امروز: 1405/06/09 ساعت : 09:26
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • فتح مکه پیش‌کش؛ چرا مقایسه امروز با «صلح حدیبیه» قیاس مع‌الفارق است؟

    یادداشت از حبیب عباسی – استان قم، شهر قم

    نقدی بر اظهارات اخیر حجت‌الاسلام سید حسن خمینی درباره دیپلماسی

    حجت‌الاسلام سید حسن خمینی اخیراً در دیدار با رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت، با اشاره به واقعه صلح حدیبیه بیان کرد که «فتح مبین» نه در جنگ‌هایی چون بدر و خندق، بلکه در «صلح حدیبیه» رقم خورد و گاهی ثمرات مصالحه از صدها جنگ بیشتر است. وی با اشاره به شک و اعتراض یکی از صحابه به پیامبر (ص) در جریان این صلح، یادآور شد که تنها سه سال پس از آن مصالحه، فتح مکه و پیروزی نهایی اسلام محقق شد.

    گرچه صلح حدیبیه یکی از درخشان‌ترین و درس‌آموزترین مقاطع تاریخ اسلام است، اما مصادره به مطلوب این واقعه و تطبیق مکانیکی آن با شرایط پیچیده امروزِ ایران در تقابل با آمریکا، دچار خطاهای راهبردی و تاریخی جدی است که در ادامه به پنج مورد از آن‌ها پرداخته می‌شود:

    ۱. تفاوت ماهوی دشمن؛ از قریش تا آمریکای عهدشکن

    در ماجرای حدیبیه، مشرکان قریش به دنبال تسلیم مطلق، خلع سلاح و نابودی حاکمیت نوپای مسلمانان نبودند؛ بلکه توافقی دوطرفه شکل گرفت که قریش تا مدت‌ها به آن پایبند ماند. اما در سوی مقابل، استراتژی اعلامی و اعمالی ایالات متحده، تسلیم محض ایران، فروپاشی مؤلفه‌های قدرت و در نهایت براندازی است. توافق با دشمنی که به صورت مقطعی واقعیت شما را می‌پذیرد، با توافق با دشمنی که به صراحت از نابودی شما سخن می‌گوید، تفاوت ماهوی دارد.

    ۲. حفظ اهرم‌های قدرت، شرط صلح عزتمندانه

    پیامبر اعظم (ص) و مسلمانان با پذیرش صلح حدیبیه و بازگشت به مدینه، دچار ضعف استراتژیک نشدند و هیچ‌یک از ابزارهای قدرت و بازدارندگی خود را واگذار نکردند. این در حالی است که در مدل‌های مصالحه‌ای که امروز در برابر غرب پیشنهاد می‌شود، همواره تهدید و واگذاری ابزارهای قدرت (از هسته‌ای تا منطقه‌ای و موشکی) به عنوان پیش‌شرط مطرح است. اگر ایران اهرم‌های ژئوپلیتیک خود (مانند تسلط بر تنگه هرمز) را از دست بدهد و با خرید زمان، فرصت تجهیز مجدد پایگاه‌های آمریکا در منطقه را فراهم کند، نه یک صلح تاکتیکی، که اضمحلال خود را رقم زده است.

    ۳. واکنش قاطع پیامبر (ص) در برابر انفعال دیپلماتیک مدعیان

    تاریخ گواهی می‌دهد که بلافاصله پس از نقض عهد توسط قریش، پیامبر (ص) کاروان تجاری آنان را توقیف کرده و با قاطعیت لشکری برای فتح مکه مهیا نمودند. ایشان حتی التماس‌ها و درخواست‌های مکرر ابوسفیان برای تمدید صلح را نپذیرفتند. اما جای تعجب است که سخنران محترم در حضور دولتمردانی از صلح حدیبیه سخن می‌گویند که پس از بارها نقض عهد و پاره کردن توافق‌نامه‌ها توسط آمریکا، همچنان به جای رویکرد تهاجمی، سخن از صلح و ادامه تفاهمنامه می رانند و حتی آن را سند مایه افتخار و مباهات می دانند و به تکرار تجربه شکست‌خوردهِ اعتماد به غرب اصرار دارند.

    ۴. ولایت‌پذیری در جنگ و صلح؛ جایگاه معترضان کجاست؟

    در حدیبیه، تصمیم صلح مستقیماً از سوی شخص رسول‌الله (ص) اتخاذ شد و صحابه مخلص و مؤمنی چون امیرالمؤمنین علی (ع) مطیع محضِ این تصمیم بودند. در مقابل، فردی که سابقه نافرمانی های فراوان داشت، به تصمیم رهبر جامعه اعتراض کرد و کارش به شک در نبوت کشید! (مصنف، عبدالرزاق صنعانی، جلد5، ص399)

    امروز اما، در نبرد همه‌جانبه ایران و آمریکا، رهبر معظم انقلاب اسلامی استراتژی «مقاومت فعال» را راهبرد اصلی نظام می‌دانند و به این تصمیم(صلح اینچنینی با آمریکا) نرسیده است و علی الاصول نظر دیگری دارند و اصل یادداشت تفاهم را هم با تعهد رئیس جمهور از جانب خود و دیگر اعضای شواری امنیت ملی پذیرفته اند. در چنین شرایطی، فشار برای تحمیل سازش به بهانه صلح حدیبیه، برخلاف مشی کلان رهبری است. طرح این‌گونه مسائل، بیش از آنکه شبیه اطاعت امیرالمؤمنین (ع) از تصمیم رهبر جامعه باشد، یادآور رفتار همان معترضی است که تصمیمات ولیّ جامعه را برنمی‌تابید.

    ۵. فقدان ایده برای «فتح مکه»

    صلح حدیبیه یک نقطه پایان نبود، بلکه مقدمه و بستری برای آمادگی مؤمنین جهت «فتح مکه» بود. سؤالی که باید از مبلغان امروزی صلح حدیبیه پرسید این است که: آیا شما نیز مانند پیامبر (ص) برای دوران پس از صلح، برنامهِ تهاجمی و ایدهِ مشخصی برای غلبه نهایی بر دشمن (فتح مکه امروزی) دارید؟ یا صلح را صرفاً برای تنفس مصنوعی و تأخیر در رویارویی می‌خواهید؟ نمی‌توان یک بُرش چند ساعته از تاریخ را دید، اما ادامه حرکت و هدف نهایی آن را سانسور کرد.

    نتیجه‌گیری

    اگرچه مرور تاریخ اسلام چراغ راه آینده است، اما تطبیق ساده‌ انگارانه آن با پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک امروز فاقد وجاهت سیاسی و منطقی است. مقایسه دشمنیِ محدودِ قریش در مقطع حدیبیه با رژیم تروریستی آمریکا — که با وقاحت تمام، تحریم‌های به اصطلاح فلج‌کننده وضع می‌کند، بسیاری از سرداران ارشد نظامی ما (چون سردار سلامی و حاجی زاده و پاکپور و رهبران و مهمانان عالی‌رتبه جبهه مقاومت را در خاک ایران و منطقه به شهادت می‌رساند و از مهمترین خط قرمز ما یعنی رهبری معظم عبور کرده و ایشان را به شهادت می رساند و همچنان به این جنایت خود افتخار می کند و میز مذاکره را با اتاق جنگ اشتباه می‌گیرد)  یک خطای استراتژیک و یک تقلیل‌گرایی خطرناک در عرصه سیاست‌گذاری کلان کشور است.

    حبیب عباسی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم