وفاق اگر میلی شود، رسانه را هم میلی می خواهد، و این مطلب به روشنی در برخی سخنان علیه صدا و سیما مشاهده می شود. چنین وفاقی هیچ نسبتی با وحدت و اتحاد مقدس ملت ایران ندارد و بیش از آنکه بر دلیل بنا شده باشد، بر تحمیل استوار است و بیش از آنکه وفاق باشد، اختناق است.
اتحاد مقدس ملت ایران بر حقیقت، ولایت، عدالت و مقاومت استوار است. اما وفاق بر توافق، زدوبند، و بده و بستان تکیه دارد. وحدت کلمه بر یک مجموعه مبانی تکیه دارد، بر خلاف وفاق که بر توافق استوار است: ایده وفاق، وحدت را به امری بین الاذهانی تبدیل می کند و از وحدت، حقیقت زدایی می کند. لذا با اصحاب زر و زور نیز میتوان به وفاق دست یافت. حال آنکه حقیقتِ وحدت، علیه ظلم و سیطره جویی است. وقتی خداوند در قرآن می فرماید: و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان، بدین معناست که نمی توان در گناه، تعدی، و تجاوز وحدت داشت. به عبارت دیگر، وحدت بر حقیقتی تکیه است و تابع توافقات نیست.
اگر وفاق، مبتنی بر حقیقت باشد، از بیان حقیقت استقبال می کند، و اگر بر ولایت استوار باشد، از بیان سخنان ولی امر شهید اظهار خشنودی می کند. وحدت، حقیقتی است که واقع می شود، اما وفاق، امری است که تحمیل می شود، و همین تحمیل است که آن را به چماق تبدیل می کند و به اختناق می کشاند.
واقعیت آن است که در نظام جمهوری اسلامی هیچ مقامی نمی تواند بگوید صدا وسیما باید تریبون اختصاصی من باشد. و اگر چنین اندیشه ای در سر داشته باشد، چاره ای ندارد که در پشت ایده هایی مثل وفاق پنهان شود و منتقد خود را مخالف وفاق معرفی کند. اینجا همان نقطه خطرناک تبدیل وفاق به اختناق است.
خطر سیاسی زمانی آغاز میشود که فرد یا گروهی خود را «نماینده وفاق» و مخالف خود را «دشمن وفاق» معرفی کنند. در این صورتبندی، مخالف، منتقدی نخواهد بود که دیدگاه دیگری دارد و راه حل متفاوتی ارائه می کند، او کسی است که مانع وفاق است. و زمانی که مخالفت با برنامه، راهبرد یا روش به مخالفت با «وفاق» تعریف شود، دیگر لازم نیست به استدلال مخالف پاسخ داده شود. کافی است خود آنها را زیر سئوال ببریم و آنان را «اقلیتی تندرو» بنامیم که خلاف خواست عمومی حرکت می کنند.
اتحاد مقدس ملت ایران حقیقتی است که در دل های مردمان جاری شده است و در باورهای آنان ریشه دارد. بزرگ ترین «خطای شناختی»، آشفته کردن مرز میان اتحاد مقدس و وفاق میلی و تحمیلی است. صدا و سیما باید صدای وحدت مردم بر محور حقیقت، ولایت، و عدالت باشد نه صدای وفاق های گروهی و سلیقه های فردی.
یکی دیگر از خطاهای شناختی کسانی که وفاق تحمیلی را جایگزین اتحاد مقدس می کنند، فهم نادرست از ریشه های اختلاف است. چنین وفاقی ضد خود عمل می کند و امیال و سلیقه هایی را مبنای وفاق قرار می دهد که خود مایه اختلاف و تفرقه است. قائد شهید درباره ریشه های اختلاف می فرمایند: «ریشههای اختلاف را چنین بیان می کنند: «گاهی انسان تنازعهایی مشاهده میکند بین آحاد ملّت یا بین بعضی مسئولین با یکدیگر یا بین مسئولین و آحاد ملّت، غالباً پوچ… خیلی از این مناقشهها و از این تنازعها ناشی از حبّ به نفْس و بیملاحظگی و بیتقوایی و مانند اینها است؛ اینها را باید کنار بگذاریم و نبایستی بسیج عمومی ملّت ایران را در راههای صلاح ــ چه راههای علمی، چه راههای عملی، چه راههای مقاومتی، چه راههای خدمات اجتماعی؛ در همهی اینها ــ با این تنازعها تخریب کرد که فرمود: وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم، که اگر تنازع کردیم، اینها پیش میآید.»
مدلول کلام رهبر شهید امت آن است که وحدت به این معنا نیست که بر هر اختلاف سلیقه ای به نام وفاق و همدلی صحه بگذاریم و آن را تأیید کنیم. برای مثال اختلافاتی که بر مبنای جاه طلبی یا بی تقوایی هستند، اختلافات نامشروع هستند و باید کنار گذاشته شوئد، نه اینکه به نام احترام به سلایق متفاوت، تأیید و بدتر اینکه به نام انسجام ملی، توسط صدا و سیما تبلیغ شوند. چرا که این تکثرگرایی همچون موریانه به جان اتحاد مقدس می افتند و آن را از میان می برند. آیت الله جوادی آمل نیز معتقد است که «انسانها هر چه به دنیا نزدیکتر شوند، بیشتر به اختلاف میگرایند و هر چه رنگ خداییشان افزونتر گردد، بیشتر به وحدت رو میکنند.» صبغه الهی داشتن، همان حقیقتی است که وحدت کلمه بر آن استوار است، و حاملان آن نیز جمهور مردم هستند. صدا و سیما نه وفاقها را میشناسد و نه بده و بستان ها را. صدا و سیما به جمهوری اسلامی تعلق دارد، نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید