امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:10

ده‌ها شهید در لبنان از زمان امضای تفاهم

هنوز جوهر توافقات و وعده‌های دیپلماتیک خشک نشده بود که واقعیت میدان، بار دیگر ماهیت پروژه آمریکایی ـ صهیونیستی را آشکار کرد. آنچه قرار بود با عنوان آتش‌بس و کاهش تنش به توقف تجاوزها منجر شود، در عمل به فرصتی برای تجدید آرایش ماشین جنگی رژیم صهیونیستی تبدیل شد؛ رژیمی که حتی برای ساعتی نیز خود را مقید به تعهدات و توافقات نشان نداد و با تکیه بر حمایت‌های بی‌قید و شرط آمریکا، مسیر تجاوز و جنایت را ادامه داد.
امروز دیگر سخن گفتن از نقض توافقات، توصیف کاملی از واقعیت نیست؛ زیرا آنچه در جریان است، نه تخلف از یک تعهد، بلکه استفاده ابزاری از مذاکره و آتش‌بس برای فریب افکار عمومی و خرید زمان است. واشنگتن و تل‌آویو در این میان، دو بازیگر مستقل نیستند، بلکه دو ضلع یک اتاق فرمان واحدند؛ یکی با زبان مذاکره و وعده‌های سیاسی و دیگری با بمب، آتش و کشتار. از همین رو، هر توافقی که ضمانت آن به آمریکا گره بخورد، پیش از آنکه به ثبات و آرامش منجر شود، به ابزاری برای استمرار تجاوز و بازتولید بحران تبدیل خواهد شد.
تحولات امروز جنوب لبنان نیز در همین چارچوب قابل فهم است. در حالی که دستگاه تبلیغاتی رژیم تلاش می‌کند تصویری از ابتکار عمل و برتری میدانی ارائه دهد، حجم بی‌سابقه حملات هوایی و توپخانه‌ای که از صبح امروز تاکنون از ۱۶۰ حمله سنگین فراتر رفته، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، اعترافی آشکار به بن‌بست در جبهه زمینی است. هرچه ارتش اشغالگر در تحقق اهداف خود ناکام‌تر شده، جنون بمباران و سیاست زمین سوخته را با شدت بیشتری دنبال کرده است؛ واقعیتی که شدیدترین نمود آن را می‌توان در نبرد سرنوشت‌ساز نبطیه و ارتفاعات علی‌الطاهر مشاهده کرد.
کانون اصلی درگیری‌ها در ساعات اخیر، محور اطراف شهر راهبردی نبطیه و ارتفاعات علی‌الطاهر بوده است؛ منطقه‌ای که به گره اصلی عملیات زمینی رژیم تبدیل شده و شدیدترین نبردهای جنوب لبنان را در خود جای داده است. ارتش اشغالگر طی چندین مرحله تلاش کرد با اتکا به برتری هوایی، پوشش آتش سنگین و یگان‌های زرهی، خطوط مقاومت را در این محور بشکند و راه نفوذ به عمق جنوب لبنان را باز کند، اما پنجمین تلاش متوالی برای تصرف و تثبیت مواضع در منطقه علی‌الطاهر نیز با شکست مواجه شد و بار دیگر ثابت کرد که برتری آتش و تجهیزات، تضمین‌کننده پیروزی در میدان نیست.
پنجمین شکست ارتش صهیونیستی، بهای سنگینی برای فرماندهان این رژیم به همراه داشت. تانک‌های مرکاوا و ادوات زرهی پیشرفته‌ای که سال‌ها نماد برتری ارتش اسرائیل معرفی می‌شدند، در کمین‌های دقیق مقاومت گرفتار شدند و خسارت‌های سنگینی را متحمل شدند. تلفات بالای نیروهای مهاجم و فرسایش یگان‌های زرهی، بیش از پیش افسانه شکست‌ناپذیری ارتش صهیونیستی را زیر سؤال برده و فرماندهان آن را در برابر بن‌بستی راهبردی قرار داده است. نبطیه و ارتفاعات علی‌الطاهر اکنون به قتلگاه رؤیای پیشروی زمینی رژیم تبدیل شده‌اند؛ جایی که هر موج جدید حمله، بیش از آنکه دستاوردی به همراه داشته باشد، بر حجم خسارت‌ها و سردرگمی ارتش اشغالگر افزوده است.
با این حال، آنچه معادلات جنوب لبنان را برای دشمن پیچیده‌تر کرده، صرفاً توان رزمی حزب‌الله نیست، بلکه حضور مردمی است که طی دهه‌ها اشغال و تجاوز، به عمق راهبردی مقاومت تبدیل شده‌اند. مردم جنوب لبنان، همان مردمی هستند که خانه‌هایشان بارها ویران شده، فرزندانشان به شهادت رسیده و زندگی‌شان زیر سایه جنگ گذشته است، اما همچنان پشتوانه اصلی مقاومت باقی مانده‌اند. دشمن به خوبی می‌داند که حزب‌الله از مردم جنوب جدا نیست و قدرت مقاومت تنها در موشک‌ها و تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در ایمان، صبر و پیوند عمیق اجتماعی و فرهنگی این جامعه ریشه دارد.
همین واقعیت است که سبب شده هرگاه ارتش صهیونیستی در میدان نبرد زمینی با شکست مواجه می‌شود، بانک اهداف خود را به سوی غیرنظامیان تغییر دهد. حمله به مناطق مسکونی، هدف قرار دادن خودروهای عبوری و بمباران زیرساخت‌های مردمی، بخشی از همین سیاست انتقام‌جویانه است. در روزهای اخیر حتی مواکب و ایستگاه‌های صلواتی برپا شده در آستانه ماه محرم نیز از تعرض دشمن در امان نمانده‌اند؛ اقدامی که بیش از آنکه ارزش نظامی داشته باشد، بیانگر هراس عمیق تل‌آویو از پیوند میان فرهنگ عاشورا و بدنه اجتماعی مقاومت است.
هدف قرار دادن خودروهای حامل تجهیزات و اقلام مورد نیاز مواکب محرم و حمله به نمادهای مذهبی، چیزی جز انتقام ناشی از ناکامی‌های میدانی نیست. رژیم صهیونیستی به خوبی دریافته است که قدرت مقاومت صرفاً در سلاح و تجهیزات خلاصه نمی‌شود، بلکه ریشه در مکتبی دارد که از عاشورا الهام گرفته و میان مردم و مجاهدان، پیوندی ناگسستنی ایجاد کرده است.
از همین رو، هنگامی که مرکاواها در تپه‌های علی‌الطاهر زمین‌گیر می‌شوند و تلفات نظامیان صهیونیست افزایش می‌یابد، ماشین جنگی دشمن با بمباران خانه‌ها، خودروها و مواکب مردمی می‌کوشد شکست‌های میدانی خود را پشت آتش کور پنهان کند.
نبرد امروز جنوب لبنان، صرفاً رویارویی چند یگان رزمی نیست؛ تقابل دو منطق است. یک سوی میدان، منطق اشغال، جنایت و اتکا به حمایت بی‌قید و شرط آمریکا قرار دارد و در سوی دیگر، منطق مقاومت، ایستادگی و تکیه بر مردم. تجربه بار دیگر نشان داد که آمریکا و رژیم صهیونیستی در میدان و سیاست، یک اتاق فرمان واحد دارند و مذاکرات و توافقات، تا زمانی اعتبار دارند که منافع آنان اقتضا کند. آنچه امروز در نبطیه و علی‌الطاهر رقم می‌خورد، تنها یک نبرد نظامی نیست؛ فروپاشی دوباره توهم اعتماد به تضمین‌های آمریکا و اثبات این حقیقت تاریخی است که دشمن، زبان وعده و توافق را نمی‌فهمد و تنها در برابر مقاومت و ایستادگی ملت‌ها ناچار به عقب‌نشینی می‌شود.
جنون بمباران، کشتار غیرنظامیان و نقض مستمر توافقات، شاید بتواند زمان شکست را به تأخیر بیندازد، اما قادر نخواهد بود واقعیت میدان را تغییر دهد. واقعیتی که امروز در جنوب لبنان در حال شکل‌گیری است، چیزی جز فرسایش تدریجی ماشین جنگی رژیم و فرو ریختن هیمنه‌ای نیست که سال‌ها بر پایه برتری زرهی و حمایت بی‌پایان آمریکا بنا شده بود. جنوب لبنان بار دیگر نشان می‌دهد که برتری هوایی و انبوه آتش، زمانی که در برابر اراده یک ملت و مقاومت ریشه‌دار قرار می‌گیرد، نه ضامن پیروزی، بلکه مقدمه ورود متجاوزان به باتلاقی فرسایشی خواهد بود که پایان آن، چیزی جز شکست و عقب‌نشینی نیست.

مهدی محمودی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم