امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

تکمیل چرخۀ باطل دشمن

جنگ ماند، حالا مسئولیت تفاهم را بپذیرید

تنگه هرمز به عنوان ابزار راهبردی کشور که با هزینه‌های سنگین در جنگ رمضان به دست آمد، از لحظه تفاهم اسلام‌آباد بدون عوارض‌گیری باز شده؛ تفاهمی که در پی آتش‌بس 19 فروردین بر خلاف خواست مردم مبعوث خیابان‌ها به دست آمد؛ در عین حال هیچ‌کدام از امتیازات و وعده‌های آمریکایی در متن محقق نشده و دشمن با رسیدن به هدف اصلی خود یعنی باز کردن تنگه، حالا هر روز تجاوزات نظامی خود را به نقاط مختلف کشور تشدید می‌کند؛ زیرساخت می‌زند و ده‌ها شهید می‌گیرد و با پر کردن ذخایر خود با نفت 70 دلاری آماده جنگ همه‌جانبه دیگری می‌شود. ذخایری که در جنگ با قیمت 120دلار به فروش رفتند.
آمریکا و متحدانش در سراسر دنیا در طول جنگ و در اثر انسداد تنگه هرمز، تحت فشار شدید افزایش قیمت‌ها بودند؛ ترامپ از هر ابزاری در میدان استفاده کرد اما موفق به بازگشایی آن نشد؛ تا این که آتش‌بس 19 فروردین و تفاهم 28 خرداد به دادش رسید تا با خارج شدن از زیر آتش موشک‌ها و پهپادهای ایرانی تنگه را هم بازگشایی کند؛ آن هم رایگان و بدون عوارض‌گیری از سوی ایران. همان چیزی که احتمالا در شب‌های جنگ رویایش را می‌دید و روزها با مواجه شدن با اعتراضات مردمی و افت شدید محبوبیت با کابوسی واقعی روبه‌رو می‌شد.
در عین حال هیچ امتیازی به ایران نیز داده نشده؛ نه جنگ و تهدید در ایران و لبنان پایان یافته؛ نه پول‌های بلوکه شده آزادسازی شده، نه تعلیقی برای تحریم‌های نفتی و پتروشیمی در نظر گرفته شده؛ موردی که برای چند روز به طور نمایشی اجرایش اعلام شد اما در روزهای گذشته علنا از سوی آمریکایی‌ها بر منتفی بودن آن تصریح شد. بلکه جنگ در ایران نیز شدت گرفته و در شب‌های گذشته سنتکام رسما اعلام کرده 150 نقطه ایران را هدف قرار داده؛ نقاطی که بر خلاف تجاوزات پیشین پس از توافق، در اهداف نظامی خلاصه نشدند و برج بندر چابهار و راه‌آهن آق‌قلا نیز تخریب شدند و ده‌ها شهید به جا ماندند. چرا از بندهای تفاهم فقط باز بودن تنگه اجرا می‌شود؟
اعتراف راهبردی معاون ترامپ، جی‌دی ونس در اینجا قابل توجه است؛ او در دهم تیرماه گفت: «من فکر می‌کنم آنچه رئیس‌جمهور به ما گفته است این است که از این تفاهم‌نامه استفاده کنیم تا به نوعی اقتصاد نفتی جهان را دوباره پر کنیم، برخی از ذخایر را دوباره پر کنیم و سپس ببینیم دست کجاست». شفاف و روشن هدف آمریکا را از تفاهم بیان می‌کند؛ شاهد ادعایش هم این که از آن روز تاحالا که ذخایر پرتر شده‌اند، آمریکا در میدان و در گفتار گستاخ‌تر شده و توهین می‌کند و زیرساخت می‌زند؛ و با ادامه این خطای محاسباتی دیپلمات‌های ایرانی، بازگشت جنگی همه‌جانبه با هزینه‌های سنگین‌تر دور از دسترس نیست.
درست خلاف ادعای رئیس کنونی تیم مذاکره‌کننده در میانه جنگ؛ جایی که قالیباف نوشت: «به طور قطع ما دنبال آتش‌بس نیستیم؛ معتقدیم باید توی دهان متجاوز زد تا درسی بگیرد که هیچ‌گاه به فکر تجاوز به ایران عزیز نیفتد؛ رژیم صهیونیستی حیات ننگین خود را در استمرار چرخه «جنگ-مذاکره-آتش‌بس و سپس دوباره جنگ» می‌بیند تا سلطه خود را تثبیت کند. این چرخه را خواهیم شکست». حالا با گذشت چند ماه، هم مذاکره شد، هم اتش‌بس، و هم در عین دادن امتیازاتی که در میدان جنگ به دست اوردیم زیرساخت‌هایمان مورد هدف قرار می‌گیرند و شهید می‌دهیم؛ دشمن هم آماده تکمیل چرخه فوق و آغاز جنگی دیگر می‌شود.
در حالی که رهبری انقلاب در پیام خود حین جنگ تصریح کردند: «قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود» و پس از جنگ نیز در پیام به مناسبت روز خلیج فارس نگاشتند: «ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء‌استفاده‌های دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید» و «قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملت‌های منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد». حالا وقت سنجش آن است که آیا مسئولین خواسته‌های رهبری را برآورده کرده‌اند؟
همین خطای محاسباتی مسئولان بود که رهبری در پیام خود پس از امضای یادداشت تفاهم میان روسای جمهور ایران و آمریکا اعلام کردند که علی‌الاصول نظر دیگری داشتند و ادامه دادند: «از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌». حالا مسئولیت اتفاقات این روزها و از بین رفتن دستاوردهای میدان مشخص است؛ و همان‌طور که رهبری در ادامه نوشتند: «ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود».
البته وضعیت تفاهم و نظارت بر شروط آن طوری شده که صدای کارگردان مستند انتخاباتی حسن روحانی هم بلند شده؛ دهباشی نوشته: «در نتیجه اشتباه آقایان عراقچی و قالیباف آمریکا توانست ۴۷۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیکش را پر کند و تحملش را از تنها ۴ هفته به ۶ ماه (پس از انتخابات کنگره) برساند. حیف…». آنچه امروز در میدان دیده می‌شود، نه پایان تهدیدها، بلکه از دست رفتن یک اهرم راهبردی در برابر تداوم فشارهای دشمن است. اگر قرار بود تفاهم، امنیت و منافع اقتصادی برای ایران به همراه داشته باشد، اکنون زمان ارائه دستاوردهای ملموس آن است. مسئولیت نتایج این مسیر نیز، همان‌گونه که در پیام رهبر انقلاب تصریح شده، بر عهده کسانی است که اجرای آن را پذیرفته‌اند. قضاوت نهایی را نه روایت‌ها، بلکه واقعیت‌های میدان و میزان تحقق وعده‌ها رقم خواهد زد.

حمید لشگری

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم