امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

از هزار میلیارد تا سیصد میلیارد

دستور کار پنهانی محافل قدرت و ثروت چیست؟

در میانه مذاکرات مسقط بود که روزنامه های محفلی و سرمایه سالار شروع کردند به رویافروشی و با آّب و تاب از سرمایه گذاری هزار میلیاردی آمریکا در ایران سخن گفتند و چرتکه می انداختند که با این هزار میلیارد چه کارها که نمی توان کرد. اما هنوز قندِ توی دلشان کاملاً آب نشده بود که به جای سرمایه گذاری آمریکایی با بمب افکن های امریکایی مواجه شدند. و آمریکا به جای آنکه هزار میلیارد دلار سرمایه گذاری کند، چندین هزار میلیارد دلار خسارت زد.
رسانه های محفلی آنچنان با جدیت تمام از سرمایه گذاری هزار و دوهزار میلیاردی آمریکا سخن می گفتند که آدم به شک می افتاد که نکند به حرف هایی که می زنند واقعاً باور دارند و حقیقتاً قرار است چنین سرمایه گذاری هایی توسط آمریکا انجام شود. اما با مشاهده واکنش این رسانه ها به تفاهم نامه، و تکرار افسانه هزار میلیارد که البته به سیصد میلیارد کاهش یافته بود، روشن شد که پای دستور کاری پنهانی درمیان بوده و هست. این دستور کار پنهان که البته امروز چندان هم پنهان نیست، رویافروشی برای حفظ و تداوم سلطه سرمایه سالاری است.
احتمالاً پاسخ این مسأله نیز روشن شده باشد که چرا با تاریخ پر از خدعه و فریب دولت آمریکا، هنوز هم وقتی بحث مذاکره و توافق قدری جدی می شود، طلا و دلار کاهش پیدا می کند و به قول معروف، بازار از آن استقبال می کند؛ دلیل آن روشن است: آمریکا تنها نیست، پیاده نظام سرمایه سالاری جهانی در ایران به شدت مشغول کار است.
در واقع سرمایه‌سالاری برای حفظ و بازتولید سلطه خود، صرفاً بر ابزارهای اقتصادی و سیاسی تکیه نمی‌کند، بلکه از ابزارهای ایدئولوژیک و رسانه ای نیز بهره می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین این ابزارها، «رویافروشی» و خلق چشم‌اندازهای اغواکننده از آینده است. در این چارچوب، همواره از وام‌ها، سرمایه‌گذاری‌های چندصد میلیارد دلاری، پروژه‌های عظیم توسعه‌ای و وعده‌های رونق اقتصادی سخن گفته می‌شود؛ وعده‌هایی که در بسیاری از موارد، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی باشند، کارکردی سیاسی و تبلیغاتی دارند.
تجربه تاریخی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نشان داده است که حتی در مواردی که سرمایه‌گذاری‌های کلان خارجی تحقق یافته‌اند، منافع اصلی آن‌ها عمدتاً نصیب گروه‌های محدود اقتصادی، صاحبان سرمایه و و محافل قدرت و ثروت شده است. نظریه‌پردازانی چون «دیوید هاروی» و «توماس پیکتی» نیز نشان داده‌اند که در نظام سرمایه‌داری معاصر، تمرکز سرمایه به‌طور فزاینده‌ای به نابرابری‌های اقتصادی دامن می‌زند و بخش عمده ثروت تولیدشده در اختیار اقلیتی کوچک قرار می‌گیرد. از این منظر، وعده‌های کلانی که این لیبرال های خوب درس خوانده می دهند نه تنها به بهبود وضعیت معیشتی اکثریت جامعه منجر نمی‌شود، بلکه شکاف‌های اجتماعی را نیز تعمیق می کند.
بنابراین، بخش مهمی از این وعده‌ها را می‌توان در قالب «تخیلات سیاسی» تحلیل کرد؛ رویاهایی که برای حفظ مشروعیت نظام سرمایه سالاری و جلوگیری از فرسایش پایگاه اجتماعی آن ساخته و بازتولید می‌شوند. تا زمانی که مردم به امکان تحقق آینده‌ای بهتر امیدوار باشند، آینده ای که فقط و فقط به دست سرمایه سالاری جهانی قابل تحقق است، بقای آنان بر قدرت نیز تضمین می شود.
هدف دیگر این رویافروشی‌ها، کاشتن بذر این شبهه در ذهن جامعه است که اگر رابطه با آمریکا و سرمایه گذاری این کشور موجب رشد، توسعه و حل مشکلات اقتصادی ایران می شود، اساساً تقابل و دشمنی با آن چه دلیلی دارد؟ از این روست که در پس وعده های فریبنده و توخالی، توجیه و بزک کردن رابطه ارباب رعیتی و استعماری با کدخدا قرار دارد. لذا رویافروشی نه صرفاً یک ابزار تبلیغاتی، بلکه بخشی از سازوکار سلطه طلبانه سرمایه‌سالاری برای بازتولید مناسبات قدرت و تداوم سلطه سیاسی و اقتصادی آن به شمار می‌آید.

محمدرضا طاهری

دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم