ماجرای شکایت آقای قالیباف از آقای رسایی و به زندان انداختن ایشان را می توان از جهات گوناگون حقوقی، سیاسی، اخلاقی و دینی مورد بررسی قرار داد. اما مهمترین جنبه آن را باید در مسأله «سعه صدر» دید. سعه صدر در اسلام صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یکی از ویژگیهای ضروری برای صاحبان قدرت است. آیا تا به حال این پرسش برایتان مطرح شده است که چرا نخستین درخواست حضرت موسی(ع) از خداوند در آغاز رسالت خطیرشان در برابر فرعون، طلب سعه صدر بوده است؟
یکی از مهمترین دلایل آن را باید در این واقعیت جستجو کرد که نبود سعه صدر می تواند فرعونیت را در انسان بیدار کرده و آن را رشد دهد. از همین روست که سعه صدر یک ویژگی ضروری برای مقابله با فرعون ها و تفرعن ها است. سعه صدر نه ضعف است، نه تساهل است و نه سکوت در برابر ظلم، بلکه یک ویژگی و فضیلت راهبردی برای حاکمان است، چرا که با اولویت دادن ملاحظات عمومی بر ملاحظات شخصی مانع بروز گرایش های استبدادی می شود. سعه صدر به معنای ظرفیت، صبر و حلم راهبردی در برابر دشواری ها، ناسزاها، مخالفت ها، ناسپاسی ها، بی اعتنایی ها، توهین ها برای تحقق رسالت سیاسی و دینی است.
بدون سعه صدر حتی بهترین قوانین نیز به استبداد یا بیثباتی میانجامند. زیرا مبتنی بر دلمشفولی برای دغدغه ها و ملاحظات و امور شخصی، کوچک و کم اهمیت (در مقایسه با امور عمومی) است که گام مهمی به سوی استبداد است. روشن است که مقصود از امر شخصی، امری است که مشخصاً معطوف به شخصیت حقیقی افراد است، نه شخصیت حقوقی آنها. برای مثال اگر فردی با حمله به رئیس مجلس به دنبال تضعیف نهاد مجلس شورای اسلامی است، از دایره امر شخصی خارج است.
حساب حاکمان از مردم عادی جداست و مقامات سیاسی نباید صرفاً به این دلیل که قانون به آنها اجازه انجام کاری را میدهد، از آن اختیار تا نهایت ممکن استفاده کنند. سعه صدر برای حاکمان نوعی خویشتنداری نهادی است، یعنی پرهیز از اقداماتی که ممکن است با «لفظ قانون» سازگار باشد اما «روح آن» را نقض کند. روح قانون یعنی ضدیت با استبداد، و یکی از مولفه های اصلی استبداد، اولویت دادن امر شخصی بر امر عمومی است. برای صاحب منصبی که سعه صدر دارد، همیشه امور مهمتری وجود دارد که به آنها بپردازد. این باعث بسی تأسف است که رئیس قوه قانونگذاری به دلیل فقدان سعه صدر لازم، گرفتار امور شخصی و حاشیه ای بشود و با اولویت دادن به آنها و استفاده حداکثری از قانون، علیه روح و جوهره آن عمل کند.
گرفتار شدن مقامات عالیرتبه نظام به شکایت و پیگیری های قضایی شخصی، آن هم در دوران جنگ و در زمانه ای که مفاسد اقتصادی کلان، روح، روان و زندگی مردم را به بازی گرفته است و برخورد شایسته قضایی در برابر آن رخ نمی دهد، مشروعیت نظام سیاسی را تضعیف می کند.
صاحب منصبی که سعه صدر دارد، از قدرت، ولو به شکل قانونی برای حذف رقیب استفاده نمی کند. اگر حاکمان از حق قانونی خود برای تحکیم جایگاه خود، حذف رقیب یا پیشبرد منافع گروهی استفاده کنند، هرچند از نظر حقوقی مجاز باشند، اعتماد عمومی را از دست میدهند. چرا که سیاست را در نظر مردم به به منازعه ای برای کسب قدرت تقلیل می دهند.
شاید بکارگیری قدرت بدون سعه صدر و خویشتنداری، ظرفیت ایجاد ترس و بستن زبان مخالفان را داشته باشد، اما به همان میزان از ظرفیت قدرت در تولید اعتماد عمومی می کاهد. آنچه موجب شد که مردم از گرد پیامبر اکرم (ص) پراکنده نشوند، سعه صدر ایشان بود. لذا گشاده نظری و سعه صدر حاکمان می تواند انسجام اجتماعی و اعتماد به حاکمان را نیز تقویت کند، و نبود سعه صدر حتی می تواند از وفاق نیز زندان بسازد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید