یکشنبه نوشتههای محمد تقی فهیم
هنوز چند سالی از صحبت پر حاشیه رضا عطاران در مراسمی سینمایی نمیگذرد که مصداق مبتذلتر از آن پرده سینماهای کشور را اشغال کرده است. این بازیگر کمدی گفته بود: « من برای خنداندن حاضرم شلوارم را در بیاورم» و حالا شاهد نمونهای از فیلم با حضور او هستیم که شلوار در آوردن در برابر آن نوعی حیا! محسوب میشود. اما این فقط سینما نیست که ابتذال از سر و روی آن بالا میرود بلکه به هر گوشه و کنار عرصه فرهنگ و هنر سری بزنیم، چیزی جز سقوط اخلاقی و نابودی اندیشه نصیبمان نمیشود.
وضعیت هنر در کشور، به صورت عام و سینما در سروشکلی خاص، ناراضی کننده و دافعه انگیز شده است. این روزها نقل محافل همه صاحبان اندیشه و منتقدان و حتی مخاطبان موجود هنری، ابتذال حاکم(خصوصا گرایشات جنسی و اروتیک) است. کار تئاتر به جایی رسیده که صدای نخبگان این هنر فاخر را بلند کرده است. از دکتر رفیعی که قید کار تئاتر را زد و ایرج راد و دیگران که اعلام کردند تئاتر از تفکر و اندیشه خالی شده است و جایش را ابتذال (نقل به مضمون) گرفته است تا بدتر از اینها ، ارتباط فیزیکی بازیگران روی صحنه باعث ورود و دخالت دادستانی تهران به اجرای یک تئاتر شد. موسیقی اوضاعاش از اینها هم بدتر است . همه چیز به شدت نابسامان و ولنگار و از مدیریت خارج است و بقیه محیطهای هنری هم دست کمی از اشارههای فوق که ندارد حتی فاجعه آمیزتر است.
اما مد نظر ما دراین ستون موضوع فیلم و سینما است. شاید تا حدودی همه گرایشات هنری به نوعی متأثر از هم باشند ولی نزول و سقوط برخی رشتهها حیاتیتر و نیازمند توجه جدیتر و بیشتر است. به عبارتی اگر انواع هنرها غیر از سینما، وظیفه پر کردن اوقات فراغت روشنفکران، دانشجویان، هنرجویان و کلا اقشار فرهیختهتر جامعه را برعهده دارد و این قشرها با مشاهده غلبه هنجارشکنی هنری در انزوای فردی و اجتماعی به سرگرمیهای دیگر منجمله ادبیات روی بیاورند و ازاین طریق تخلیه روحی/روانی شوند ولی فراری دادن مخاطبان انبوه سینما با ابتذال جنسی فرجامی غیرقابل جبران دارد. همواره گفته شده و در تجربه نیز ثابت شده که ابتذال مرز نمیشناسد. پدیده ابتذال مانند مصرف مواد مخدر اگر در حد معینی درجا بزند کیفاش هم متوقف میماند از همینرو است که معتادان تا حد کارتنخوابی و ویرانی خانه و کاشانه خود پیش میروند. سرگرم سازی با مولفههای مبتذل نیز برای دوام و سودآوری در هر قدم رو به جلو باید بر دوز و شدت آن افزوده شود. برای همین است که فیلمهای به اصطلاح کمدی سخیف، سال به سال هنجارشکنتر و وقیحتر ظاهر میشوند. حالا سازندگان و طرفداران معدود این دسته فیلمها، به «در آوردن شلوار رضا عطاران» قانع نیستند و کارشان به شوخیهای جنسی افراطی با «خانم والده» رسیده است.
سواستفاده از برخی تجربیات تاریخی سینما تازه نیست و تمام هم نخواهد شد مگر اینکه فیلتری برای سرند آن وجود داشته باشد. موضوع «زن پوشی» از جمله تجارب پرشمار صحنههای نمایشی منجمله سینما است و لذا صرف وجود مردی که لباس زنانه بپوشد در هر نوع از نمایش مذموم و محکوم نیست مشروط براینکه موقعیت نمایشی و منطق روایی ایجاب کند که مردی، زنانه بپوشد. تاریخ سینمای جهان و کشور خودمان بارها شاهد داستانهای نمایشی پیرامون زن پوشی بوده است مثلا در جهان فیلمهایی مانند بعضیها داغشو دوست دارن، خانم داون فایر و … و در سینمای خودمان فیلم ادم برفی ساخته داود میرباقری نمونههایی برای معرفی هستند. اما وقتی بنا به سواستفاده و تجارت ازاین مقوله باشد، پای ابتذال آن هم از نوع افراطی اش به میان میاید، یعنی همین چیزی که این روزها در سالنهای سینما اکران شده است. اثری (تا اینجا) بی سابقه در زمینه به کارگیری شوخیهای جنسی با اندام و برجستگیهای «خانم والده» که متاسفانه موقعیت کیمک که ایجاد نمیکند بلکه باعث لب گزیدگی ناشی از شرم تماشاگران نیز میشود.
بی تردید شرایط کنونی جامعه الزاماتی برای سرگرمی و تفریح خانوادهها را به همراه دارد و بعید است که هیچ فرد دلسوزی با ساخت و نمایش فیلمهای کمدی مخالف باشد و حتی مانند این قلم اصرار به افزایش تعداد اثار نمایشی حال خوب کن نیز دارد ولی بیش ازاین اصرار باید به انتقاد از تولیدات سخیف و مبتذل پرداخت. آن هم در کشور و فرهنگی که بیش از بقیه دنیا برای شخصیت زن و خواهر و مادر احترام قایل است. لذا شوخی وقیح و اشارههای پایین تنهای با زنان و خصوصا مادران قابل اغماض نیست و لذا میبایستی مورد نقد و آسیب شناسی جدی قرار گیرد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید