یادداشت اقتصادی از سعید کاظمی – استان همدان شهرستان ملایر
وقتی اخبار سیاسی، نبض بازار را میگیرد
چرا در اقتصاد ایران یک روز با خبر احتمال مذاکره، نرخ ارز عقب مینشیند و روز دیگر با خبر شکست مذاکرات یا افزایش تنش، بازار ارز ملتهب میشود؟ چرا تغییر محدود در نرخ ارز میتواند موجی از افزایش قیمت ایجاد کند؛ در حالی که درآمد مردم همچنان ریالی است؟
پاسخ را فقط نباید در دلالی یا هیجان بازار جستوجو کرد. بخش مهمی از این رفتار، نتیجه نااطمینانی مزمن در اقتصاد ایران است. وقتی فعال اقتصادی نمیداند فردا نرخ ارز، سیاست تجاری، هزینه واردات یا امکان انتقال پول چگونه خواهد بود، خود را برای «فردای نامعلوم» بیمه میکند. در چنین شرایطی، خبر سیاسی برای بازار، علامتی درباره درآمد ارزی، واردات، هزینه تولید، سرمایهگذاری و قدرت خرید پول ملی است؛ بنابراین به «خبر اقتصادی» تبدیل میشود. بانک جهانی نیز بر این ارتباط تأکید کرده است.
وقتی تورم برای سالها بالا بوده، مردم و بنگاهها میآموزند که پول نقد ریالی ممکن است به سرعت قدرت خرید خود را از دست بدهد. مردم با شنیدن یک خبر منفی به سمت ارز، طلا، خودرو یا مسکن میروند. تولیدکننده نیز برای عقب نماندن از افزایش احتمالی هزینه مواد اولیه و سرمایه در گردش، قیمت را بر اساس «هزینه جایگزینی فردا» محاسبه میکند، نه فقط هزینه دیروز. در نتیجه، افزایش محدود نرخ ارز میتواند اثری بسیار بزرگتر از اندازه واقعی خود ایجاد کند.
جامعهای که درآمدش ریالی اما بخشی از هزینههایش مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به دلار است، با یک تناقض جدی روبهروست. کارگر و کارمند دلار دریافت نمیکنند؛ اما قیمت بسیاری از کالاها و هزینههای تولید از نرخ ارز تأثیر میپذیرد. در نتیجه هزینهها بالا میرود، اما درآمد ریالی مردم همراه آن افزایش پیدا نمیکند. بنابراین انتظار از مردم برای اینکه صرفاً «هیجانی رفتار نکنند» کافی نیست؛ ساختار اقتصاد باید نگهداری پول ملی، پسانداز، تولید و سرمایهگذاری بلندمدت را منطقی و قابل اتکا کند.
اینجاست که باید بحث اقتصاد اسلامی را جدیتر مطرح کرد؛ نه به عنوان شعار و نه نسخه فوری برای کاهش نرخ ارز، بلکه به عنوان یکی از مسیرهای اصلاح ساختار اقتصادی و خروج از چرخه بیثباتی و رفتارهای سوداگرانه.
اقتصاد اسلامی، در تعریف عملی، میتواند اقتصادی باشد که در آن عدالت، شفافیت، مقابله با رانت و انحصار، محدود کردن سفتهبازی و فعالیتهای غیرمولد، تقویت تولید و هدایت سرمایه به سمت فعالیت واقعی اقتصادی جایگاه پررنگتری داشته باشد. پول نیز باید در خدمت تولید، اشتغال و ایجاد ارزش واقعی باشد.
یکی از مشکلات امروز اقتصاد ایران این است که در شرایط تورمی و بیثبات، سرمایه به جای تولید به سمت ارز، طلا، زمین و مسکن میرود؛ زیرا صاحبان سرمایه نگران حفظ ارزش دارایی خود هستند. نتیجه، تقویت اقتصاد غیرمولد است و اقتصاد اسلامی میتواند این مسیر را با محوریت تولید تغییر دهد.
البته رسیدن به چنین اقتصادی با تغییر نام نظام اقتصادی اتفاق نمیافتد. اگر کسری بودجه، تورم، مشکلات نظام بانکی، چندنرخی بودن ارز، رانت اطلاعاتی، ضعف شفافیت و نااطمینانی در فضای کسبوکار باقی بماند، صرفاً با افزودن عنوان «اسلامی» نمیتوان انتظار داشت شوکهای ارزی و رفتارهای هیجانی از بین برود.
بنابراین حرکت به سمت اقتصاد اسلامی باید به معنای اصلاح واقعی قواعد اقتصادی باشد؛ اقتصادی که عدالت، تولید، شفافیت، مسئولیتپذیری و مقابله با رانت در سازوکارهای واقعی بازار و سیاستگذاری دیده شوند.
یکی از مهمترین راههای کاهش حساسیت اقتصاد ایران به اخبار سیاسی، ساختن اقتصادی است که سرمایهها به جای سوداگری، در خدمت تولید و ارزشآفرینی قرار گیرند و مردم برای حفظ ارزش دارایی خود چشم به قیمت دلار ندوزند. مسئله امروز اقتصاد ایران شاید بیش از آنکه «دلار» باشد، بیاعتمادی به آینده است.
بنابراین راهحل فقط مدیریت بازار ارز پس از هر خبر سیاسی نیست. اقتصاد سالم اقتصادی نیست که با هر خبر سیاسی آرام و با هر خبر منفی متلاطم شود؛ بلکه اقتصادی است که ضربهگیرهای قوی داشته باشد. ثبات سیاستگذاری، کاهش تورم، انضباط مالی دولت، شفافیت بازار ارز، کاهش رانت، پیشبینیپذیری مقررات و تقویت تولید، میتوانند حساسیت اقتصاد را نسبت به اخبار سیاسی کاهش دهند.
ما نمیتوانیم اخبار سیاسی را از اقتصاد حذف کنیم؛ اما میتوانیم اقتصادی بسازیم که هر خبر سیاسی، زندگی اقتصادی مردم را زیر و رو نکند. هدف سیاست اقتصادی باید این باشد: خبر سیاسی به تنهایی نتواند تصمیم اقتصادی جامعه را تعیین کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید