صحبتهای رییس جمهور در باره مدیریت کارامد دولتی درحالی بیان میشود که کمتوجهی به این راهکار مهم، بیشتر از نیمی از تایم دوره خدمت ایشان را پر کرده است، به عبارتی تذکر پیرامون عدم رفیق بازی توسط ایشان در شرایطی مطرح میشود که به نقطه سراشیبی مدیریت خود رسیده است. آقای پزشکیان گفتهاند: «برای مدیریت کشور به افراد کارامد نیاز داریم، نه لزوما رفقای خودمان» . این قلم کلیت دولت و دستگاه اجرایی را مد نظر ندارد چرا که تخصص لازم را ندارد، ولی آنچه موضوع بحث است، فقدان راهکار رییس جمهور در عرصه هنری کشور است. مرور وضعیت هنری، اعم از هنرهای تجسمی، تیاتر و… خصوصا سینما (که بیشتر مد نظر نگارنده است) نشان میدهد که آنچه بیش از همه غالب بوده است، بلایی است که تقریبا همه دورههای مدیریت ارشاد به آن گرفتار بوده است. یعنی رویکرد تغییر اتوبوسی مدیران در بدو امر و در ادامه کم یا بی توجهی به نیروهای کارامد خارج از جناح و گروه و رفقای اقایان بوده است. این خط و مشی و رویه ضد ارزشی در برخی دورهها چنان کارکرد افراطی یافت که عملا نیمی از استعدادهای اجرایی و تولید محصولات هنری کنار گذاشته و خانه نشین میشدند. از جمله دولتهایی که علنا و عملا این گرایش را پیشه ساخت، دولت حسن روحانی بود تا آنجا که به مدیران قبلی اجازه جمع اوری وسایل شخصیشان داده نشد. حتی برخی مدیران در استانه و نزدیک به برگزاری جشنوارهها و دیگر رویدادهای فرهنگی/هنری که برای آن برنامهریزی و بودجه بندی شده بود فرصت هیچ حرکتی نیافتند و جایشان را مدیران کم آشنا و بعضاً جوان خام و در مواردی از حوزههای بیربط گرفتند. مروری بر کارنامه دولتهای مختلف و مدیران و معاونان فرهنگی/هنری نشان میدهد زمانی که مثلا معاونت سینمایی دست به تغییرات وسیع و حذف کارآمدها نزدهاند، از هر نظر با فضای بهتر و تولیدات کیفیتر و مشارکت و حضور کاربلدهای بیشتری روبرو بودیم. به عنوان مثال در دوره وزارت محمد حسین صفار هرندی علیرغم برخی اشتباهات ولی با پدیده قابل دفاع رعایت عدالت برای همه فیلمسازان مواجه بودیم. صفار هرندی که شهرت به همگرایی و همکاری با همه نیروهای همراه (فارغ از همجناحی و حزبی) داشت، در مدت وزارت خود نیز این سبک و شیوه اجرایی را پیشه ساخت. او که در مدت سردبیری روزنامه کیهان نیز چنین رویهای به کار برده بود، چنانچه شاهد حضور قلمهای متنوعی در صفحات این روزنامه بودیم، در ارشاد نیز به همین سبک و سیاق کار را جلو برد. صفار معروف بود که میگفت هیچ نیرویی که مایل به همکاری باشد کنار گذاشته نمیشود و به طور کلی به جای جذب افراد و اعضای خانوادههای جناحی، استفاده از نیروهای موجود (مشروط به کاربلدی) اولویت دارد. مهندس جعفری جلوه که معاونت سینمایی این دوره را برعهده گرفت به پیروی از باور و تزهای مدیریتی دوست قدیمی خود، تا جای ممکن با نیروهای قبلی کار را ادامه داد و در زمینه تولید فیلم نیز خط قرمزی بر حذف جناحی کشید، به طوری که تقریبا همه فیلمسازان اعم از حزبالهی و ارزشی تا حتی دگراندیشانی مانند بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، تهمینه میلانی و … موفق به ساخت فیلم شدند، اگرچه فیلم سنتوری ساخته مرحوم مهرجویی در مقطع اکران با مشکل مواجه شد، اما جدای ازاین اتفاق، تنوع کمیت کارگردانها در همه دولتها بیسابقه بود. بسیاری از فیلمسازان مطرح امروز، حاصل سیاستهای فرصت دادن به فیلم اولیهایی است که در آن دوره کلید خورد و در دوره جواد شمقدری نیز ادامه یافت. نکته بارز دیگر دورههای مورد اشاره اینکه قریب به اتفاق مدیران آن دورهها از بدنه فیلمسازی کشور بودند از همینرو مسیر تعامل و گفتگو فیمابین طرفین هموار بود، نه مانند برخی دورهها، منجمله الان مسولانی بخشهای مختلف سازمان سینمایی را در اختیار گرفتهاند که نه فیلمسازان آن ها را میشناسند و نه مدیران به درستی با سازندگان فیلمها را انشایی فکری/روحی دارند.
بیتردید در کشوری که وجود جناحهای سیاسی قانونی و فرصت تشکیل دولت دارند، توقع نمیرود وقتی فردی به قدرت رسید و مسولیت دولت را بر عهده گرفت، حامیان و همکاران جناحی/حزبی خود را فراموش کند، صدالبته که متقابلاً نیز توقع میرود که چنین دولتهایی تا پایینترین ردههای مدیران را جارو نکنند، در عین اینکه حق و عدالت حکم میکند که اینان ناکارآمدهای همجناح خود را بر کارآمدهای غیر جناحی ترجیح ندهند.
تغییرات اتوبوسی بلای جان فرهنگ و هنر
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید