سفر تیم مذاکره کننده به ژنو با وجود عدم تحقق شروط ایران؛ تجربه تلخ آسلام آباد تکرار نشود!
روز گذشته تیم ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف و با همراهی وزیر امور خارجه کشورمان، در حالی ایران را به مقصد ژنو ترک کردند که تقریباً هیچیک از شروط ایران محقق نشده بود و در نهایت، تنگه هرمز نیز بنا بر اعلام فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح به حالت قبلی بازگشت و بسته شد؛ اعلامی که هرچند با تکذیب دروغین دشمن مواجه شد، اما نشان از بازی آنها با تفاهمی دارد که گویا در معرض یک مرگ زودرس است.
لبنان همچنان زیر سنگینترین حملات است و نهایت چیزی که منتشر شده، توقف حملات در مناطق اشغالنشده است؛ خبری از بازگشت سرزمینهای اشغالی لبنان نیست و گویا قرار هم نیست خبری باشد. فراتر از آن حتی پس از ادعاهای نتانیاهو، خبرنگار صداوسیما گزارش داد که «بمباران در اطراف شهر نبطیه همچنان ادامه دارد و رژیم صهیونیستی در تلاش است ارتفاعات اطراف این شهر را تصرف کند.»
در خصوص پولهای بلوکهشده نیز وضعیت مشابهی حاکم است. در حالی که جعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، با خوشخیالی وعدههای رنگینی داد و گفت: «۲۵ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران به صورت کامل و البته تدریجی آزاد خواهد شد و از آن به عنوان منبعی برای توسعه زیرساختها استفاده خواهیم کرد»، قرار بود طبق اظهارات متعدد طرف ایرانی، نیمی از این پولها یعنی حدود ۱۲ میلیارد دلار، پیش از امضا یا همزمان با آن آزاد شود. اما تا امروز با عدم آزادی حتی یک سنت از این داراییها، شاهد آنیم که این بند نیز همچنان بلاتکلیف مانده است. از سوی دیگر، رفع تحریمهای نفتی نیز که قرار بود بلافاصله پس از امضای آتشبس اجرا شود، تاکنون عملی نشده است تا مشخص شود آورده ایران، به جز رفع محاصره دریایی که حاصل دور اول مذاکرات اسلامآباد بود، تقریباً هیچ بوده است.
با توجه به بیان صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اینکه مسئولیت صفر تا صد مذاکرات بر عهده خود تیم مذاکرهکننده است، اهمیت این موضوع دوچندان میشود؛ بهویژه که ایشان به صراحت فرمودند: «علیالاصول نظر دیگری داشتم.» اما بخش دیگری از پیام این بود که «از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود.» ما امروز این انتظار و وظیفهای را که رهبری فرمودهاند به دوش گرفته و درخواست داریم که اقدام و واکنش درخوری صورت گیرد. در بخش دیگری از متن آمده است که «پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت» دلیل اجازه برای مذاکرات بود؛ اما آیا این مذاکرات و تفاهم تا این لحظه توانسته از حقوق ملت و جبهه مقاومت پاسداری کند؟ یا باعث شده که شیخ نعیم قاسم در آخرین سخنرانی خود به صراحت عنوان کند که «شرایط عاشورایی است و ما تا آخرین نفس مقاومت خواهیم کرد؟»
لحظات و ثانیهها هستند که آینده را تعیین میکنند. همانطور که دبیرکل حزبالله، شیخ نعیم قاسم، تأکید کرد: «طرح و نقشهای که امروز علیه ما درحال اجراست، هدفش نابودی کامل مقاومت در لبنان است»، این نقشه نابودی ممکن است ثانیهای بر ثانیه دیگر اثر بگذارد و اتفاقات عجیب و غریبی را رقم بزند. سرعت تحولات در منطقه، بهویژه در ایران و لبنان، به نحوی است که یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی در پی خواهد داشت.
در عرصه سیاست خارجی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ اعتبار ملی و جلوگیری از ارسال هرگونه پیام ضعف یا شتابزدگی به طرف مقابل است. تجربه سالهای گذشته بهوضوح نشان داده که هرگاه دشمن احساس کند ایران از موضع نیاز یا عجله وارد گفتگو شده، نهتنها از مطالبات خود عقب ننشسته، بلکه بر زیادهخواهیهایش افزوده است. در چنین شرایطی، عزیمت هیئت بلندپایه دیپلماتیک و اقتصادی کشورمان در بالاترین سطح به سوئیس جهت شرکت در نشست بورگناشتوک، پرسشهای جدی و تأملبرانگیزی را در افکار عمومی ایجاد میکند؛ بهویژه آنکه طبق گزارشها، دستکم سه بند حیاتی از تفاهمات قبلی یعنی برقراری آتشبس پایدار در لبنان، آزادی پولهای بلوکهشده و تعلیق تحریمهای نفتی، بهطور کامل از سوی طرف مقابل نقض شده است.
در این میان، توجیه رسمی سخنگوی هیئت مذاکرهکننده مبنی بر اینکه این سفر صرفاً جهت «مطالبقگری برای اجرای تعهدات» انجام میشود، از منطق دیپلماتیک استواری برخوردار نیست. مطالبهگری نسبت به متنی مشخص و تعهداتی شفاف، اساساً نیازی به گسیل داشتن تیمی در این سطح ندارد و روش مواجهه با بدعهدیها کاملاً روشن است. ابداع چنین منطقهای ضعفی در فضای بینالملل، تنها موضع ایران را تضعیف میکند؛ چراکه هرگونه تعجیل برای بازگشت به میز مذاکره در زمانهای که شروط مبنایی محقق نشدهاند، از سوی دشمن بهعنوان عقبنشینی تعبیر میشود و نتیجهای جز افزایش فشارها و طرح مطالبات جدید نخواهد داشت.
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، اهمیت مسئله زمان در معادلات است. نمیشود زمان را در محاسبات خود بیاثر جلوه داد یا شتاب تحولات لبنان را ندید. نمیشود فرصت ۶۰ روزه تفاهم را با چشمپوشی سپری کرد تا در این مدت دشمن خود را تقویت کند و دستهای مقاومت به دلیل تعهدات یکطرفه زیر ساطور بماند.
دبیرکل حزبالله، شیخ نعیم قاسم، بهوضوح هشدار داد که «طرح و نقشهای که امروز علیه ما درحال اجراست، هدفش نابودی کامل مقاومت در لبنان است.» در چنین نبرد ثانیهها، غفلتِ انفعالی یک عمر پشیمانی به بار میآورد. نمیتوان فرصت ۶۰ روزه تفاهم را با چشمپوشی سپری کرد تا دشمن خود را تجهیز کند و دست مقاومت زیر ساطور تعهدات یکطرفه بماند.
دیپلماسی بدون پشتوانه اقتدار و پایبندی به خطوط قرمز، محکوم به شکست است و تنها به اعتماد داخلی آسیب میزند. همانطور که رهبر انقلاب تأکید کردهاند، ملاک اصلی، تحقق عینی شروط است. دشمن باید بفهمد جمهوری اسلامی تحت فشار باج نمیدهد، چراکه هر گام شتابزده و وادادگی امروز، زمینهساز زیادهخواهیهای بزرگتر دشمن در فردا خواهد بود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید