امروز: 1405/06/09 ساعت : 08:49
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • نصیحت و ناکارآمدی؛ شانه خالی کردن از مسئولیت در پناه وفاق ادعایی

    نزدیک به چند ماه از آغاز به کار دولت چهاردهم می‌گذرد؛ دولتی که با شعار «وفاق ملی» و وعده حل مشکلات معیشتی مردم روی کار آمد. اما مرور مواضع و پاسخ‌های مسعود پزشکیان در برابر نقدها و فرار از ناکارآمدی‌های موجود، الگویی تکراری و نگران‌کننده را به نمایش گذاشته است. رئیس‌جمهور بارها در مواجهه با مشکلات ساختاری و تورم افسارگسیخته، خطاب به منتقدان و خیرخواهان اعلام کرده است که اگر کسی می‌تواند مشکلی را حل کند، بیاید و من اختیارات لازم را به او می‌دهم!

    این موضع‌گیری در ظاهر نوعی گشایش و استقبال از ظرفیت‌ها به نظر می‌رسد، اما در واقع، فرار آشکار از مسئولیت قانونی و اجرایی شخص رئیس‌جمهور است. پذیرش مسئولیت قوه مجریه، مستلزم داشتن برنامه، تیم کارآمد و اراده برای حل چالش‌ها و نه تحویل کلید اختیارات به محض مواجهه با صخره سخت واقعیت‌هاست.

    ابعاد واقعی این دیدگاه زمانی آشکارتر شد که فرزند رئیس‌جمهور ۱۵ مرداد در جمع اهالی رسانه استان آذربایجان شرقی پرده از معنای واقعی سخنان پدر برداشت. او صراحتاً مدعی شد منظور رئیس‌جمهور از این جملات، ناتوانی خودش نیست، بلکه ادعا می‌کند «اینکه آقای رئیس جمهور می‌گوید اگر کسی می‌تواند تورم را کنترل کند، به میدان بیاید، منظورش این نیست که خودش نمی‌تواند. منظورش این است که شدنی نیست.» این توجیه، پیام تلخی به جامعه و نخبگان مخابره می‌کند که نق نزنید، نصیحت نکنید و توصیه‌ای ارائه ندهید، چرا که شما از شرایط اجرا بی‌خبرید! این رویکرد، چیزی جز مسدود ساختن باب نقد و نشانه‌ای آشکار از «نصیحت‌ناپذیری» دولت نیست.

    بر همین اساس، شعار «وفاق» که دولت مدام از آن دم می‌زند، از مسیر واقعی خود منحرف شده است. وفاق مد نظر این جریان، به معنای «وحدت» حقیقی نیست. وحدت واقعی، بر محور «کلمه حق» و مدار «ولایت» شکل می‌گیرد و دل‌ها را گرد یک هدف مقدس جمع می‌کند؛ اما وفاقی که امروز از تریبون‌های دولتی تبلیغ می‌شود، ابزاری برای تثبیت تک‌صدایی و بستن دهان خیرخواهان و منتقدان دلسوز است. گویی هر نقدی به عملکرد اجرایی، تخریبِ «وفاق» تلقی شده و شایسته خاموشی است.

    این رفتارهای مدیریتی در حالی رخ می‌دهد که در معارف اسلامی و الگوی حکمرانی علوی، رفتاری ۱۸۰ درجه متفاوت توصیه شده است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که بی‌خطاترین و کامل‌ترین گوهره حکمرانی تاریخ است، در حکومت خویش از مردم و نخبگان خواست تا او را از «خیرخواهی و نصیحت» محروم نسازند. فأما حقّكم علي فالنصيحة لكم….. و أما حقّی عليكم…النصيحة في المشهد و المغيب،(خطبه 34 نهج البلاغه): حق شما بر من اين است كه شما را نصيحت كرده و خيرخواه شما باشم…حق من بر شما آن است كه….در آشكار و پنهان مرا نصيحت كرده و خيرخواهم باشيد.

    وقتی معصوم و حاکمی در تراز علی (علیه السلام) نصیحت‌پذیری را حق مردم و شرط صلاح جامعه می‌داند، چگونه یک دولت غیرمعصوم خود را بی‌نیاز از توصیه منتقدان می‌بیند؟

    در چنین فضایی، الگوی عملیاتی «دولت سایه» که سال‌هاست توسط دکتر سعید جلیلی پایه‌گذاری شده، جلوه‌ای برجسته و عینی از خیرخواهی، نصیحت و کمک به حکمرانی است. دولت سایه نه سازوکاری برای سهم‌خواهی است و نه نهادی برای کارشکنی؛ بلکه پروژه‌ای ملی است که با تکیه بر ظرفیت‌های نخبگانی و مردمی، وظیفه خود را در سه محور «تأیید اقدامات درست»، «تصحیح خطاهای اجرایی» و «تکمیل برنامه‌های ناقص» تعریف کرده است. این سازوکار، مظهر برافراشته داشتن پرچم خیرخواهی برای کم کردن بار مشکلات مردم است.

    اگر دولت چهاردهم واقعاً به دنبال بهبود اوضاع اقتصادی، مهار تورم و اداره شایسته کشور است، چاره‌ای جز تغییر مسیر و خروج از پیله تک‌صدایی ندارد. مسئولان اجرایی باید بدانند که پذیرش نصیحت و استفاده از برنامه‌های کارشناسیِ منتقدان، نه ضعف، بلکه عین هوشمندی است. از سوی دیگر، آحاد مردم و نخبگان نیز باید به این باور برسند که نصیحت، نقد منصفانه و مطالبه‌گری از دولت، حق مسلم و وظیفه شرعی و ملی آنان است و نباید با برچسب‌های سیاسی، این حربه خیرخواهانه را از دست داد.

    علی ملک زاده

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم