ابطال پیشبینیهای غرب؛ از «ایرانِ شکننده» تا «ملتی متحد و قدرتمند»
حضور بیسابقه دهها میلیون نفر در تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، نه یک رویداد صرفاً جمعیتی، که نقطهعطفی در تاریخ سیاسی ایران معاصر و یکی از بزرگترین مراسمات جهان است. این حضور خودجوش، در چارچوب نظریه «سرمایه اجتماعی» (رابرت پاتنام)، نشاندهنده سطح بالای همبستگی افقی و اعتماد نهادی عاطفی میان مردم و آرمانهای انقلاب است. فراتر از آن، این جمعیت عظیم با برافراشتن پرچمهای سرخ انتقام و فریادهای خونخواهی، «پرچمداری عملی آرمان شهادت» را به نمایش گذاشت. این «مشروعیت مشارکتی» ، یک کنش جمعی، و یک رأی اعتماد پویا به نظام محسوب میشود؛ رأیی که از سرِ آگاهی سیاسی راهبردی صادر شده است.
رسانههای غربی که در سالهای گذشته غالباً کوشیدهاند تحولات داخلی ایران را از دریچه اختلافات و بحرانهای اجتماعی روایت کنند، این بار با صحنهای مواجه شدند که امکان نادیده گرفتن آن وجود نداشت. میلیونها نفر در خیابانهای تهران و مشهد،قم و نجف و کربلا حضور یافتند و همین واقعیت، رسانههای غربی را ناچار کرد روایت خود را بر پایه آن تنظیم کنند.
سیانان با اعزام خبرنگار خود به تهران، تصاویری از یکی از بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ معاصر ایران را به نمایش گذاشت اما مهمترین بخش گزارش سیانان، انعکاس شعارهای یکپارچه جمعیت بود؛ جایی که گزارشگران حاضر در صحنه از سرودن هماهنگ جمعیت با شعار «حرف ما یک کلام: انتقام، انتقام» خبر دادند. همچنین تصاویر متعددی از شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» که جمعیت سر میدادند، در گزارشهای سیانان به نمایش درآمد.
فاکس نیوز نیز به ابعاد امنیتی و پیامرسانی این مراسم پرداخت. این شبکه در تحلیلی به ابعاد امنیتی مراسم تشییع پرداخت که پیامی روشن به آمریکا ارسال میکند. تصاویر منتشرشده توسط فاکس نیوز حاکی از شعارهای تند جمعیت علیه رئیسجمهور آمریکا بود بالاخص شعار We will kill Trump در بنر بزرگ 30*15متری در مشهد مورد توجه این رسانه محافظه کار آمریکایی قرار گرفت. رویترز اگرچه تلاش کرد گزارش خود را در قالبی تحلیلی تنظیم کند ، اما مهمترین نکته آن اعتراف به شکست هدف راهبردی جنگ علیه ایران بود. مراسم تشییعی که «نمایشی از وفاداری عمومی و نماد قدرت و وحدت ملت» بود و جمعیت با شعارهای خود خواستار تلافی علیه آمریکا شدند.
گاردین در گزارش نوشت عزاداران با در دست داشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران، تصاویر رهبر فقید و پرچمهایی با شعار «ما برخواهیم خاست» در مراسم شرکت کردند و مسیرهای منتهی به محل برگزاری آیین از ساعات اولیه روز مملو از جمعیت بود..
فرانس ۲۴ گزارشی نوشت این مراسم وداع را «نمایش قدرت ایران در بحبوحه مذاکرات دیپلماتیک» خواند و از قول عزاداران نوشت که مردم هرگونه مصالحه با غرب را کاملاً رد میکنند.
پس از حوادث اغتشاشات دی ماه 1404، بسیاری از رسانههای غربی و تحلیلگران سیاسی، با تحلیلهای سطحی و مغرضانه، از «سقوط قریبالوقوع نظام» و «شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت» سخن گفتند. اما تشییع عظیمترین مراسم تاریخ معاصر ایران، پاسخی قاطع و بیپاسخ به این پیشبینیهای واهی بود و نمایانگر آن بود که چگونه مردمی توانستهاند بیش از ۴۰ سال در برابر تهدیدات آمریکا و اسرائیل مقاومت کنند».
مردم، ولینعمتان نظام؛ معیار سنجش حکمرانی مشارکتی
بر اساس نظریه «حکمرانی خوب» (UNDP)، مشارکت فعال مردم و پاسخگویی نهادها، دو رکن اساسیاند. حضور چهل میلیونی مردم در تشییع، یک «پیمان نظارتی بیسابقه» با نظام بود؛ پیمانی که میگوید: «ما حاضریم همراهیم،و انتقام خون رهبر را مطالبه می کنیم» این پیام، نه فقط برای مدیریت مراسم، که برای تمام عرصههای اقتصاد، سیاست و فرهنگ، یک فراخوان تحول است.
حضور دهها میلیونی مردم در تشییع رهبر شهید، پیش از هر چیز، یک «رأیاعتمادِ پویا» به نظام اسلامی است؛ رأیی که نه یک تأیید صرف، که یک «پیمانِ نظارتیِ هوشمندانه» محسوب میشود. این حضور، نشان داد که مردم با آگاهی کامل از پیچیدگیهای صحنه سیاسی و اقتصادی، همچنان نظام را «خودِ خود» میدانند و با پرچمهای سرخ خونخواهی، بر تعهد خود به آرمانهای انقلاب اصرار میورزند. رسانههای معتبر جهانی نیز ناگزیر از ثبت و انعکاس این شکوه و عظمت بودند؛ از رویترز و بیبیسی تا سیانان و گاردین، همگی به حضور میلیونی و بینظیر مردم اذعان کردند و روایتهای پیشین خود از «ایرانِ شکننده» را کنار نهادند.
این رأیاعتمادِ پویا، حاوی یک «پیامِ تحولآفرین» است: مردم نه از سرِ ناچاری، که از رویِ اختیار و بصیرت، پای نظام ایستادهاند و انتظار دارند که «سطح اداره کشور» نیز متناسب با «سطح حضور» آنان ارتقا یابد. مردم باید همچنان «ولینعمتانِ» نظام باشند؛ نظامی که رمزِ تداومِ آن، در «همراهیِ آگاهانه» و «نظارتِ پویای» همین مردم نهفته است. حوادث دیماه با همه تلاطمهایش، نتوانست پیوند ناگسستنی امت و امام را بگسلد و اینک دهها میلیون ایرانی در تشییع رهبر شهید، پاسخی قاطع به تمام پیشبینیهای واهی غرب درباره «سقوط نظام» دادند. این، بزرگترین سرمایه برای «تحولِ حکمرانی» و «اعتلایِ جمهوری اسلامی» در گامِ دومِ انقلاب است.
اما مسیولین نباید به بهانه های مختلف تلاش برای کمرنگکردن حضور مردم و به حاشیه راندن آنان داشته باشند.
این حضورِ عظیم، امانتی تاریخی است که باید با «مدیریتِ مشارکتی» پاسخ داده شود؛ مدیریتی که در آن، مردم نه بهعنوان «تماشاگر»، که بهعنوان «شریکِ راهبردی» نظام دیده شوند. هرگونه تلاش برای نادیدهانگاشتن این پیمان نظارتی یا تقلیل آن به یک رویدادِ صرفاً احساسی، نه تنها با واقعیتِ این حضورِ هوشمندانه ناسازگار است، بلکه میتواند سرمایهی اجتماعیِ عظیمی را که در این تشییع متجلی شد، به تدریج فرسایش دهد. مردم خواهان دفاع قاطع از منافع ملی، پیروی قاطع مسیولین از آرمان رهبری، پرهیز از سازش در مقابل امپریالیسم جهانی ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونسیتی و عدم تزلزل در مقابل دشمن و با برافراشتن دائمی پرچمهای سرخ انتقام و فریادهای خونخواهی تا تحقق این مهم هستند،. این حضور عظیم را با بی تدبیری ها و اعمال سلیقه های شخصی مانند آنچه در برخی جنبه ها در مراسم تشییع در مشهد و تهران رخ داد سرد و خاموش نسازیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید