انقلاب اسلامی تحولی تمدنی مبتنی بر جهانبینی توحیدی و ارزشهای الهی است که تمامی ابعاد حیات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در حیطۀ شمول خود درآورده و بر همان مبنا و روال، مسیر خود را همچنان مستحکم ادامه میدهد و بستری برای شکلگیری مجموعهای از یادمانها، ارزشها و اصالتها را فراهم آورده که امروزه به عنوان میراث نمادین یا ظاهری انقلاب اسلامی شناخته میشوند؛ البته جدای از میراث باطنی یا معنوی انقلاب که به واقع سراسر زندگی و هویت جامعۀ ایرانی و حتی جوامع دیگر را تحت تأثیر قرارداد و چنان کرد که کشوری که روزگاری مدعیان ابرقدرتی بدون آگاهی شخص اول آن در این کشور نشست پیروزی خود را برگزارمی کردند و او را به حضور هم نمی پذیرفتند، امروزه به جایگاهی چنان مؤثر در جهان تبدیل شده، که همان مدعیان در هر موضوعی در منطقۀ غرب آسیا و حتی جهان او را به عنوان عنصری مؤثر پذیرفته اند و گرچه میکوشند این موضوع را نادیده یا کم اهمیت بیانگارند، شتابان در پی کسب رضایت او در هر موضوعی هستند؛ گرچه از هر حربهای برای هدم یا از پیشِ رو برداشتن قدرت آن هم فروگذار نکردهاند، که واپسینِ این حربهها همین جنگ تحمیلی سوم بود که آمریکای مدعی جهانداری این روزگار به آن دستیازید، و البته همچنان در سودای بهرهبرداری از آرایههای پسینی آن است.
اما توجه به این نکته ضروری است که درک اصالت این تحول تمدنی شگرف و چگونگی تأثیرگزاری آن بر حوزههای مختلف زندگی جهانی، مستلزم شناخت ریشههای جهانبینی آن است؛ انقلابی که بهواقع از دهۀ 1320 با نقش آفرینی حضرت امام(ره) به عنوان نماد و نمود تامّ هویت و فرهنگ مذهبی و حتی ملّی جامعۀ ایران آغازشد و البته همچنان با پیگیری همان نقش توسط رهبر شهید ادامهیافت؛ و بر همین اساس است که اصولاً باید اظهارداشت که این انقلاب جهانبینی و هویتی اساسی در بنمایههای فرهنگی اسلام و جامعۀ ایران دارد، و همین اصل است که آن را به عنصری مؤثر در ادامۀ حیات این جامعه و جوامع همراه و همگام در پیشبرد مقاصد انقلاب که مهمترینشان تقابل در همه حوزههای سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی کلان با غرب و تمدن غرب است، تحت زعامت رهبر معظّم تبدیل میکند.
اساساً در خصوص جریان انقلاب اسلامی و ساختار نظاممند آن و اثرگزاری جایگاه رهبری در این ساختار نظاممند، باید چنین اظهارداشت که انقلاب اسلامی بر بنیانی مستحکم استوار است که عبارت است از تبیین نظام جهانی اصیل اسلامی و مقابله با جهانبینی مادّیگرایانۀ غرب، و تداوم آن تحت زعامت ولیفقیه جامعالاطراف که یک مسیر یکتا را در یک جریان سراپا اعتقادی، پیشِ پای جهان و جهانیان قرارمیدهد؛ جریانی که اصالت مفهوم آن تقابل با مدعیان تمدن قدرتمدار مادّی بر سر همه مفاهیم شکلدهندۀ فردی و جمعی زندگی، از معنای زندگی تا نحوۀ مدیریت جامعه، و به تبع، تفوق بر آن مدعیان و تغییر مفاهیم جاری در مدیریت جهان و جایگزینی نظم سراپا مادّی فرورفته در بینظمی، با ساختاری اصیل از نظم جهانی که در آن عدالت جهانی بهمعنای واقعی برقرار باشد و در بسترهای مختلف جاری گردد.
این جریانی است که بهواقع از مبنای هستیشناسی و ارزششناسی جهانبینی اسلامی سر برآوردهاست و بر جهانبینی غربی حاکم بر جهان و نمادها و نمودهای مبنای اقتدار آن، همچون مادّهگرایی، فردگرایی، جداانگاری بستر دین و حکومت و آزادی ادعایی آن که بهواقع ولنگاری است، تاختهاست و ضمن تبیین خدامحوری، حقمداری و عدالت اجتماعی در همه زمینهها، بهواقع مبنایی برای استقرار و استمرار سیاست و اقتصاد در چارچوب اخلاق و قوانین الهی گردیدهاست؛ جریانی که در دورۀ جدید، حضرت امام(ره) نقش پیافکن و بسترساز نظری و عملی آن را ایفاکرد و بر این بنیان سترگ یک جریان آرمانگرایانۀ مذهبی و فراملی را به راه انداخت، که البته آثارش را همچون موجی عظیم به سراسر جهان روانه ساخت؛ موجی که خود نظمی روحنواز برای جوامع آرمانگرا یا بهرهمند از مبانی اندیشۀ آرمانگرایانه اما منکوب هجواندیشیهای مدرنیته بود و است؛ و البته در وجهی دیگر مقدمهای برای یک سیل تخریبگر مبانی وجودی قدرتهای برآمده از آراء مدرنیته. اصولاً حضرت امام(ره) با ارائۀ دیدمان ولایتفقیه، راهکاری برای پیوند میان دین و حاکمیت سیاسی از همان آغاز، ارائهدادند تا از تخریب این جریان به بهانههای مختلف ازجمله حرکت در مسیر آزاداندیشی یا سازندگی، و به آن بهانه باز فروبردن دین به پستوهای خانهها یا حداکثر، مساجد جلوگیری شود؛ ایشان با ایجاد یک سنت انقلابی عظیم، اصالتاً یک الگوی عمل را در ایستادگی در برابر مدعیان قدرتمندی و قدرتمداری بنانهادند که به یک سنت در نظام اسلامی و جریان انقلاباسلامی در همه جای جهان تبدیل شد، و البته توسط رهبر شهید بر دو محور اصیل “صیانت از دستاوردهای انقلاب” و “توسعۀ ابعاد راهبردی انقلاب” استوار گردید، و چنین در بستر زمان، استمراریافت و در دورهای طولانی که با بحرانهایی داخلی و خارجی هم همراه بود، با تمرکز بر حفظ ثبات و پایداری ساختارهای جمهوری اسلامی و اقتدار انقلاباسلامی، ضمن صیانت تامّ از نظام، روابط بینالمللی مبتنی بر مقاومت و ایجاد شبکهای از متحدان منطقهای یا بهتعبیری محور مقاومت را برای مقابله با فشارهایی که در این دوره به حداکثر شدت خود هم رسید، شکلداد و مدیریتنمود و بهواقع، گامی اساسی را در مسیر انقلاب و شکلگیری تمدن اسلامی برداشت.
حال پس از گذشت این دورۀ نسبتاً طولانی و در میانۀ گام دوم انقلاباسلامی، رهبر جوان این جریان که اکنون به مرحلهای شگرف و البته حساس از بالندگی، برجستگی و اثرگزاری در جهان رسیده، و البته بهدلیل همین شرایط و ویژگیهای خاص در مواجههای سترگ و توأمان با گروندگان و دشمنان قرارگرفته، و اصولاً مزاحمتهایی هم از جانب آن دشمنان و اذناب داخلی آنان هرازگاهی رخ مینمایند، با ایمان و اتقان خاص به تداوم نگرۀ آرمانگرایی دینی که وجه اصیل دیدمان بنیانگذار انقلاب و امام شهید بودهاست، خود را در کنار جوانان و عموم جامعۀ ایران، آمادۀ حرکت در مسیر تبیینشدۀ آن دو بزرگوار و مجاهده در این راه که بهتعبیری، اصالت مکتب انقلاب میباشد اعلامنمود؛ اعلانی که بهواقع تبیین ادامۀ مسیر اقامۀ حق و اِزالۀ باطل بوده و است و رونق و ارتقاء و گسترش جبهۀ مقاومت بهعنوان جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاباسلامی، با هدف حمایت تمامعیار از مظلومان عالم و مقابلۀ تامّوتمام با ظالمان و در رأس آنان حکومت آمریکا، علیرغم وقوع خطا در دستگاه محاسباتی مسؤولان کشور، تا قدرتگیری و برآمدن نام ایران و انقلاباسلامی و اهتزاز پرچم این جریان در سراسر جغرافیای خاکی کشورمان و همچنین در عمق دلهای حقجویان جهان را در پی خواهدداشت.
رهبر جوان وارث نگاه و شجاعت امام امت و رهبر شهید
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید