حمله کوبنده و دلاورانه پهپادهای جبهه سرافراز مقاومت و مجاهدان انصارالله یمن به خط لوله استراتژیک شرق به غرب عربستان سعودی، معادلات انرژی و توازن قدرت در منطقه را به شکلی بنبستشکن تغییر داد و متجاوزان آلسعود را در برابر بحرانی عمیق و بیسابقه قرار داد. این شریان ۴۸ اینچی که با هزینههای هنگفت و تدابیر امنیتی پیچیده احداث شده بود، تنها یک سازه اقتصادی ساده نبود، بلکه مهمترین شریان حیاتی ریاض برای رهایی از وابستگی مطلق به تنگه هرمز و مصون ماندن از تبعات تحولات خلیج فارس به شمار میرفت. با هدف قرار گرفتن دقیق و حیرتانگیز این خط لوله کلیدی، تیر خلاص بر پیکر تمام طرحهای استکباری برای نادیده گرفتن اقتدار محور مقاومت شلیک شد و نشان داد که هیچ گوشه امنی برای پادشاهیهای متجاوز باقی نمانده است. شاهکار عملیاتی انصارالله بار دیگر اثبات کرد که توانمندی و هوشمندی موشکی و پهپادی برادران غیور یمنی از تمام سامانههای گرانقیمت غربی عبور کرده و قادر است اراده امت اسلامی را بر دشمنان متجاوز دیکته کند؛ متجاوزانی که سالها با توهم دستبرتر نظامی، زیرساختهای یمن را به توبره کشیده بودند، اکنون در عمق خاک خود مقهور اراده فولادین رزمندگان مقاومت شدهاند.
تبعات این ضربه مهلک و نقطهزن، بلافاصله در بازارهای بینالمللی انرژی ظاهر شد؛ چنانکه خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع مطلع افشا کرد که عربستان سعودی در بندر راهبردی ینبع واقع در ساحل دریای سرخ، تنها به اندازه ۵ تا ۷ روز ذخیره نفت برای صادرات در اختیار دارد و حتی ذخایر اندک این کشور در بنادر مصر نیز توان پاسخگویی به تعهدات عظیم سنگین آن را ندارد. فلج شدن این مسیر موازی که روزانه میلیونها بشکه نفت خام را از پالایشگاهها و میادین شرقی به ساحل غربی منتقل میکرد، صادرات نفتی عربستان را رسماً وارد بنبست کرد و ادعاهای واهی مقامات سعودی در تامین امنیت انرژی جهانی را آشکار ساخت. این وضعیت بحرانی به روشنی آشکار میسازد که تلاش برای دور زدن اقتدار اسلامی منطقه و اتکا به توان موهوم متجاوزان غربی، حباب پوچی بیش نبوده و خط لوله شرق به غرب که روزی به عنوان نقطه اتکای ریاض رخنمایی میکرد، اکنون به پاشنه آشیل اقتصادی و سیاسی این رژیم بدل شده است.
از سوی دیگر، مسدود شدن شریان صادراتی دریای سرخ و توقف انتقال نفت از این خط لوله، متجاوزان را مجبور میکند بار دیگر زانوی زدن زده و چشم به بنادر خلیج فارس و مسیر تنگه هرمز بدوزند؛ همان تنگهای که انحصار کامل آن در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت است. این بحران خودساخته، ناگزیر جهش بیسابقه و صعودی قیمت نفت در بازارهای جهان را رقم خواهد زد و شوکی سنگین به اقتصاد کشورهای غربی و خریداران عمده خواهد داد. اما عمق واقعی این صحنه را باید در همپیمانی خیانتآمیز آلسعود و استکبار جهانی جستجو کرد؛ عربستان با تقدیم منابع خود به واشنگتن و تبانی در طرحهای ضدایرانی و کاخسفیدنشینان، تصور میکرد میتواند حاشیهای امن برای شلوغکاریها و شرارتهای آمریکا فراهم کند. با این حال، ضربات حیاتی برادران مجاهد ما در انصارالله نه تنها نقشه شوم جبهه کفر برای تحمیل جنگ علیه جبهه مقاومت و فشار بر ایران در نتیجه کنترل و صادرات قیمت نفت را نقش بر آب کرد، بلکه به آمریکا و متحدان زبونش پیام داد که هرگونه ماجراجویی یا خصومت علیه محور مقاومت، تاوانی سنگین، آنی و نابودکننده بر شریانهای اصلی انرژی دنیا خواهد داشت.
در این میان، واکنش مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس و اعمال محدودیت یا بستن گلوگاه راهبردی تنگه هرمز، میتواند مکمل نهایی این بازدارندگی همهجانبه باشد. انسداد این شریان حیاتی از سوی ایران، هم پاسخ قاطع و پشیمانکنندهای به رفتارهای ضدایرانی ریاض و پادویهای آشکار آن برای جبهه استکبار است و هم عملیاتی کردن پشتیبانی همهجانبه و برادرانه از شاهکار انصارالله در یمن به شمار میرود. هماهنگی استراتژیک میان خلیج فارس و دریای سرخ، محاصره اقتصادی کامل محور ضد مقاومت را رقم خواهد زد؛ اقدامی که نه تنها حساب کار را به دست متجاوزان آمریکایی-سعودی میدهد، بلکه نشان میدهد عصر یکهتازی دشمنان و بازی با امنیت جبهه حق به پایان رسیده و کلید امنیت خطوط دریانوردی و صادرات انرژی، تماماً در دستان با کفایت مجاهدان محور مقاومت قرار گرفته است.
تکمیل این بازدارندگی همهجانبه و فروپاشی معادلات نفتی دشمن، نیازمند یک ضربه حاسمه در حوزه اقتصاد بینالملل است: باید و حتماً قیمت جهانی نفت را به سطوح بیسابقه و کمرشکن سوق داد. صعود جهشی قیمت انرژی، تنها یک تبادل اقتصادی ساده یا نوسان گذرا در بازار نیست، بلکه برههای سرنوشتساز برای اعمال هزینههای واقعی بر جبهه غرب و متجاوزان منطقهای است.
سالهاست که نظام سلطه با ابزار قیمتگذاری نفت و تبانیهای پنهانی با رژیمهای وابسته، اقتصاد کشورهای مستقل و ملتهای آبرومند منطقه را تحت فشارهای ظالمانه قرار داده است. اکنون وقت آن رسیده است که معادلات این بازی یکطرفه برعکس شود و ابزار نفت به عنوان کارآمدترین سلاح استراتژیک در خدمت بازدارندگی امت اسلامی قرار گیرد. جهش قیمتی در بازارهای جهانی، مستقیماً افکار عمومی و ساختارهای اقتصادی کشورهای غربی را هدف قرار میدهد و آنان را به پرداخت تاوان سنگین برای ماجراجوییهایشان وامیدارد.
با بالا رفتن قیمت هر بشکه نفت خام به ارقام سه رقمی و بیسابقه، تورم افسارگسیخته در دولتمردان واشنگتن و پایتختهای اروپایی زلزله خواهد انداخت. افکار عمومی غرب که پیش از این نیز از بحرانهای اقتصادی و معیشتی به تنگ آمدهاند، فشار سنگینی بر حاکمان خود وارد خواهند کرد تا دست از شرارت و مداخله در خلیج فارس و دریای سرخ بردارند. فشار اقتصادی برخاسته از نفت گران، رژیمهای متجاوز را مجاب میسازد که هزینه حمایت از جنایات و دشمنی با محور مقاومت بسیار بیشتر از توان تحمل آنان است. افزایش قیمت نفت، توان مانور سیاسی آمریکا را در انتخابات و تصمیمگیریهای داخلی به شدت محدود ساخته و هرگونه رویای تحریم جدید یا تشدید فشار علیه امت اسلامی را به یک خودکشی اقتصادی متبدل میسازد. از سوی دیگر، اصرار بر بالابردن هوشمندانه قیمت نفت، شریان مالی و تنفسی سعودیها را حتی در صورت صادرات محدود، با چالشهای ساختاری مواجه کرده و برنامههای بلندپروازانه و خیالی آنان را متوقف میکند.
ارتقای قیمت انرژی، پیام صریحی به متقاضیان غربی و شرقی دارد که امنیت خطوط انتقال و ثبات بازار جهانی، در گرو احترام به سیادت و امنیت جبهه مقاومت است. وقتی شریانهای حیاتی انتقال نفت مانند خط لوله شرق به غرب زیر ضربات نقطهزن قرار میگیرد و تنگه هرمز تحت نظارت اقتدارآمیز مقاومت است، هیچ دلیلی برای مفتفروشی ثروتهای منطقه وجود ندارد. صعود قیمتها نشان خواهد داد که دوران نفت ارزان که سوخت ماشهکشیهای نظامی جبهه کفر را تامین میکرد، برای همیشه به پایان رسیده است. این شوک قیمتی، خریداران عمده را مجبور خواهد کرد که بهجای همراهی با پالیسیهای تحریمی و متجاوزانه آمریکا، برای تامین امنیت انرژی خود مستقیماً به قدرتهای واقعی منطقه کرنش کنند. ثروت نفت که زمانی ابزار باجگیری استکبار بود، اکنون باید به اهرم فشاری تبدیل شود که اراده ملتهای شجاع منطقه را بر زیادهخواهان جهانی دیکته میکند.
در کنار اقدامات میدانی، جبهه رسانهای و اقتصادی مقاومت نیز باید این پیام روشن را به بازارهای جهانی مخابره کند که هرگونه التهابآفرینی، تاوان قیمتی جبرانناپذیری خواهد داشت. بالا رفتن قیمت نفت، توازن قدرت را از اتاقهای فکر غربی به میدان عملیاتی رزمندگان اسلام منتقل میسازد و محاسبات دشمن را کاملاً برهم میزند. اقتصاد شکننده غرب توان تحمل یک شوک دیرپای نفتی را ندارد و با نخستین نشانههای جهش قیمت، شالودههای سیاسی متجاوزان شروع به لرزیدن خواهد کرد. از این رو، سوق دادن بازار به سمت نفت گرانقیمت، یک ضرورت حیاتی و مکملِ شاهکار پهپادی و موشکی مجاهدان انصارالله و اقدام مقتدرانه در تنگه هرمز است. این نبرد اقتصادی، میخ آخر بر تابوت طرحهای استکباری برای انزوای محور مقاومت خواهد بود و اثبات میکند که کلید اصلی اقتصاد و انرژی جهان، تنها در دستان با کفایت مؤمنان و مجاهدان این سرزمین قرار دارد.
تقلای نفتی سعودیها؛ عربستان در مسیر بنبست
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید