در پی افزایش هجمهها علیه عملکرد صداوسیما، بهویژه در جریان و پس از تحولات و درگیریهای اخیر، «عصر ایرانیان» در گفتوگویی با ابوالفضل ظهرهوند، نماینده مجلس شورای اسلامی، عملکرد رسانه ملی در دوران جنگ، نقش آن در حفظ انسجام و وحدت ملی و انتقادهای مطرحشده درباره رویکرد این سازمان را بررسی کرد. ظهرهوند با دفاع از جایگاه صداوسیما بهعنوان مهمترین خاکریز رسانهای کشور، ضمن تأکید بر ضرورت شنیدن نقدهای درونجبههای، خواستار رویکرد مطالبهگرانهتر و تهاجمیتر رسانه ملی شد و درباره مسائل مرتبط با مذاکره با آمریکا، تفاهمنامه و نسبت میدان و دیپلماسی نیز دیدگاههای خود را تشریح کرد.
ظهرهوند که به گفته خود بیش از سه دهه با صداوسیما همکاری نزدیک داشته و در برنامههای مختلف بهعنوان کارشناس حضور یافته است، صداوسیما را «مهمترین خاکریز رسانهای کشور و انقلاب» توصیف کرد و گفت که شناخت او از این سازمان تنها به حضور رسانهای محدود نمیشود و طی سالهای گذشته از نزدیک با ظرفیتها، محدودیتها و مشکلات آن آشنا بوده است.
صداوسیما؛ مهمترین خاکریز رسانهای کشور
این نماینده مجلس با اشاره به سابقه همکاری خود با صداوسیما اظهار کرد: طی بیش از ۳۰ سال، در برنامههای مختلف و جلسات کارشناسی با این سازمان همکاری داشته و از نزدیک با مقدورات و محدودیتهای آن آشنا بوده است.
به گفته ظهرهوند، با وجود کاستیهایی که ممکن است در عملکرد صداوسیما وجود داشته باشد، اصل جایگاه این سازمان برای او قابل احترام است. وی تأکید کرد که بسیاری از نیروهای فعال در صداوسیما با انگیزه و علاقه نسبت به انقلاب فعالیت میکنند و تلاش دارند وظایف خود را در این چارچوب انجام دهند.
او در عین حال وجود نقدها و گلایههایی در جامعه نسبت به عملکرد رسانه ملی را طبیعی دانست و گفت ممکن است برخی طیفها احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود یا پاسخهای لازم را دریافت نمیکنند؛ اما این مسائل باید در جلسات کارشناسی و از مسیرهای درونساختاری مورد بررسی قرار گیرد.
ظهرهوند با اشاره به جلسات کارشناسی در صداوسیما گفت این جلسات طی سالهای گذشته در تصمیمگیریهای این سازمان نقش داشته و به باور او، شنیدن نقدهای کارشناسی میتواند به ارتقای کارآمدی صداوسیما از نظر کمی و کیفی کمک کند.
هجمه به صداوسیما از نگاه ظهرهوند
این نماینده مجلس در ادامه درباره افزایش هجمهها علیه صداوسیما گفت از نظر او، هدف قرار گرفتن یک مجموعه رسانهای میتواند نشانه اثرگذاری آن باشد.
ظهرهوند با مقایسه این وضعیت با تحریمهای اقتصادی اظهار کرد همانطور که به گفته او تحریمها معمولاً متوجه بخشهایی از ساختار کشور میشوند که دارای اهمیت و اثرگذاری هستند، هجمه علیه صداوسیما نیز میتواند نشاندهنده اهمیت و تأثیرگذاری این رسانه باشد.
وی صداوسیما را یک مجموعه فرهنگی، رسانهای و گفتمانی دانست و تأکید کرد که رسانه ملی در منظومه فکری انقلاب اسلامی جایگاه ویژهای دارد.
او همچنین با اشاره به گستردگی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی گفت در مقابل صداوسیما، مجموعه بزرگی از رسانههای خارجی و شبکههای نوشتاری، دیداری و مجازی علیه جمهوری اسلامی و محور مقاومت فعالیت میکنند.
ظهرهوند با اشاره به هزینهبر بودن تولیدات تلویزیونی نیز گفت مقایسه بودجه و امکانات صداوسیما با رسانههایی مانند بیبیسی را نمیتوان صرفاً از منظر عددی انجام داد، زیرا تولید فیلم، سریال و برنامه تلویزیونی حرفهای، نیازمند امکانات و هزینههای قابل توجه است.
صداوسیما در شرایط جنگی
ظهرهوند عملکرد صداوسیما در ماههای اخیر را نیز قابل توجه دانست و گفت این سازمان در شرایطی فعالیت کرده که کشور با چندین بحران و جنگ مواجه بوده است.
او با اشاره به هدف قرار گرفتن ساختمان شیشهای صداوسیما، این ساختمان را نماد رسانه ملی دانست و گفت هدف قرار گرفتن آن نشاندهنده میزان حساسیت و نگرانی دشمنان نسبت به عملکرد صداوسیماست.
وی افزود نیروهای صداوسیما در شرایط دشوار، به گفته او با انگیزه و تعهد به فعالیت خود ادامه دادهاند و باید تلاشهای آنان مورد توجه قرار گیرد.
با این حال، ظهرهوند در کنار دفاع از اصل عملکرد صداوسیما، بر ضرورت شنیدن نقدهای کارشناسی تأکید کرد و گفت نقدهایی که از درون جبهه انقلاب و با هدف اصلاح عملکرد مطرح میشوند، باید مورد توجه مدیریت رسانه ملی قرار گیرند.
وحدت ملی؛ تابع منافع و امنیت ملی
در بخش دیگری از این گفتوگو، ظهرهوند درباره نقش صداوسیما در وحدت و انسجام ملی اظهار کرد که مفهوم وحدت ملی نباید صرفاً به معنای کنار گذاشتن هرگونه نقد یا اختلاف نظر تعریف شود.
به گفته او، وحدت و انسجام ملی باید در چارچوب منافع و امنیت ملی تعریف شود و قانون اساسی و مطالبات رهبری را از مؤلفههای اصلی این چارچوب دانست.
ظهرهوند تأکید کرد که در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، اختلافات داخلی نباید موجب نادیده گرفتن مسئله اصلی، یعنی دفاع از موجودیت و امنیت کشور، شود.
او در عین حال گفت از نگاه وی، همه اختلافنظرها را نمیتوان به نام «انسجام» نادیده گرفت و جریانها و افراد نیز باید خود را با مؤلفههای منافع ملی و امنیت ملی تطبیق دهند.
انتقاد از تفسیر «وفاق»
ظهرهوند در پاسخ به انتقادهایی درباره رویکرد صداوسیما نسبت به جریانهای سیاسی و مفهوم «وفاق» نیز گفت اگر جریان یا فردی خود را ملی میداند، باید نسبت خود را با قانون اساسی، منافع ملی، آرمانهای شهدا و مطالبات رهبری روشن کند.
وی با انتقاد از آنچه «اغتشاش معرفتی» در برخی جریانها خواند، گفت به باور او بخشی از اختلافات موجود، ناشی از تفاوت در تعریف مسئله اصلی و نسبت جمهوری اسلامی با غرب و آمریکاست.
او در این زمینه میان «اختلاف» و «تعارض» تفاوت قائل شد و گفت اگر رابطه ایران و آمریکا صرفاً یک اختلاف قابل حل تلقی شود، مذاکره میتواند یکی از راههای حل آن باشد؛ اما اگر این رابطه در چارچوب یک تعارض بنیادین تعریف شود، ورود به مذاکره بدون توجه به این مسئله میتواند کشور را در معرض آنچه او «تله مذاکراتی» خواند قرار دهد.
انتقاد از تفاهمنامه با آمریکا
ظهرهوند در ادامه گفت از نظر او، تفاهمنامه با آمریکا یک «خطای راهبردی» بوده است.
او با اشاره به مفاد و شرایط آتشبس مدعی شد که از نگاه وی، پایان واقعی جنگ مستلزم توقف درگیریها در تمامی عرصهها و مناطق مرتبط، از جمله لبنان، بوده است و تا زمانی که مناطق اشغالی در اختیار طرف مقابل باشد، نمیتوان از پایان کامل جنگ سخن گفت.
ظهرهوند افزود که پیش از امضای تفاهمنامه، در صداوسیما درباره همین موضوع مصاحبهای انجام داده، اما این گفتوگو پخش نشده است.
او با اشاره به حضور خود در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری» گفت مصاحبهاش در شب پیش از امضای تفاهمنامه انجام شده، اما در نهایت روی آنتن نرفته است.
ظهرهوند این مسئله را به موضوع «تکصدایی» مرتبط دانست و گفت صداوسیما باید امکان طرح دیدگاههای مختلف و مناظرههای روشن درباره مسائل مهم کشور را فراهم کند.
ضرورت مناظره درباره مسائل اختلافی
این نماینده مجلس معتقد است بخشی از انتقادهای مطرحشده علیه صداوسیما میتواند با ایجاد فضای مناسب برای مناظره و گفتوگوی کارشناسی پاسخ داده شود.
او گفت اگر درباره موضوعی اختلاف نظر جدی وجود دارد، به جای آنکه بحث در فضای غیررسمی و شبکههای اجتماعی ادامه پیدا کند، باید زمینه مناظره کارشناسی در رسانه ملی فراهم شود تا دیدگاههای مختلف به شکل شفاف در معرض افکار عمومی قرار گیرد.
ظهرهوند همچنین تأکید کرد که صداوسیما باید در برابر انتقادهای غیرکارشناسی نیز صرفاً منفعل نباشد و بتواند پاسخ و تبیین لازم را ارائه کند.
مسئولیتپذیری در تصمیمات سیاسی
ظهرهوند در ادامه با اشاره به تصمیمات مرتبط با مذاکره و توافقات خارجی گفت افرادی که مسئولیت امضای چنین توافقاتی را برعهده میگیرند، باید نسبت به نتایج و پیامدهای آن نیز مسئولیتپذیر باشند.
او با اشاره به خسارتها و هزینههای جنگ اخیر، پرسید مسئولیت تصمیماتی که به چنین شرایطی منجر شده بر عهده چه کسانی است و تأکید کرد که در تصمیمات راهبردی باید مسئولیتپذیری سیاسی و مدیریتی وجود داشته باشد.
«بعثت» و تحلیل ظهرهوند از تحولات اجتماعی
ظهرهوند در بخش دیگری از سخنان خود، تحلیل گستردهتری از تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر ارائه کرد و از مفهوم «بعثت» برای توصیف آن استفاده کرد.
او با اشاره به مفهوم بعثت در ادبیات دینی گفت اگر یک حرکت اجتماعی یا سیاسی خود را در چارچوب چنین مفهومی تعریف میکند، باید برای آن مأموریت و جهتگیری مشخصی قائل باشد.
وی انقلاب اسلامی را نیز در این چارچوب دارای ابعاد داخلی و جهانی دانست و تأکید کرد که به اعتقاد او، انقلاب اسلامی صرفاً یک پدیده محدود به مرزهای ایران نیست و باید نسبت آن با تحولات منطقهای و جهانی نیز مورد توجه قرار گیرد.
ظهرهوند در ادامه، برخی جریانهای داخلی را به دلیل آنچه مقدم دانستن منافع جریانی و فردی بر منافع ملی خواند، مورد انتقاد قرار داد و گفت این مسئله میتواند به گفته او تبعات امنیتی داشته باشد.
صداوسیما باید مطالبهگرتر باشد
ظهرهوند در جمعبندی دیدگاه خود درباره عملکرد رسانه ملی گفت ضمن احترام به صداوسیما و نیروهای فعال در آن، معتقد است این سازمان باید در برخی موضوعات مهم، رویکرد مطالبهگرانهتر و صریحتری اتخاذ کند.
او گفت مدارا در جایی که نیازمند پاسخ روشن و مطالبهگری است، میتواند باعث شود رسانه ملی همچنان در معرض انتقاد قرار گیرد.
به گفته ظهرهوند، صداوسیما باید با فراهم کردن امکان گفتوگو، مناظره و حضور دیدگاههای مختلف، مسائل مهم کشور را برای افکار عمومی روشن کند و اجازه ندهد خلأ تبیین به فضایی برای روایتسازی در شبکههای اجتماعی تبدیل شود.
میدان و دیپلماسی
ظهرهوند در پایان با اشاره به نسبت میان «میدان» و «دیپلماسی» گفت از نگاه او، دیپلماسی باید در امتداد جهتگیری میدان حرکت کند و نباید بهصورت مستقل از آن مسیر جداگانهای برای خود تعریف کند.
او با استفاده از یک تشبیه نظامی اظهار کرد که دیپلماسی باید در خدمت جهتگیری میدان قرار گیرد و آن را به پیش ببرد، نه اینکه خود بهعنوان یک ضلع مستقل، جهت متفاوتی را دنبال کند.
ظهرهوند در پایان با ابراز خوشبینی نسبت به آینده گفت اگر این معادله بهدرستی تبیین و بر آن ایستادگی شود، میتوان به آینده امیدوار بود و به اعتقاد او، میدان و مردم دو ضلع اصلی حرکت انقلاب هستند و سایر حوزهها از جمله دیپلماسی باید در چارچوب این جهتگیری حرکت کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید