از دلارپاشی بیهوده در شرایط جنگی تا نداشتن برنامه برای جلوگیری از نشتیهای بیتالمال
«دلار کم شده، پارسال ۶میلیارد دلار بنزین وارد کردیم، امسال پول نداریم»؛ این ادعای پزشکیان در نشست ۱۸ مرداد با خبرنگاران بود؛ که سنگ بنایی شد برای تکرار خلف وعده انتخاباتی درباره بنزین و افزایش قیمت آن در شهریور؛ اما حالا بناست ۲میلیارد دلار میان متقاضیان به بهانه کنترل هیجانات ارز داده شود. اما با این سیاست به نوعی برای دلار از سوی دولت کف قیمتی مشخص شد و از ۲۵۸ جهش کرد و حتی از ۲۷۰ هم رد شد. رانتی که باید دید تا آخرین روز طرح چقدر بزرگتر شده و جیب محافل قدرت و ثروت را پر میکند؛ همانها که در دولتهای بیبرنامه، جولان میدهند و از بیتالمال پروار میشوند و تنها یک پایشان در تراستیهای نفتی و فسادهای چند ده میلیارد دلاری است. اما برنامه دولت نه برخورد با آنان، بلکه دلارپاشی به نفع آنان و التماس چند میلیارد دلار از دشمن وجودی است.
دشمن میدان را مفتضحانه باخته و تبعاتش در قیمت سوخت و سایر شاخصهای اقتصادی گریبانش را گرفته؛ برای جبران، رو به محاصره دریایی، هوایی و آنچه «عملیات طرد اقتصادی» مینامد آورده؛ نتانیاهو و ترامپ ترجیعبند اراجیفشان، در سازمان ملل و تربیونهای دیگر، تحریک مردم ایران به ایجاد آشوب خیابانی است؛ همانند آنچه در آشوبهای دیماه، متعاقب بیبرنامگی دولت، حذف ارز ترجیحی، فساد تراستیها و جهش نرخ ارز و تورم رخ داد و افسرهای موساد و سیا به سرکردگی شخص ترامپ عملیاتهای تروریستی را راهبری کردند؛ تا جنگ داخلی، دربهای کشور را به روی دشمن وجودی باز کند.
حالا هم تجربه این اتفاق، و هم منطق میگوید که باید برای تک به تک دلارهایی که در شرایط محاصره و تحریم به دست میآید برنامه داشت؛ به دنبال نشتیهای احتمالی منابع ارزی رفت و از آن جلوگیری کرد؛ نه آن که خود دولت، بیبرنامه دلارپاشی کند. تا سقف ۲میلیارد دلار به هر کسی که خواست، ۱۰هزار دلار در قیمت حدود ۲۵۹ هزارتومان داده میشود. هدف این سیاست، مدیریت بازار ارز اعلام شد؛ اما از قضا سرکنگبین صفرا فزود؛ آغاز طرح دلار حدود ۲۵۸ هزارتومان بود اما در ادامه از ۲۷۰ نیز گذشت. زیرا این طرح به نوعی اعلام کف قیمتی برای دلار در نرخ حدود ۲۵۹ تومان بود. اما چه کسی از این رانتِ فعلا حدود ۱۰۰ میلیون تومانی به ازای هر نفر میتوانست بهره ببرد؟
مردمی که در کنار هزینههای واجب زندگی چون اجاره مسکن و پوشاک، با تورمهای سه رقمی مواد خوراکی سروکار دارند، پساندازی برای طرحهای شعبدهبازانه دولت دارند؟ دولتی محبوب محفلهای قدرت و ثروت؛ زیرا رئیسش از روز اول هم اذعان میکرد تخصص خاص یا برنامه مشخصی ندارد. اظهاراتی که نویدبخش حفظ و گسترش نشتیهای بیتالمال برای استفاده محافل بود؛ محافلی که هر بار در انتخاباتها پشت این جنس از کاندیدا را میگیرند. چون میدانند برنامهای برای برچیدن سفرههایشان در کار نخواهد بود. و میتوانند در لباسهای مختلف چون تراستی نفتی، یا پولهای صادرات نفت را اصلا بازنگردانند، و یا با تاخیر در بازگرداندن، هم از جهشهای نرخ ارز که خود عامل مهم آن شدهاند سود ببرند و هم با انجام معاملات و چند دست چرخاندن این پولهای بیتالمال. اخیرا سخنگوی قوه قضائیه از حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیارد یورو بدهی ارزی تراستیها گفت که ۶۸ پرونده در دادسرای تهران تشکیل شده، برای ۴۹ نفر قرار جلب دادرسی صادر شده، ۲۲ نفر بازداشت شدهاند و برای ۱۹ نفر دستور جلب صادر شده.
اما دولت تکبعدی که دچار رمانتیسم سیاسی است، هنوز میخواهد در مذاکره از دشمن وجودی که امام و هزاران ایرانی را شهید کرده، رضایت بگیرد تا ۱۲ میلیارد دلار اموال بلوکهشده آزاد شوند؛ تمام اصلاحات داخلی برای گرفتن نشتیها و مبارزه با فساد را نیز تعطیل کرده و تنها کارویژه خود را چنان دولتهای روحانی، همین تعریف کرده.
سیطره محافل برای سودجویی، پاسخ این سوال است که چرا در این دولتها همه چیز به ضرر مردم تمام میشود؟ پزشکیان گفت دلار کم شده، تا گرانسازی بنزین توجیه پیدا کند، اما رئیس بانک مرکزی او حالا، بیفایده دلارپاشی میکند. چرا در سیاستهای این دست دولتها یا مردم ضرر میکنند یا محافل سود؟ و مشکلات مردم ریشهای حل نمیشوند؛ چرا به جای این محفلسالاریها، دولت برنامهای برای احاطه یافتن بر گردش ریال و ارز در داخل و تدوین بودجه ارزی جهت تعیین دقیق منابع و مصارف، ندارد؟ و در آخر چرا پسر رئیسجمهوری که خود را پیرو تعالیم امام عدل میداند، برای محافل سینه سپر میکند و در پاسخ به نطق اعتراضی کوچکزاده، نماینده تهران، او را «بچه دبستانی» خطاب میکند؟ او، یک آقازاده، که با مدرک فیزیک، پست رسانهای در دولت گرفته، و علیه یک نقد اقتصادی، دست به اهانت میزند، جزئی از کلی است که برنامه و تخصص ندارد، شایستهسالار نیست و این چنین محبوب محافل میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید