محمد روشنائی – استان زنجان، شهر ماهنشان
به بهانه بازی های آسیایی ناگویا
این روزها، بازی های آسیایی ناگویا ٢٠٢۶درحالی برگزار می شود که رتبه ایران چندان تعریفی ندارد.بسیاری از ورزشکاران ما با سرافکندگی حذف می شوند و سهم ما از این بازی ها چیزی جز غبطه و حسرت نیست.
امروز کشور ما در شرایطی است که انواع تهدیدها و فشارها از گوشه و کنار به سمت ما سرازیر شده است. در چنین وضعیتی، دو راه بیشتر نداریم: یا در انفعال و گلایه غرق شویم و تماشاچی بازی دیگران باشیم، یا ابتکار عمل را به دست بگیریم و از همین تهدیدها، فرصتی برای بلند شدن بسازیم. یکی از مهمترینِ این فرصتها، «ورزش قهرمانی» است؛ اما مشکلی که داریم، کمبود پول نیست، بلکه مدیریت ناکارآمد همین منابع موجود است.
بیایید صادقانه صحبت کنیم؛ ما همین حالا هم سالانه میلیاردها تومان از بودجه شرکتهای بزرگ و بیتالمال را در لیگی مثل فوتبال هزینه میکنیم که نه تنها در المپیک و مسابقات جهانی جایگاهی برای ما نمیسازد، بلکه برای بخش بزرگی از جامعه، چیزی جز ناامیدی و حواشی بیحاصل به همراه نداشته است. این پولها در سوراخهای سیاهی گم میشوند که هیچ «نشاط اجتماعی پایداری» برای کشور تولید نمیکنند.
اما تصور کنید اگر همین بودجههای کلان، به جای حاشیهسازی، صرف تبدیل شدن ایران به یک «ابرقدرت المپیکی» میشد چه اتفاقی میافتاد؟
موتور محرک این تغییر، نه در استادیومهای میلیاردی، بلکه در «مدارس» ماست. ما ۱۶ میلیون دانشآموز داریم؛ اگر دولت همت کند و تمام ارکان خود را برای بسیج کردن مدارس در جهت مسابقات قهرمانی و همگانی به کار بگیرد، چه اتفاقی میافتد؟ ما نه تنها قهرمان میسازیم، بلکه انبوهی از نسل جوان را از فضای مجازی مخرب، انزوا و آسیبهای روانی دور میکنیم. ورزشِ هدفمند، مدرسهای پرشور میسازد که دانشآموز در آن معنای عزت، تلاش و پیشرفت را در دنیای واقعی حس میکند، نه در دنیای خیالیِ گوشیهای هوشمند.
این تغییر رویکرد، فراتر از یک پروژه ورزشی است. ورزش فقط یکی از حوزههاست؛ نگاه ما باید به کل اداره کشور تغییر کند. مردم باید برایشان «نقش تعریف شده» وجود داشته باشد. باید به جای انفعال، رویکرد فعالانه را در همه حوزهها انتخاب کنیم. وقتی مردم بدانند که مشارکت آنها در مدیریت، اقتصاد و توسعه کشور مستقیماً به نتایج ملموس میرسد، آن وقت است که کشور جان تازهای میگیرد.
سرمایهگذاری در ورزش اگر به درستی مدیریت شود، نه تنها هزینه نیست، بلکه به شدت سودآور است. همسایگان ما در منطقه، بیش از هر چیز دیگری، روحیه مقاومت و سرسختی مردم ایران را تحسین میکنند. اگر ما به «مرجع ورزش منطقه» تبدیل شویم، این کشورها برای یادگیری و تمرین به سمت ایران میآیند. این یعنی درآمدهای ارزی پایدار، برندینگِ ملی و محبوبیتی که هیچگونه فعالیت سیاسی به تنهایی قادر به ایجاد آن نیست.
ده میلیارد دلار بودجه برای یک بازه ۱۶ ساله (که بخش عمدهای از آن همین حالا هم در جاهای غیرضروری در حال سوختن است)، در برابر منافعی که برای اقتصاد و امنیت ملی ما دارد، عددی نیست. وقت آن رسیده که از این انفعال دست برداریم و به جای هزینهکردن برای بازیهای نمایشی و بیبازده، برای «عزت و پیشرفت ایران» بازی کنیم. ایران پتانسیلش را دارد؛ فقط به مدیریتِ درست و یک عزم ملی نیاز است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید