امروز: 1405/06/31 ساعت : 11:49
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • ما خواهان جنگ بی پایان نیستیم!

    یادداشت از محمد رحیمی احمد بلدی – استان اصفهان، شهر گلشهر

    خواهان پایان دادن به مذاکرات بی پایانی هستیم که به جنگ منجر شده و خواهد شد

    سالهاست که مسئولان کشور میان دو گزینه سرگردانند: تسلیم، یا جنگی که پایانش پیدا نیست. اما واقعیت این است که نه آن یکی را برگزیده‌اند و نه این یکی را. واقعیت این است که ما را از ترس یک جنگ بی‌پایان، در چرخه باطلی از مذاکرات بی‌پایان گرفتار کرده‌اند. مذاکراتی که در آن، گاهی برای تفریح، ناو هم می‌زنند، مدرسه هم می‌زنند، و رهبرانمان را هم ترور می‌کنند. این، نه تسلیم است و نه جنگ. این، چیزی است میان این دو: سرگردانی در برزخی که هر روز، هزینه‌اش را از جیب ملت می‌دهیم.

    این درد را به کجا باید برد؟ سالهاست که یک جریان با ترساندن مردم از اصلاحات، رأی جمع می‌کند و جریان دیگر با ترساندن مردم از رقیب. هر دو، در این سالها، یک چیز را خوب یاد گرفته‌اند: اینکه چگونه از ترس، نان بخورند. اما امروز، هر دو از یک واژه مشترک می‌ترسند: مقاومت. هر دو، با ترساندن مردم از واژه‌هایی مثل تسلیم و جنگ بی‌پایان، می‌خواهند به هر قیمتی که شده، چرخه مذاکره برای مذاکره را ادامه دهند. چرخه‌ای که در چندین دولت پیگیری شد و هیچ خروجی ملموسی برای این کشور نداشت. نه تحریمی برداشته شد، نه عزتی بازگشت، نه سفره‌ای رنگین‌تر شد. فقط زمان گذشت، و فرصت‌ها سوخت.

    یک بار هم که شده، باید مقاومت بی‌پایان را امتحان کرد. گرچه از عافیت‌طلبان انتظار مقاومت داشتن، بیهوده است. چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، هر دو در این سالها نشان داده‌اند که ترجیح می‌دهند در حاشیه امن مذاکره بمانند تا در میدان سخت مقاومت. اما مقاومت، نه یک گزینه احساسی است و نه یک آرزو. مقاومت، یک راهبرد است. راهبردی که در آن، به جای انتظار برای گشایش از بیرون، بر توان درونی تکیه می‌شود. به جای چشم دوختن به دست دشمن، به دست خود تکیه می‌کنیم. به جای ترسیدن از جنگ، از تسلیم می‌ترسیم.

    توصیه ما به هر دو جبهه این است: خود را اصلاح کنید و به اصول برگردید. اصولی که انقلاب بر آن بنا شد: عزت، استقلال، عدالت، و ایستادگی در برابر ظلم. اگر این کار را نکنید، در رودخانه مواج مردم حل خواهید شد. مردمی که دیگر حوصله این بازی‌های تکراری را ندارند. مردمی که سالهاست می‌بینند هر دولتی که می‌آید، همان مسیر را ادامه می‌دهد، فقط با ادبیات متفاوت. مردمی که می‌بینند هر دو جناح، در نهایت به یک جا می‌رسند: مذاکره برای مذاکره.

    مشکل ما، نداشتن امکانات نیست. مشکل ما، نداشتن راهبرد است. مشکل ما، نداشتن اراده است. مشکل ما، ترس از مقاومت است. ترسی که به ما القا شده تا همیشه در چرخه باطل مذاکره بمانیم. اما این چرخه، نه تنها ما را از جنگ نجات نداده، بلکه ما را به جنگ نزدیک‌تر کرده است. هر مذاکره‌ای که با عقب‌نشینی همراه باشد، دشمن را جسورتر می‌کند. هر امتیازی که بدهیم، او بیشتر طلب می‌کند. این، تجربه سالهای اخیر است. تجربه‌ای که باید از آن درس گرفت.

    ما خواهان جنگ بی‌پایان نیستیم. ما خواهان پایان دادن به مذاکرات بی‌پایانی هستیم که به جنگ منجر شده و خواهد شد. ما خواهان آنیم که مسئولان، به جای سرگردانی میان دو گزینه، یک مسیر روشن را برگزینند: مسیر مقاومت. مسیری که در آن، عزت کشور حفظ شود، منابع ملی هدر نرود، و مردم، به جای ناامیدی، امید را تجربه کنند. این مسیر، سخت است. اما تنها مسیری است که به سرانجام می‌رسد.

    اگر امروز این مسیر را برنگزینیم، فردا دیر است. و آن‌وقت است که نه تنها وجدان این نسل، بلکه تاریخ نیز ما را نخواهد بخشید.

    محمد رحیمی احمدبلدی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم