اولین نکته پیام، خطاب به مردم است و آن چیزی که دارد بیان میشود باید در نسبت با مردم و آنچه که مردم در مسیر پیش رو باید به آن توجه کنند، در نظر گرفته شود. این نگاه به آینده، تکیه دارد به نگاهی به گذشته که توجه و تحلیل داشتن از آن نیز اهمیت دارد. رهبر انقلاب روایتی را نسبت به فرایند طیشده بهصورت بسیار اجمالی بیان میکنند و ناظر به آینده نکاتی را مطرح میکنند. در درون این پیام تصریح میشود که یک زمین بازی وجود دارد که یک طرفش مردم و رهبر است که با تعبیر «ما» یعنی «شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز» در متن پیام وجود دارد و یک طرف هم کارگزاران سیاسی هستند که رئیسجمهور محترم و اعضای شورای عالی امنیت ملی هستند. این معادلهسازی و این زمین بازی چیدن، بسیار اهمیت دارد و نشان از یک پویایی به ما میدهد که این پویایی قرار است مسیر پیش رو را شکل بدهد. در گذشته هم همین پویایی بوده است؛ یعنی اگر عزیزان پیامهای رهبر انقلاب را از ابتدا تا الان یک بررسی دقیق انجام دهند، متوجه پویایی که در ذهن ایشان هست و دارد به مردم منتقل میشود، خواهند شد.
معادله «ما» و کارگزاران در پیام رهبر انقلاب
در نگاه آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای این واقعیت دیده میشود که مردم مبعوثشده وجود دارند که حالا در این پیام از عبارتهایی مثل «پرشور، باوفا، سرافراز» یاد میشوند و رهبری که ایشان انجام میدهند، اینها در یک طرف تعریف میشوند؛ یعنی اهداف مشخصی را دنبال میکنند، کاملاً هماهنگ هستند و یک موجود واحد محسوب میشوند. در طرف دیگر، کارگزار هستند که در حال تلاشند، دلسوزند و بنا دارند که امورات جاری اعم از سیاسی و نظامی و اداره کشور را انجام بدهند. همانطور که در متن این پیام تصریح شده است، «ما» یعنی همان ملت سرافراز و رهبر انقلاب، یک کارکرد دارند و آن کارکرد، یک جایگاه نظارتی است؛ ناظر هستند بر رفتار و کردار و اقداماتی که کارگزاران انجام میدهند تا آن چیزهایی که وعده داده شده، محقق بشوند. این پویایی را باید خیلی به آن توجه کرد. به نظر من یکی از نکات بسیار بااهمیت این پیام این است که رهبر انقلاب این معادله را باز کردند برای مردم. ما در این روزها خیلی این حرفها را میشنیدیم که «آقا، کارگزاران مگر با رهبری هماهنگ نیستند؟»، «ما نباید به کارگزاران اعتماد داشته باشیم؟»، «اگر کارگزار سیاسی حرفی را بیان کرد، نسبت ما با آن چیست؟» این امر نامشخصی نبود، اما شفاف هم نبود؛ یعنی بر اساس نظام اندیشهای امام شهید و خود رهبر انقلاب، میشد توضیح داد، اما این میزان تصریح و شفافیت که در متن این پیام وجود دارد، خیلی این را ارتقا میدهد و وارد یک سطح جدید میکند.
اکنون ما بهخوبی میتوانیم درباره اینها صحبت کنیم به استناد خود پیام که آنچه از نظر رهبر انقلاب زمین واقعی را تشکیل میدهد، یک موجودیتی است به نام «ما» که میشود مردم سرافراز و رهبر انقلاب که یک بازیگر تعیینکننده است و اگر بخواهم تعبیر «متغیر مستقل» را به کار ببرم، این موجود، یک سری انتظارات و تعهداتی را که توسط کارگزاران به او داده شده، دارد. چرا این «ما» اصلیترین متغیر است؟ اگر در پیام چهاردهم خرداد که به مناسبت سالروز رحلت امام خمینی(ره) است، رجوع کنید، میبینید که ایشان تصریح میکنند که آن چیزی که باعث شد دشمن شکست بخورد، این مردم و رشادتهای نیروهای مسلح است که در تعبیر ایشان، فرزندان مردم هستند؛ یعنی منبع قدرت جمهوری اسلامی ایران مردم هستند که الان در یک سطح جدیدی متجلی شدند و حضور پیدا کردند. مردم مبعوثشده، مردم پرشور و باوفا، اینها توانستند دشمن را شکست بدهند و یک تراز جدیدی از جایگاه را ایجاد کردند. جمهوری اسلامی ایران ارتقا پیدا کرده که در پیام ایشان به مناسبت چهلم شهدای جنگ تحمیلی هم این بیان شده که آنچه باعث شده ایران ارتقا پیدا کند و دشمن در مسیر سقوط باشد، جانفشانیهای نیروهای مسلح و حضور مجاهدانه مردم و خون پاک شهداست.
پس یک طرف، یک «ما» وجود دارد که میشوند ملت و رهبر که آن متغیر اصلی را شکل میدهند. یک طرف هم کارگزاران سیاسی هستند؛ رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس که در مذاکرات سیاسی، رئیسجمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس مجلس به عنوان رئیس تیم مذاکرهکننده، این کارگزاران را شکل میدهند و هماهنگی زیادی با هم دارند. از گذشته هم اینگونه بوده است؛ در طول دو سال گذشته، هماهنگی این دو بال بسیار زیاد بوده که امام شهید هم در قضیه رأی اعتماد به وزرا به آن اشاره کردند. این دو طرف چه نسبتی با هم برقرار میکنند؟ مردم و رهبر انقلاب به عنوان «ما»، یک سری اهدافی را دنبال میکنند، پیروزیهایی به دست آوردند، لذا شروطی قرار دادند و خطوط قرمزی ترسیم شده است. کارگزاران سیاسی باید تلاش کنند که اینها را محقق کنند و رهبر انقلاب در این پیام تصریح میکنند که «ما منتظر تحقق شروط گفتهشده خواهیم بود»؛ شروطی که رئیسجمهور به نمایندگی از شورای عالی امنیت ملی، تعهد دادند به رهبر انقلاب. این پویایی، پویایی است که قرار است آینده را شکل بدهد.
به نظر من اگر این را بپذیریم، نقش مردم، نخبگان، همه آنهایی که در این «ما» تعریف میشوند، وظیفه دارند که این مسئله نظارت بر تحقق شروط را انجام بدهند. مردم در صحنه، نخبگانی که تریبون دارند، اندیشکدهها، رسانهها، همه میتوانند نقش خود را ایفا کنند. کارگزاران هم وظیفهشان این است که با دلسوزی و حسن نظری که رهبر انقلاب اشاره میکنند، تلاش کنند تا این شروط را محقق کنند. مغز آن چیزی که رهبر انقلاب درباره تفاهمنامه در پیامشان منتشر کردند، این است. کلمات صریحی که باید همیشه در ذهن بماند، چون ما مسیری که پیش رو داریم، از این پویایی بسیار باید استفاده کنیم و آن را تقویت کنیم. در روزهای گذشته تجربه کردیم که وقتی صحبت از تحقق شروط میکردیم، خیلیها تشکیک میکردند؛ تشکیکها دو دسته بود؛ یک دسته آنهایی که واقعاً سوال داشتند و یک دسته عامدانه که میخواستند اختلال ایجاد کنند. اما این پیام روشن میکند که این نسبت، نسبت مهمی است و باید حفظ بشود؛ نسبت مردم منتظر تحقق شروط و کارگزارانی که باید دنبال کنند. برخی این را معکوس میفهمیدند که مردم باید خودشان را با کارگزار تنظیم کنند، اما در این متن میبینیم که چنین نیست. اصل آنچه برای آینده کلیدی است، این پویایی و معادلهای است که ایشان تصریح میکنند که «ما» یعنی مردم سرافراز و رهبری، یک نقش مهم و جایگاه مهم دارند و از آن طرف کارگزاران سیاسی که باید چیزهایی را محقق کنند و این تعامل و اثرگذاری بر همدیگر است که مسیر را شکل میدهد و میسازد.
معادله «ما» و کارگزاران در پیام رهبر انقلاب
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید