امروز: 1405/07/06 ساعت : 01:47
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • ضرورت بازتعریف رابطه مدیران شهری با کنشگران فرهنگی

    یادداشت از امیر سجاد عابدی – رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شیراز

    واکاوی چرایی ایجاد تقابل میان کنشگران فرهنگی و مدیران شهری به بهانه حواشی اخیر کافه شهدا

    حواشی اخیر پیرامون «کافه شهدای شهر شیراز»، بار دیگر ضرورت ارزیابی و بازبینی نحوه تعامل میان مسئولان شهری و کنشگران فرهنگی را یادآور می‌شود؛ مسئله‌ای که البته محدود به شیراز نبوده و در بسیاری از شهرها و حتی در سطوح ملی، نمونه‌هایی از آن را می‌توان مشاهده نمود.

    همان‌گونه که در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، کیفیت روابط میان ذی‌نفعان، ذی‌نفوذان و ذی‌مدخلان بر میزان موفقیت سیاست‌ها و تصمیمات اثرگذار است، حوزه فرهنگ نیز بیش از هر زمان دیگری به بازتعریف و اصلاح روابط میان کنشگران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران نیاز دارد.

    سؤال مهمی که این روزها ذهن بسیاری از شهروندان را به خود مشغول کرده این است: چرا چنین تقابل‌هایی به‌صورت مکرر شکل می‌گیرد و چگونه می‌توان از تکرار آن‌ها جلوگیری کرد؟

    یکی از عوامل مهم، فقدان یک سازوکار روشن، مستمر و پذیرفته‌شده برای گفت‌وگو و تعامل فرهنگی میان مدیران و کنشگران است. در بسیاری از موارد، نه مدیران شهری آموزش و سازوکار کافی برای مواجهه با نسل جدید کنشگران فرهنگی را در اختیار دارند و نه همه کنشگران فرهنگی با اقتضائات، محدودیت‌ها و چارچوب‌های حقوقی مدیریت شهری آشنایی کافی دارند.

    به بیان دیگر، بخشی از مسئله به آموزش مهارت‌های تعامل فرهنگی در سطوح مختلف بازمی‌گردد؛ مهارتی که باید هم در میان مدیران و تصمیم‌گیران و هم در میان کنشگران و فعالان فرهنگی تقویت شود.

    واقعیت این است که نسل جدید با نسل‌های گذشته تفاوت‌هایی جدی دارد. نسل جدید کنشگران فرهنگی، سرعت بیشتری در مطالبه‌گری، ارتباط‌گیری و کنش اجتماعی دارد و طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت همواره منتظر بماند تا ساختارهای سنتی تصمیم‌گیری درباره همه مسائل فرهنگی برای او تصمیم بگیرند.

    چنانچه ساختارهای تصمیم‌گیری و نهادهای اجرایی نتوانند خود را با این تغییرات هماهنگ کنند و چابکی لازم را در گفت‌وگو و پاسخگویی نداشته باشند، بخشی از این نسل مسیر خود را دنبال خواهد کرد؛ مسیری که لزوماً در همه موارد با قوانین، مصالح عمومی و حتی منافع خود کنشگران منطبق نیست.

    اما این واقعیت، به هیچ عنوان به معنای نادیده گرفتن قانون نیست.

    قانون‌شکنی امری ناصواب است و داشتن نیت مطلوب، هدف فرهنگی یا حتی انگیزه‌ای مقدس، نمی‌تواند اقدامات غیرقانونی را توجیه کند. اتفاقاً از کنشگران فرهنگی که خود را دغدغه‌مند نسبت به جامعه و شهر می‌دانند، انتظار می‌رود بیش از دیگران به قانون و حقوق عمومی پایبند باشند.

    از سوی دیگر، قانون نیز نباید به ابزاری برای پایان دادن به گفت‌وگو تبدیل شود. مدیریت شهری باید بتواند میان اجرای قانون و مدیریت فرهنگیِ هوشمندانه جمع کند؛ به‌گونه‌ای که پیش از رسیدن اختلافات به مرحله تقابل، زمینه گفت‌وگو، اصلاح و حل مسئله فراهم شود.

    بنابراین، مساله اصلی پیدا کردن مقصر نیست؛ بلکه باید سازوکاری برای جلوگیری از تولید مداوم تقابل ایجاد کرد.

    پیشنهاد مشخص می‌تواند شکل‌گیری یک سازوکار دائمی گفت‌وگوی فرهنگی شهر باشد؛ سازوکاری که در آن نمایندگان کنشگران فرهنگی، مدیران شهری، صاحب‌نظران و نهادهای مرتبط حضور داشته باشند و اختلافات و مطالبات فرهنگی، پیش از تبدیل شدن به بحران رسانه‌ای یا اجتماعی، در آن مطرح و بررسی شود.

    وجود یک مرجع مورد اعتماد عمومی و مورد پذیرش طرفین نیز می‌تواند در این میان نقش مهمی ایفا کند؛ مرجعی که بتواند از یک سو مسئولان را به پاسخگویی سریع، شفاف و منطقی نسبت به مطالبات فرهنگی سوق دهد و از سوی دیگر، کنشگران را به طرح خواسته‌های خود در چارچوب قانون و با رعایت مصالح عمومی دعوت کند.

    در ساختار جمهوری اسلامی، جایگاه نماینده ولی‌فقیه در استان می‌تواند ـ در چارچوب اختیارات قانونی و نقش هدایتگر و وحدت‌آفرین این جایگاه ـ ظرفیت مناسبی برای تقویت چنین گفت‌وگویی باشد؛ البته مشروط بر آنکه این نقش، نه به معنای ورود مستقیم به همه اختلافات اجرایی، بلکه به‌عنوان حلقه اتصال، میانجی گفت‌وگو و تقویت‌کننده همگرایی میان جریان‌های مختلف فرهنگی شهر تعریف شود.

    شیراز، شهری با پیشینه‌ای طولانی در فرهنگ، هنر، ادب و زیست اجتماعی متنوع است. طبیعی است که در چنین شهری، اختلاف نظر میان کنشگران فرهنگی و مدیران شهری امری غیرعادی نباشد؛ آنچه باید از آن پرهیز کرد، تبدیل اختلاف نظر به تقابل، حذف و بی‌اعتمادی متقابل است.

    فرهنگ بیش از هر حوزه دیگری به گفت‌وگو نیاز دارد.

    اگر مدیران شهری صدای نسل جدید را نشنوند و اگر کنشگران فرهنگی نیز محدودیت‌های قانونی و مسئولیت‌های مدیریت شهری را درک نکنند، فاصله میان این دو گروه بیشتر خواهد شد.

    راه عبور از این وضعیت، نه سکوت است، نه برخورد و نه بی‌قانونی؛ راه عبور، گفت‌وگوی مستمر، قانون‌مداری، پاسخگویی و ایجاد یک سازوکار قابل اعتماد برای حل اختلافات فرهنگی است.

    شاید وقت آن رسیده باشد که پیش از آنکه هر اختلاف فرهنگی به یک «حاشیه» تبدیل شود، برای آن یک مسیر گفت‌وگو داشته باشیم.

    امیر سجاد عابدی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم