ردیهای عقلی با نظر به وقایع اخیر بر قائلین جدایی دین از سیاست در عصر غیبت؛ همانها که روبروی قرائت امام از اسلام سیاسی و ولایت مطلقه فقیه ایستادهاند و شیعه را در یکسری مناسک فردی و حتی اجتماعیِ جدای از سیاست، معنا میکنند.
این روزها، درست در ایام تشییع امام شهید و مرجع تقلید شیعیان جهان، تصاویر این تشییع باشکوه مقایسه میشود با خفقان ۴۰ سال پیش. با خفقانی که وضع تشییع آیتالله خویی، زعیم بزرگ شیعه، آن بود که به تصویر کشیدند. با جایی که آیتالله شهید سید محمدباقر صدر، مظلومانه، غریبانه و شبانه دفن شد و رژیم بعث، از روی مزار این مرجع بزرگ، بزرگراه کشید تا هیچ نام و نشانی از او باقی نماند، تا جایی که شاگردان او مجبور شدند تا ده و اندی سال بعد، ۴ بار در برهههای مختلف، مدفن او را نبش کنند و مزار این متفکر بزرگ شیعه را، جابهجا کنند. امروز حتی این تشییع بزرگ، با صدر اسلام و غربت و مظلومیت اهلبیت عصمت و طهارت علیهمالسلام قیاس میشود. از مزار بینامونشان حضرت زهرای مرضیه و تدفین مظلومانه علی (علیهالسلام) گرفته، تا غربت و مظلومیت حسین بن علی و فرزندان پاکش.
امروز اما، اوضاع اینچنین دگرگون شده. مراجع و زعمای بزرگ شیعه، از خمینی کبیر تا خامنهای شهید، با چنین عزت و احترامی بدرقه میشوند و نمایشی باشکوه از عظمت فراگیری اندیشه شیعه را نهفقط در ایران، بلکه در تشییع های نمادین سایر نقاط جهان به ارمغان میآورند.
⬅️ نگارنده، به همین بهانه و از همین مدخل، میکوشد تا نکاتی مهم را، به اندک بقایای معتقدین به «اسلام منهای سیاست و حکومت» و «حجتیهای مسلکها» گوشزد کند.
باید بهصراحت گفت و پذیرفت که امکان چنین ابراز وجودی از سوی امت اسلامی، چنانچه در ایام تشییع امام شهیدمان شد، در گذشتهای دور و نزدیک، هرگز وجود نداشته. چرا که حداقل در گذشته نزدیک، نهتنها زمینه آن نبوده بلکه با آن مقابله جدی هم میشده و این از برکت اندیشه اسلام سیاسی خمینی کبیر است که اولاً، اینچنین ملتهای آزاده جهان را بهخصوص در منطقه خودمان، با عنوان مقاومت در خدمت اندیشه تشیُّع اصیل درآورده و ثانیاً، این حکومت اسلامی ایران بوده که با تولید قدرت بینظیرش، و ایستادگی بیمانندش روبروی استکبار چندصدساله، دلهای مسلمانان را جذب نموده و مقاوم کرده است.
بهراستی باید پرسید که اگر شیعهٔ امروز، همان شیعه مدنظر معتقدین به ولایت مقیده فقیه و اسلام غیرسیاسی در عصر غیبت بود، اصلاً امکان چنین عرض اندامی فراهم بود؟ آیا اگر اندیشه اسلام خمینی، همان اسلام اصیل محمدی و علوی نبود، چنین تولید قدرت بزرگی برای شیعه ممکن بود؟ چنین ایستادگی برای ملت ایران و امت مقاومت وجود داشت؟ آیا اصلاً نامی از شیعه، با وجود چشم طمع حریصانه استکبار باقی میماند؟
آیا همه آن دلایل ضعیفی که آن مرجع بزرگ در رد ولایت مطلقه فقیه آورده است را با این همه نشانه، اصلاً میتوان قابل اعتنا دانست؟ چرا که ما هم تشییع او را دیدیم، و هم تشییع خمینی و خامنهای شهید را! و هم خفقان آن دوران و وضع مظلومانه شیعه در آن عصرِ نه چندان دور را دیدیم، و هم اعمال قدرت و ایستادگی بزرگ شیعه در دوران حکومت ولایت فقیه را!
و حالا، تفکر اصیل شیعه، از آن وضع و شکل و شمایل، به اینجا رسیده است که نهتنها دلهای ملل مسلمان، بلکه دلهای آزادگان جهان را مجذوب خود میکند. به آنجا رسیده که روبروی بزرگترین مستکبرین و گردن کلفتهای عالم، ایستادگی میکند و نه تنها تن به ذلت نمیدهد، بلکه سیلیهای سنگینی را بر رخ کریه آنها مینوازد و به اذعان مفسرین و تحلیلگران، در طبقه قدرتهای بزرگ عالم قرار میگیرد.
و اینها، فقط نمایش کوچکی از ثمره اسلام سیاسی در عصر حاضر است!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید