یکشنبه نوشتههای محمد تقی فهیم
باورش سخت است، ساختار بوروکراتیک سینما که معاونتی در زیر مجموعه وزارت ارشاد بود، با تلاشهای وافر جواد شمقدری و همکارانش به سازمان ارتقا یافت تا همهجوره در بحث بودجه و دامنه وسیعتر فعالیتهای سینمایی مورد اهتمام قرار گیرد، درحالی که این مهم در سالهای پس از این با عملکردهای ضعیف مدیران وقت و ریزش روتین تماشاگران و کاهش تعداد فیلمسازان همراه دیگر نیازی به یک بروکراسی عریض و طویل کمتر احساس میشد تا حالا که عملا ساختار موجود به سازمان مراسمهای سینمایی سقوط کرده است.
حیف سینمای سالنی ایران که به این وضعیت (از همه نظر بغرنج) دچار شده است. سینمایی که با ظرفیت بالایش میتوانست بازتولید کننده حال و روز مردم و کشور باشد و متقابلاً با حال دادن به تماشاگران، احوال آن ها را خوب کند، ولی از دوسال پیش که مدیریت بیبرنامه و الابختکی شروع شد، سینمای موجود به جایی رسیده که عملا و علنا در همه جوانب، عقیم و ناکارامد شده است. فقط کافی است تعداد تماشاگران اکران فیلمها را مد نظر قرار دهیم تا بفهمیم که چه بلایی بر سر سینما آوار شده است. مخاطبان سینمای سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۳ با ریزش ۵۰ درصدی، هشداری جدی بود و حالا که اعم سال سینمایی را پشت سر گذاشتهایم، آمار امسال نسبت به سال ۱۴۰۴ با کاهش ۶۰ درصدی، فاجعهای بیش تلقی نمیشود. تقریبا همه فیلمها شکست فاحش خوردهاند و با توجه به اثار در صف اکران برای بقیه سال، چشمانداز دل گرم کنندهای پیشروی سینما قرار ندارد.
فقدان برنامهریزی و سیاستها و ریلگزاریهای منفعلانه و خنثی باعث و بانی وضعیت و شرایطی شده است که حالا نه داخل را داریم و نه حداقل امیدی به مطرح شدن در فستیوالهای بیرونی وجود دارد. در واقع تا قبل از این، جریان واداده و غربگرای حاکم در سینما و رسانههای وابسته به ان ها چنین وانمود میکردند که سینمای ایران با فیلمهای جشنوارهپسند، جهانی شدن را هموار کرده و عنقریب در قله آن خواهد ایستاد، ولی با نضج گرفتن سینمای معروف به زیر زمینی و اثار فاقد مجوزهای لازم قانونی، حالا مسیر و مقصد فستیوالهای خارجی به نام و کام دیگران سند خورده است، یعنی جشنوارههای بینالمللی عملا پریدند و تماشاگران داخلی نیز به کنج خانهها خزیدند، بنابراین سازمان سینمایی دوره جدید از شروع تا کنون که افقی با برنامه را برای سینمای ایران متصور نبود، با جهش به سازمان مراسمهای سینمایی شدن، تلاش برای خروج از لاک انزوای رسانهای را آغاز کرده است. طی دو ماه اخیر هفتهای نیست که از دورهمیهای اعضای سازمان سینمایی و توابعاش به بهانههای مختلف خبری منتشر نشود، البته چنین جمع شدنهایی اگر هدفمند و با حضور جمعیت دلسوز قابل توجه سینمایی (در گرایشهای متنوع) بر پا میشد شاید جای توجیه برای این بودجه سوزیها وجود داشت ولی وقتی شاهدیم که این مراسمها با حذف مخالفین و منتقدین جدی سیاستهای غلط حاکم و عدم حضور چهرههای موثر تولید و نمایش برگزار میشود (انتشار گزارشهای تصویری حکایت ازاین دارد که از خانواده ده هزار نفری سینما، همواره کمتر از صد چهره سینمایی در چنین دورهمیهایی حضور مییابند) پس همه اینها برای خالی نبودن عریضه است و مقصد رسیدن به متن تیتر رسانهها و آنتنهای پخش است.
معمولا در تاریخ سینما هم بسیار دیده شده که مدیریتهای ضعیف، به جای کارهای سختی مانند برنامهریزی افزایش تولید و کاهش بیکاری و اهتمام برای حل مشکل معیشتی سینماگران، داشتن برنامه عادلانه اکران فیلمها، به روز کردن آییننامههای اجرایی، تلاش برای جذب بیشتر تماشاگران، افزایش سالنهای نمایش و…. مبادرت به اجرای امورات روتین و وقت کشیهای سطحی تا اتمام مأموریت جناحی خود میکنند.
دنبال کنندگان ثابت این ستون و یا حتی خوانندگان گذرایی که یادداشتهای هفتگی این قلم را دیده و مرور کردهاند، حتما به یاد دارند که پیش ازاین، خصوصا از سال گذشته، وضعیتی که امروز سینما دچار و گرفتار آن هست را بارها هشدار داده بودم. در واقع با شناخت از توان و عملکرد مدیریتی تیم بر صندلی سینما نشسته، قابل درک و فهم بود که تا رسیدن به بن بست سینما فاصلهای نمانده است. اما به سیاق ضربالمثل معروف که «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است» سینما نیز به یمن زحمتکشان، دل سوختگان، عاشقان و صنفیگرایان عادل هنوز زنده است و نفس میکشد و مهمتر از همه «انسان به امید زنده است» بنابراین با تغییرات در راه، روزهای خوب سینما بازخواهد گشت.
سقوط سازمان به دورهمیهای سینمایی!؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید