رهبری شهید در کلام امام خمینی
رهبر شهید انقلاب که از ابتدای شکلگیری نهضت امام خمینی(ره) یار و یاور ایشان بودهاند در نگاه امام(ره) جایگاه ویژهای داشتند و مجاهدتها و مبارزات ایشان در قبل از انقلاب و نقشآفرینی اجتماعی سیاسی در بعد از انقلاب اسلامی مورد تمجید حضرت امام قرار گرفته است. ادبیات استثنائی امام و کلماتی که در وصف شخصیت حضرت آیت الله خامنهای استفاده کردهاند به تحقیق عبارات بیبدیلی بوده و نظیر نداشته است. امام(ره) در یک سخنرانی در اثنای صحبتهایشان آیت الله خامنهای را اینگونه وصف میکنند: « شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها یه نفر را مثل آقای خامنهای پیدا بکنیم که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بنای قلبیش بر این باشد که به این ملت خدمت کند پیدا نمیکنید. ایشون را من سالهای طولانی میشناسم و در اون زمانی که اول نهضت بود، ایشان وارد بود و به اطراف برای رساندن پیامها تشریف میبردند و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید ایشون حاضر بود همه جا تا آخر و حالا هم هست. یک نعمتی هست که خدا به ما داده.»
روایتهای مربوط به احترام بین امام و ایشان بسیار کثیر بوده است و تصاویر متعددی از آن به جا مانده. از انتظار ایستاده امام بر سر سفره افطار تا بدرقههای محترمانهای که با توجه به وضعیت جسمانی امام(ره) بسیار خاص و استثنائی بود.
در روزهای پس از ترور ناموفق امام شهید در تیرماه سال شصت، ایشان به دعوت امام (ره) مهمان حسینیه جماران بودند. امام در این جلسه نیز به نحوی خاص در خصوص ترور ایشان سخن میگویند: «این آقای محترم که حالا با زحمت تشریف آوردند و من خیلی خوشحال شدم از اینکه آقای خامنهای سلام الله آمدند و حاضرن، ایشون آخه چه کرده بود؟ بگید آخه یه کاری کار خلافی چی کرده بود ایشون که میخواستید ایشون رو بکشید و موفق نشدید بحمدالله»
جلسه خبرگان رهبری و روایت آنچه در جلسه گذشت و متذکر شدن سفارش حضرت امام(ره) در خصوص جانشینی آیت الله خامنهای در حافظه تاریخی همگان هست اما شاید روایت خود رهبر شهید انقلاب در خصوص این موضوع آنگونه که باید نقل نشده است. امام شهید در روایت خود اینگونه میفرمایند: «در یک جلسه دیگر باز ایشان(موضوع عدم صلاحیت آیت الله منتظری برای رهبری آینده) را مطرح کردند. من به ایشان گفتم ما در این مجموعه دوستان کس دیگهای غیر از ایشان نداریم. امام(ره) گفتند نه اینجور نیست، شما رهبر بشوید. من اصلاً جدی نگرفتم این حرف را؛ واقعا جدی نگرفتم. همینطوری سکوت کردم و نگاه کردم. همه جلسه هم سکوت شد. حاج احمد آقا کنار من نشسته بود. ایشان گفتند که: بله چطور شما میگید کسی نیست؟ شما هستید، آقای موسوی اردبیلی هست. دوباره امام گفتند که نخیر؛ ایشان رهبر بشوند. اسم آوردند و مشخص کردند. ولی من واقعا جدی نگرفتم یعنی واقعا احساس اینکه ممکنه این در ذهن امام باشه واقعا در من نبود. با خودم گفتم حالا به عنوان مثال گفتند شما رهبر باشید. بعد از چندی قرار شد رفقا در دفتر من جمع شوند، آقای هاشمی چند دقیقه زودتر آمده بود. گفتند که فلانی نظر شما راجع به اون مطلبی امام گفتند چیست؟ من اصلا یادم نیامد که چه میگویند ایشان؟ گفتم کدام مطلب؟ گفت اینکه گفتند شما رهبر باشید. گفتم هیچی. گفت نه امام بی فکر قبلی این حرف را نمیزند. گفتم من نمیدانم.
بعد باز یک جلسه دیگری بعد از مدتی با آقای هاشمی باز همین صحبت پیش آمد. گفتم آقای هاشمی بدان من قطعا و یقینا اگر چنین چیزی برای من پیش بیاید قبول نخواهم کرد. این را مطمئن باشید. واقعا هم بنایم بر همین بود. احتمال هم نمیدادم به این شکل مطرح بشود.
اندکی قبل از فوت امام، همان روز و شب قبلش صحبت شورای رهبری جدی شد. افرادی هم که جمع شده بودند اسم من را به عنوان یک فرد میآوردند. اما به این شکلی که بعدا پیش آمد اصلا به ذهن ما خطور نمیکرد.»
بدین گونه بود که معمار کبیر انقلاب سکان هدایت جمهوری اسلامی ایران را به فردی سپرد که اطمینان قلبی به خلوص و شایستگی وی داشت. رهبری انقلاب در طول نزدیک به 37 سال توسط رهبر شهید حضرت آیت الله سید علی خامنهای از گردنههای بسیار سختی عبور نمود و ایشان در آخرین گام این درخت تناور انقلاب را با خون خود آبیاری کردند تا شکوه آنچه که در این سالها ساخته و پرداخته شده افزونتر گردد و آماده برداشتن گامهای مهمتری در دوران رهبری سوم انقلاب، در دستان امام سید مجتبی خامنهای باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید