به مناسبت سالگرد بیانات تاریخی امام شهید در نفی مذاکره با آمریکا، همزمان با حضور هیئت ایرانی در نیویورک
نه صرفا با دید اعتقادی، بلکه حالا تجربه مکررا ثابت کرده، وفاق و اتحاد اگر جز حول رهبری باشد، نامش خطای محاسباتی است و حاصلش خسارت محض؛ سال گذشته درست در همین روز، رهبری شهید صریح و مستدل، مذاکره با آمریکا را «بنبست محض» خواندند که نه سودی دارد و نه ضرری دفع میکند و بعضا ضررهایش «جبرانناپذیر»ند. مخاطب این بیانات در همزمانی با حضور هیئت ایرانی در نیویورک و ایراد آن درست پیش از سخنرانی رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، مشخص بود. خطا اما ادامه یافت و مذاکره دوباره منتهی به جنگ شد؛ تکرار آن پساجنگ نیز منجر به پیام «علیالاصول» رهبری شد. با نتایجی مشابه: جنگ، تحریم و محاصره؛ بدتر از برجام؛ حالا انتظار میرود، مسافران پایتخت کشوری که اخیرا مردم و رهبرمان را به شهادت رسانده، موضعی ناتراز با سطح ملت مبعوث و ایستادگی تاریخی آنان، همانند آنچه ۲سال پیش اتفاق افتاد، نگیرند. جایی که در کنار اعلام آمادگی برای احیای برجام، گفته شد: «آمریکا اول بپذیرد ما آدمیم، بعد مذاکره میکنیم»!
در بخش دیگری از سخنرانی تاریخی مردی که مستکبر شماره یک دنیا را مستاصل کرد تا دست به حذف فیزیکیاش بزند، تجربه یک خطای محاسباتی دیگر مرور شد؛ «در برجام بناشد بعد از ده سال پرونده ایران در آژانس عادی شود؛ من همان موقع گفتم ده سال یک عمر است؛ چرا قبول میکنید؟ بنا بود ده سال را هم قبول نکنند؛ اما قبول کردند به هرحال» که حاکی از همان خطای محاسباتیِ فاصله گرفتن از رهبری بود و در ادامه ایشان نتیجه را هم بیان کردند که: «حالا آن ده سال به پایان رسیده و باید پرونده ایران عادی میشد؛ اما نهتنها عادی نشد، بلکه مشکلات هستهای چندبرابر شده است».
پروژه برجام خود مصداق روشنی از خطای محاسباتی مسئولان با فاصلهگیری از ارشادات رهبری است؛ ایشان بارها تصریح کردند که «خوشبین نیستم» از جمله در بهمن 92: «بعضی از مسئولان فکر میکنند در قضیه هستهای با آمریکاییها مذاکره کنیم موضوع حل بشود؛ گفتم خیلی خب، اصرار دارید بروید مذاکره کنید؛ ولی در همان سخنرانی اول امسال گفتم من خوشبین نیستم؛ مخالفتی نمیکنم اما خوشبین نیستم». و در نامه 29 مهر 94 به روحانی، 9 شرط برای اجرای آن اعلام کردند؛ از جمله گرفتن تضمینهای قوی و کافی برای لغو تحریمها؛ اما نتیجه عدم تحقق شروط، شد پرکردن بتن در رآکتور اراک، خروج حدود 10 هزارکیلو اورانیوم و دوبرابر شدن تحریمها.
تنها یکی از خساراتش ماشه بود؛ اما راهحل مسئولینی که تکرار خطا آنان را به متحجرین مانند کرده بود، همانی بود که عامل خسارت شده بود. دوهفته پیش از این سخنان تاریخی رهبری شهید، در قاهره باز با گروسی که گزارش مغرضانهاش از بهانههای اصلی تجاوز به ایران شد، توافق کردند بلکه ماشه فعال نشود؛ اما پنج مهر ماشه فعال شد و تمامی قطعنامههای تحریمی بازگشت. همین نگاه متحجرانه و رفتن به راه مشابهی که هربار خسارات داشته، از بهمنماه با مذاکرات هستهای درست خلاف ارشادات مرورشده رهبری شهید ادامه یافت و منتهی به تجاوزی با خساراتِ شهادت ایشان، کودکان میناب، غیرمسلحین ناو دنا و هزاران ایرانی دیگر، در کنار خسارات مادی شد.
همین راه در اسلامآباد و مابعد آتشبس و تفاهم طی شد؛ نه مردم فهمیده و مقاوم آن را میخواستند و نه خلف صالح رهبری شهید؛ این را میشد از پلاکاردها که همین جملات خامنهای شهید را بازتاب میدادند، و از پیام رهبری که نگاشتند: «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، فهمید». تراز بالای مردم و حکمت رهبری عزیز، دوباره اسیر نگاه حداقلی مسئولینی شد که از خطای محاسباتی دست بر نمیداشتند. آیا این مسیر غلط که با روی کار آمدن دولت پزشکیان چنان دهه نود شدت گرفت، هنوز ادامه خواهد یافت؟ دولتی که معمار و رایجمعکن و مسئول گزینشش، وزیر خارجه برجام بود و وزیر خارجهاش معمار برجام.
پاسخ به این سوال در رفتار و گفتار مسافران این روزهای نیویورک نهفته؛ تجربه اول پزشکیان در این رویداد در مهر 1403 تاریک بود و نوید خطاهایی که بخشیشان مرور شد را میداد؛ در سخنرانی رسمی همچنان از آمادگی برای بازگشت به خسارت برجام گفت و در حاشیه اجلاس هم، بالاتر از خطای محاسباتی، شان مردم ایران را نیز رعایت نکرد و گفت: «آمریکاییها اول بپذیرند آدمیم، بعد مذاکره میکنیم»؛ در جای دیگر پیام ضعف خطرناکی به وحوش صهیون مخابره کرد: «آماده هستیم همه سلاحهایمان را زمین بگذاریم، به شرطی که اسرائیل هم همین کار را بکند.». با این که چند روزی بود عملیات پیجرها در لبنان اجرا شده بود و چند روز بعد نیز سیدحسن نصرالله به شهادت رسید؛ حملات به سوریه و ایران و یمن هم ادامه پاسخ منفی رژیم به درخواست خطای پزشکیان بود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید