و حضور حرفهای و انسانیاش پیش از حضور رسانهای او احساس میشد.
فاطمه فتونی نیز نماد خبرنگاری بود که حرفهایگری را با تعهد انسانی درهم آمیخته بود. او احساس مسئولیت بالایی نسبت به مردمی داشت که رنجشان را روایت میکرد و هرگز با خبر بهعنوان یک عدد یا یک محتوای رسانهای برخورد نمیکرد، بلکه آن را یک داستان کامل انسانی میدانست.
از خاطرات فراموشنشدنی من با فاطمه، دوران دانشگاه و سپس همراهیمان در میدان بود. آخرین دیدار ما در جریان سفر نواف سلام، نخستوزیر لبنان، به بنت جبیل و روستاهای اطراف انجام شد؛ جایی که کنار یکدیگر نشستیم، گفتوگو کردیم و او به من توصیه کرد با توجه به تهدیدهای اسرائیل مبنی بر ترورم، بیشتر مراقب خودم باشم.
۳- مرحله رهبری شیخ نعیم قاسم را چگونه ارزیابی میکنید؟
بهعنوان یک خبرنگار، این مرحله را یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخ حزبالله میدانم. شیخ نعیم قاسم پس از دورهای استثنایی که شاهد تحولات بزرگ نظامی، سیاسی و منطقهای بود، مسئولیت رهبری را برعهده گرفت.
بهوضوح میتوان گفت که مهمترین چالش او حفظ انسجام ساختار تشکیلاتی و تداوم سیاسی حزب در شرایطی بوده که فشارهای داخلی و خارجی بیسابقهای وجود داشته است.
از نگاه شخصی، آنچه شیخ نعیم در طول ۱۵ ماه گذشته و اکنون انجام میدهد، شبیه به برخاستن پیکری زخمی و تکهتکهشده پس از دریافت ضربات پیاپی است؛ پیکری که همچنان در برابر همه تجاوزهای اسرائیل، فشارهای داخلی علیه حزبالله و تلاشها برای محاصره و درهم شکستن آن، ایستادگی و استواری خود را حفظ کرده است.
حزبالله همچنان یکی از بازیگران اصلی معادله لبنان است؛ چه لبنانیها با نقش آن موافق باشند و چه مخالف. این حزب هنوز در هر بحثی درباره آینده لبنان و توازنهای داخلی آن، یک عامل تعیینکننده به شمار میرود.
۴- وضعیت لبنان را چگونه میبینید؟
لبنان در مرحلهای حساس قرار دارد که بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی در آن درهم تنیده شدهاند. دولت با چالشهای بزرگی در زمینه بازسازی نهادها، مقابله با فروپاشی اقتصادی و مدیریت پروندههای پیچیده امنیتی روبهرو است.
برخی معتقدند دولت بیش از اتخاذ مواضع قاطع، سرگرم مسیرهای دیپلماتیک و مذاکراتی است؛ در حالی که عدهای دیگر بر این باورند که ماهیت توازنهای داخلی و منطقهای چنین رویکردی را ایجاب میکند.
فشارهای اقتصادی و سیاسی کنونی نیز بر همه جریانهای لبنانی و بر جامعه لبنان بهطور کلی تأثیر گذاشته و بر تمام صحنه سیاسی و اجتماعی کشور سایه افکنده است.
۵- ارزیابی شما از مرحله کنونی و سناریوهای پیشرو چیست؟
مرحله کنونی با سطح بالایی از عدم قطعیت همراه است. سناریوهای احتمالی شامل موارد زیر میشود:
• ادامه وضعیت فرسایشی و تنش.
• دستیابی به تفاهمات یا ترتیباتی که از شدت تنش بکاهد.
• یا ورود به دور جدیدی از تشدید درگیریها در صورت شکست مسیرهای سیاسی.
طبیعتاً نگاهها به ایران دوخته شده است. ما یقین داریم که نجات ما از میز مذاکرات ایران آغاز میشود و پیروزی ما در گرو وحدت جبههها و محورهای مقاومت است. مذاکرات مستقیم که دولت لبنان تلاش میکند آن را تحمیل کند، چیزی جز رؤیاهای واهی کسانی نیست که میخواهند کشور و فداکاریهای مردم جنوب، ضاحیه و بقاع را به فروش برسانند.
۶- آخرین تحولات میدانی چیست؟
در روزهای اخیر، جنوب لبنان شاهد تشدید قابل توجه تنشها بوده است. نیروهای اسرائیلی در برخی مناطق در جنوب رود لیطانی پیشروی کردهاند و همزمان حملات هوایی و تجاوزات خود را افزایش دادهاند.
همچنین عملیات نظامی به رسیدن نیروهای اسرائیلی به اطراف شهر نبطیه و تسلط بر برخی نقاط راهبردی از جمله قلعه شقیف منجر شده است. با این حال، مقاومت دستاوردهای میدانی مهمی به ثبت رسانده و عملیاتهای ویژهای انجام داده که خسارات سنگینی به ارتش اسرائیل وارد کرده است.
اسرائیل تلاش میکند هرچه بیشتر پیشروی کند، اما مقاومت در برابر آن ایستاده و با تمام توان مقابله میکند.
۷- وضعیت شهر نبطیه چگونه است؟
نبطیه یکی از مهمترین مراکز سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جنوب لبنان به شمار میرود. این منطقه تحت فشارهای شدید نظامی قرار گرفته و عملیاتهای نظامی به اطراف شهر رسیده است. همچنین این شهر بارها هدف حملات هوایی قرار گرفته است.
باید احتمال رسیدن نیروهای اسرائیلی به نبطیه و سقوط شهر را در نظر گرفت و نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت، اما امید ما همچنان به رزمندگانی است که در خطوط دفاعی و خطوط مقدم ایستادگی میکنند.
۸- میزان پیشروی اسرائیل چقدر بوده است؟
نیروهای اسرائیلی در برخی محورها از رود لیطانی عبور کردهاند و به مناطقی رسیدهاند که طی سالهای طولانی از عمیقترین نقاط نفوذ در خاک لبنان به شمار میرود. همچنین بر برخی نقاط راهبردی مرتفع در جنوب، از جمله قلعه شقیف، تسلط یافتهاند.
۹- وضعیت آوارگان چگونه است؟
پرونده آوارگان همچنان یکی از فوریترین مسائل موجود است. صدها هزار نفر در ماههای گذشته ناچار به ترک خانههای خود شدهاند و شرایط امنیتی و حجم گسترده ویرانیها، بازگشت بخش بزرگی از آنان را به روستاهایشان دشوار کرده است.
بزرگترین مشکل آوارگان، تأمین مسکن در سایه اجارهبهای بسیار بالاست. همه کمکهای مردمی و کمکهای مالی جمعآوریشده به دست آوارگان نمیرسد و شمار زیادی از آنها همچنان در چادرها زندگی میکنند؛ وضعیتی که جامعه مقاومت به آن عادت ندارد.
۱۰- میزان خسارت به زیرساختها چقدر است؟
زیرساختها خسارتهای گستردهای در جادهها، شبکههای برق و آب، مراکز درمانی، مؤسسات آموزشی و تجاری متحمل شدهاند. همچنین برخی روستاها بهطور کامل از بین رفتهاند و سنگ، درخت و انسان در آنها نابود شده است.
این خسارتها همچنین بر بازارها، زنجیرههای تأمین و خدمات اساسی در جنوب لبنان تأثیر گذاشته است.
۱۱- روحیه مردم جنوب چگونه است؟
با وجود خسارتهای سنگین، بسیاری از مردم جنوب همچنان بر ماندن و بازگشت به سرزمین خود اصرار دارند. تجربه جنگهای گذشته نشان داده است که جامعه جنوب لبنان توانایی بالایی برای سازگاری و بازسازی دارد؛ هرچند فشارهای روانی و اقتصادی امروز بیش از هر زمان دیگری است.
۱۲- نگاه محیط مقاومت به ایران چگونه است؟
نمیتوان دیدگاه محیط مقاومت را در یک موضع خلاصه کرد. در درون این فضا، حمایت گستردهای از ایران بهعنوان پشتیبان سیاسی و نظامی مقاومت وجود دارد، اما در عین حال دیدگاهها، پرسشها و بحثهایی نیز درباره ماهیت این رابطه، حدود آن و تأثیرش بر لبنان مطرح است.
بهطور کلی، بخش بزرگی از حامیان مقاومت هرگونه رویارویی میان ایران و اسرائیل را در چارچوب نزاع گستردهتر منطقهای میبینند و آن را با موازنه قدرت در منطقه مرتبط میدانند. در مقابل، در داخل لبنان دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد که موضوع را به شکل متفاوتی ارزیابی میکنند و این امر بازتابدهنده تنوع سیاسی شناختهشده در جامعه لبنان است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید