نشریه «فارن افرز» در تحلیلی به قلم توماس رایت، مدیر ارشد سابق برنامهریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی دولت بایدن و عضو ارشد اندیشکده بروکینگز، به شکست راهبردهای انزوای واشنگتن اعتراف کرد. این گزارش دیپلماتیک، اذعان میکند که چهار قدرت بزرگ اوراسیا و غرب آسیا شامل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری خلق چین، روسیه و کره شمالی، فراتر از یک اتحاد سنتی، در حال ساخت یک اکوسیستم امنیتی، نظامی و صنعتی موازی هستند که موازنه قدرت جهانی را به طور برگشتناپذیری علیه ایالات متحده تغییر داده است.
نویسنده ارشد فارن افرز صراحتاً به مقامات آمریکایی هشدار میدهد که دیگر زمان انکار گذشته و واشنگتن توانایی از هم پاشیدن این اتحاد نفوذناپذیر را ندارد.
او میگوید: اگر عمل را گویاتر از کلمات بدانیم، تحرکات چند ماه گذشته در سال جاری میلادی (۲۰۲۶) پیامی وحشتناک برای کاخ سفید به همراه داشته است. توماس رایت تحلیلی بر این رویدادها نشان میدهد که چگونه محور ضد آمریکایی هماهنگیهای خود را به اوج رسانده است:
• سفر شی جینپینگ به پیونگیانگ: رهبر چین در اولین سفر بینالمللی خود در سال ۲۰۲۶ به کره شمالی رفت تا با کیم جونگ اون بر سر گسترش همکاریها بدون کوچکترین اشارهای به خلع سلاح هستهای توافق کند.
• پیمانهای استراتژیک مسکو و پکن: این سفر تنها چند هفته پس از بیست و پنجمین سفر رسمی ولادیمیر پوتین به چین رخ داد؛ سفری که به امضای ۲۰ توافقنامه کلیدی در حوزههای فناوری، تجارت و ترتیبات اقتصادی منجر شد.
• حمایت همهجانبه از جبهه مقاومت ضد اسرائیلی: همزمان، افشای گزارشهای اطلاعاتی و تصاویر ماهوارهای نشان داد که پکن و مسکو به طور غیرمستقیم از ایران در نبرد سنگین علیه اسرائیل و ایالات متحده پشتیبانی میکنند. این حمایتها شامل ارسال پیشرانههای موشکی، پهپادهای پیشرفته و حتی اشتراکگذاری دادههای حساس ماهوارهای از تحرکات نیروهای آمریکایی در منطقه است.
فارن افرز تأکید میکند: «این چهار کشور اگرچه اتحاد رسمی مکتوب ندارند، اما به طور فزایندهای در حال همپوشانی و حمایت از یکدیگر به روشهایی هستند که به طور قابل توجهی تعادل قدرت را تغییر داده و هژمونی ایالات متحده و متحدانش را به چالش میکشد.»
خطای محاسباتی جامعه اطلاعاتی آمریکا؛ فراتر از یک «محور» سنتی
نویسنده با نقد ارزیابی سالانه تهدیدات جامعه اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۲۶، استدلال شکاکان غربی مبنی بر «سطحی بودن» یا «محدود و دوجانبه بودن» این روابط را به شدت رد میکند. نهادهای اطلاعاتی آمریکا پیش از این مدعی بودند که سوءظن متقابل مانع شکلگیری یک “قدرت محور” جدید مانند جنگ جهانی دوم میشود؛ اما رایت می گوید که اتفاقاً دوجانبه بودن و غیررسمی بودن این شبکه، نقطه قوت و عامل پایداری آن است.
چرا این شبکه غیررسمی از اتحادهای تاریخی خطرناکتر است؟
۱. سرعت بالا در تصمیمگیری: توافقات دوجانبه میان تهران، مسکو، پکن و پیونگیانگ نیازی به بروکراسیهای پیچیده پیمانهای چندجانبه ندارد و سریعاً به مرحله اجرا میرسد.
۲. انکارپذیری و پنهانکاری آسان: نبود یک ساختار فرماندهی واحد، ردیابی، پیشبینی و تحریم این مناسبات را برای غرب دشوارتر میکند.
۳. انعطافپذیری استراتژیک: تاریخ نشان داده است که اتحادهای رسمی دیکتاتوری (مانند اتحاد شوروی و چین در دوران مائو یا محور آلمان-ژاپن در جنگ جهانی دوم) به دلیل غرور رهبران و رقابتهای درونی به سرعت شکننده میشدند. اما شبکه فعلی بر اساس نیازهای متقابل واقعی و مهار دشمن مشترک (آمریکا) تنظیم شده و بسیار منعطفتر است.
زنجیره تامین نظامی؛ معاملات امروز، استراتژی فردا
بر اساس اعتراف این مقام سابق امنیت ملی آمریکا، کاتالیزور اصلی این همگرایی بیسابقه، جنگ سال ۲۰۲۲ اوکراین و تحریمهای غرب بود که مسکو را وادار کرد فناوریهای فوق پیشرفته خود را با شرکای استراتژیکش مبادله کند.
۱. بازوی عملیاتی و موشکی کره شمالی
پیونگیانگ که در ابتدا محتاط بود، تا سال ۲۰۲۴ یک پیمان دفاع متقابل با روسیه امضا کرد. فراتر از ارسال میلیونها گلوله توپخانه و موشک بالستیک، کره شمالی در یک استقرار بیسابقه، بیش از ۱۲ هزار نیروی رزمی را برای حمایت از عملیات ارتش روسیه اعزام کرد. در عوض، مسکو فناوری نوسازی موشکی، پدافند هوایی و سیستمهای ماهوارهای را در اختیار کیم جونگ اون قرار داد.
۲. اتحاد پهپادی و موشکی ایران و روسیه
جمهوری اسلامی ایران به عنوان شریک حیاتی جنگی روسیه، نه تنها صدها پهپاد تهاجمی خانواده شاهد و موشکهای بالستیک را در اختیار مسکو گذاشت، بلکه این رابطه اکنون به تولید مشترک دفاعی در منطقه ویژه اقتصادی «آلباگا» در خاک روسیه تبدیل شده است. توماس رایت معتقد است تبادل تخصص فنی و عملیاتی میان تهران و مسکو، موازنه قدرت را در غرب آسیا به نفع ایران تغییر داده است.
۳. چین؛ ستون فقرات صنعتی و تکنولوژیک
اگرچه پکن از ارسال مستقیم سلاح خودداری کرده، اما با تامین فناوریهای دوگانه (میکروالکترونیک، ماشینآلات صنعتی، نیتروسلولز برای ساخت مهمات و قطعات نوری تانکها) به پایه اقتصادی و بازسازی صنایع دفاعی روسیه تبدیل شده است. فراتر از آن، افشای توافقنامه آموزش نظامی پنهانی ژوئیه ۲۰۲۵ نشان میدهد صدها سرباز روسی و چینی در خاک یکدیگر در حال آموزش تخصصی جنگ پهپادی هستند.
سرازیر شدن فناوریهای مخفی شوروی سابق به آسیا
گزارشهای رسمی فرماندهی هند و اقیانوسیه آمریکا (توسط ساموئل پاپارو) و آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) در سال ۲۰۲۵ تایید میکنند که روسیه در پاسخ به این حمایتها، در حال انتقال:
• فناوری پیشرفته زیردریایی به چین (که میتواند به سلطه زیرسطحی آمریکا پایان دهد).
• اشتراکگذاری دانش هستهای، فضایی و موشکی با ایران و کره شمالی است که توسعه سلاحهای راهبردی آنان را به شدت تسریع میکند.
اکوسیستم موازی؛ بیاثر شدن سلاح تحریمهای غرب
یکی از کلیدیترین بخشهای این مقاله، خنثی شدن ابزار تحریم غرب است. کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده و چین رسماً به کنگره گزارش داده است که این چهار کشور با ایجاد یک «اکوسیستم امنیتی و صنعتی موازی»، عملاً خود را در برابر فشارهای واشنگتن مصون کردهاند. این شبکه از طریق ابزارهای زیر تحریمها را دور میزند:
• تجارت تهاتری و پولشوییهای پیشرفته سیستماتیک.
• استفاده از ناوگان سایهای تانکرهای نفتی برای فروش انرژی.
• تولید محلی قطعات و زنجیره تامین یکپارچه نظامی.
• مشروعیتبخشی به ترتیبات سیاسی و اقتصادی جدید از طریق بسترهایی چون بریکس (BRICS) و سازمان همکاری شانگهای (SCO) خارج از نهادهای تحت کنترل آمریکا.
فرجام؛ بنبست راهبردی کاخ سفید
توماس رایت در انتهای این گزارش طولانی، تیر خلاص را به استراتژیستهای واشنگتن میزند. او صراحتاً مینویسد: «ایالات متحده قادر به از هم پاشیدن این اتحاد نخواهد بود.»
تمام راهحلهای پیشنهادی نویسنده برای کاخ سفید (نظیر بازی موش و گربه تحریمها، افشای اطلاعات برای ترساندن پکن، یا ترغیب کشورهایی مثل عربستان، برزیل و هند برای مهار بریکس)، اقداماتی واکنشی، محدود و تدافعی هستند که صِرفاً شاید سرعت این قطار را کم کنند، اما توان متوقف کردن آن را ندارند.
در نتیجه نظم بینالمللی کهنِ تحت رهبری آمریکا رسماً از هم پاشیده است. هماهنگی کنونی میان ایران، چین، روسیه و کره شمالی، جدیترین و خطرناکترین ادغام ارتشهای اقتدارگرا و ضد غربی در تاریخ مدرن است. اعتراف فارن افرز نشان میدهد که غرب به خوبی درک کرده است که در صورت بروز هرگونه درگیری نظامی با یکی از این چهار قدرت، با واکنش زنجیرهای و غیرمستقیم دیگر اعضای این شبکه قدرتمند مواجه خواهد شد؛ کابوسی که واشنگتن هنوز هیچ پاسخی برای آن نیافته است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید