امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:23

انتقام؛ خدمت به ایران و جهان

چگونه انتقام، خدمت به حقوق ملت ایران و سایر ملت هاست؟

سعید جلیلی در سخنرانی قبل از خطبه های نماز جمعه مشهد مقدس و همچنین در گفتگوی ویژه خبری صدا و سیما در تبیین ضرورت گرفتن انتقام خون امام شهید و اقدامات تروریستی دشمن، گزاره‌ای را مطرح کرد « امروز اگر ملت ما به‌موقع انتقام خود را بگیرد، بزرگترین خدمت را به حق حاکمیت ملت‌ها و حقوق ملت ها کرده است. » به نظر می رسد این سخن، نه یک سخن احساسی برای تسکین آلام درونی، بلکه فراخوانی برای بازخوانی دکترین بازدارندگی بود. در دنیایی که آمریکا با ابزار ترور، سعی در مهندسی و شکستن اراده ملت‌ها دارد، پاسخ قاطع دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تمدنی و حقوقی برای صیانت از حاکمیت ملی است. در ادبیات روابط بین‌الملل، ترور رهبران یک کشور توسط متجاوز، ضربه‌ای است که با هدف فروپاشی محاسبات امنیتی آن کشور انجام می‌شود. اگر این اقدام با سکوت یا واکنش ضعیف مواجه شود، دشمن به این نتیجه می‌رسد که ترور، ابزاری کم‌هزینه و پربازده است.
خسارت‌های ناشی از عدم پاسخ‌دهی را می‌توان در سه سطح طبقه‌بندی کرد؛
نخست فرسایش بازدارندگی است؛ یعنی متقاعد کردن دشمن، که هزینه هرگونه کنش تهاجمی، بسیار فراتر از منافع آن است. سکوت در برابر ترور، هزینه را برای دشمن صفر کرده و عملاً چراغ سبزی برای تکرار ترورهای زنجیره‌ای روشن می‌کند.
دوم بی‌ثباتی امنیت روانی جامعه است که اقتدار ملی را هدف می‌گیرد. وقتی رهبری یک ملت هدف قرار می‌گیرد و دستگاه حاکمه پاسخی متناسب نمی‌دهد، جامعه دچار ناامنی وجودی می‌شود که نفوذ دشمن را در لایه‌های سیاسی و اقتصادی آسان‌تر می‌کند.
سوم تثبیت دیکتاتوری جهانی است؛ ترور بی‌هزینه به یک روش تبدیل می‌شود و وقتی قدرت‌های بزرگ با حذف فیزیکی رقبای خود دنبال کردن سیاست سر زنی، بدون مواجهه با هیچ ضربه متقابلی، حاکمیت ملی دیگران را به چالش می‌کشند، اصل برابری دولت‌ها که رکن اصلی حقوقی است، به دست فراموشی سپرده می‌شود. استدلال سعید جلیلی بر این پایه استوار است که انتقام در مقام احقاق حق، یک کنش مدنی برای حاکمیت قانون،عدل و امنیت است. ما با پاسخ متقابل، سیاست سر زنی را علیه خودِ آمریکا معکوس می‌کنیم.
وقتی یک ملت در برابر ترور رهبرش می‌ایستد، چندین اتفاق راهبردی رخ می‌دهد؛ اول ایجاد بازدارندگی دومینووار است. ملت‌های دیگر که همواره زیر سایه تهدیدهای قدرت‌های زورگو هستند، با مشاهده ایستادگی ایران، الگوی مقاومت را می‌آموزند و این دلگرمی جمعی، قدرت چانه‌زنی ملت‌های مستقل را در عرصه‌های بین‌المللی افزایش می‌دهد. دوم معکوس‌سازی سیاست ترور است. با وارد کردن ضربات متقابل هزینه-فایده ترور برای آمریکا به شکلی تغییر می‌کند که آن‌ها ناچار می‌شوند این ابزار را از جعبه‌ابزار سیاست خارجی خود حذف کنند. در واقع پاسخ ما، امنیت سایر ملت‌ها را نیز تقویت می‌کند، چرا که مانع از تکرار الگوی ترور به مثابه سیاست می‌شود.
قرآن کریم به عنوان منشور هدایت و حیات طیبه، پاسخ به متجاوز را نه تنها روا، بلکه واجب شرعی برای حفظ عزت امت می‌داند. خداوند در سوره بقره، آیه ۱۹۴ می‌فرماید: «فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ» پس هر کس به شما تجاوز کرد، همان‌گونه که بر شما تجاوز کرده، بر او مقابله کنید. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تصریح می‌کند که این حکم، صرفاً یک قانون قضایی نیست، بلکه ضامن بقای حیات اجتماعی است و اگر تجاوز بدون پاسخ بماند، ستمگر به طغیان خود ادامه داده و کیان جامعه اسلامی را به نابودی می‌کشاند. همچنین در سوره انفال، آیه ۶۰، خداوند می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» تا دشمن خدا و دشمن خودتان را با ابزارهای قدرت بترسانید. علامه طباطبایی توضیح می‌دهد که هدف اصلی قدرت نظامی، به زانو درآوردن دشمن پیش از وقوع جنگ است و انتقام، نمود بیرونی این قدرت است که به دشمن تفهیم می‌کند دست‌درازی به حریم ما، هزینه‌ای سهمگین دارد. علاوه بر این، در سوره حشر، آیه ۵، برخورد قاطع با توطئه ترور پیامبر اسلام مطرح شده که نشان می‌دهد پاسخ به ترور باید به گونه‌ای باشد که توان تکرار را از دشمن سلب کند.
تاریخ نیز آزمایشگاه اثبات حقانیت این استدلال‌هاست. در صدر اسلام، حذف فیزیکی افرادی چون کعب بن اشرف که شبکه‌ای از توطئه برای ترور پیامبر ایجاد کرده بودند، یک جراحی امنیتی برای حفظ نظام نوپای اسلامی بود و پس از آن، امنیت مدینه تثبیت شد. در دوران معاصر، ترور سید عباس موسوی در سال ۱۹۹۲ توسط اسرائیل، نقطه‌ی عطفی بود که پاسخ حزب‌الله با ایجاد موازنه وحشت، اسرائیل را در موقعیتی قرار داد که برای اولین بار در تاریخ، جنوب لبنان را بدون هیچ دستاوردی ترک کرد. این عقب‌نشینی، نتیجه مستقیم دکترین پاسخ قاطع بود و به جهانیان ثابت کرد که تداوم پاسخ‌ قاطع و بازدارنده و متقابل ، متجاوز را مجبور به عقب‌نشینی می‌کند. آنچه دکتر جلیلی به عنوان خدمت به حقوق ملت ها و حاکمیت سایر کشور ها مطرح می‌کند، در واقع پیوند زدن خون شهید با اعتلای جهانی حق است. انتقام خون رهبر شهید، یک مأموریت تمدنی است و وقتی ملتی به ترور رهبر خود پاسخ می‌دهد، در واقع علیه نظم مبتنی بر زور می‌شورد.
این پاسخ چهار دستاورد کلیدی دارد؛ اول بازدارندگی پایدار که دشمن می‌فهمد هر ضربه به ما، ضربه‌ای به خود اوست. دوم دفاع از حاکمیت که ثابت می‌کنیم هیچ‌کس حق ندارد اراده سیاسی ملت ما را با حذف فیزیکی بزرگانمان به چالش بکشد. سوم احیای حقوق ملت‌ها که این ایستادگی، امید را در دل سایر ملت‌ها زنده می‌کند که می‌توان در برابر هژمونی تروریستی ایستاد. چهارم تغییر معکوس سیاست دشمن که پاسخ ما، هزینه ترور را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی به چنان سطحی می‌رساند که ترور از ابزار به سربار در سیاست آن‌ها تبدیل شود. بنابراین این مسیر انتقام، راهی برای تسویه حساب‌های شخصی نیست، بلکه صراط مستقیمی است برای اقامه قسط و برقراری عدالت در فضای آلوده به ظلم جهانی. ما با این پاسخ، به دنیا درس می‌دهیم که حاکمیت ملت‌ها، خط قرمز ماست و برای دفاع از این حق، از هیچ ضربه متقابلی فروگذار نخواهیم کرد. این همان منطقی است که ترس را از دل ملت‌های آزاده خارج کرده و ترس از مجازات را در جان متجاوزان عالم نهادینه می‌کند؛ گرفتن این انتقام و ضرورت آن یعنی استمرار راه رهبر شهید؛ راهی که در آن،امنیت و معیشت با اقتدار و عزت گره خورده است.

ایوب سحاب نژاد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم