امروز: 1405/07/29 ساعت : 02:01
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • از مصرف رسانه تا فهم رسانه

    یادداشت از فائزه عبدی – آذربایجان غربی، ارومیه

    در جامعه امروز رسانه نقش بازتابی از زندگی روزمره دارد.از مرور خبرها گرفته تا سرگرمی و آموزش و… روزانه با رسانه مواجهیم. آیا به اندازه‌ای که رسانه مصرف می‌کنیم، سواد رسانه داریم؟
    آیا فقط ما رسانه مصرف می‌کنیم یا رسانه نیز بهره‌ای از مخاطب می‌برد؟
    میان مصرف رسانه و فهم رسانه فاصله جدی وجود دارد؛ سواد رسانه یعنی مخاطب بداند محتوایی که می‌بیند، روایتی از واقعیت است که توسط فرد یا مجموعه‌ای تولید، انتخاب و عرضه شده است. هر تصویر، فیلم، خبر و داستانی که انتخاب، و عرضه می‌شود، نباید صرفا از جنبه ظاهری اطلاع رسانی یا سرگرمی دیده شود. مساله پیام هایی است که در لایه‌های عمیق‌تر، حامل ارزش‌ها، پیش فرض‌ها و تصویر خاص از جهان‌اند.
    هیچ پیام رسانه‌ای کاملا خنثی نیست‌؛ آنچه که در قاب دوربین قرار می‌گیرد و آنچه که بیرون از قاب باقی می‌ماند، هر دو در شکل‌گیری معنای اثر نقش دارند. انتخاب زاویه دوربین، موسیقی، دیالوگ، شخصیت پردازی، ترتیب وقایع و حتی حذف یک اتفاق می‌تواند برداشت مخاطب را از یک واقعیت تغییر دهد. از همین‌جاست که مخاطب آگاه با مخاطب صرفا مصرف‌کننده تفاوت پیدا می‌کند. اهمیت اینکه چه چیزی در روایت برجسته شده و چه چیزی نادیده گرفته شده است و با چه هدفی تصویر نمایش داده می‌شود، زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم رسانه تنها واقعیت را بازتاب نمی‌دهد بلکه در بسیاری از موارد، در ساختن تصور ما از واقعیت نیز مشارکت می‌کند.
    برای مثال اگر یک الگوی خاص از خانواده بارها در رسانه تکرار شود، اگر یک طبقه اجتماعی همیشه در نقش مشخصی ظاهر شوند یا یک مسئله تاریخی تنها از یک زاویه روایت شود، تکرار مکرر آن، به‌تدریج می‌تواند مرز میان واقعیت و تصویر رسانه را برای مخاطب کمرنگ کند. بنابرین مسئله سواد رسانه‌ای تنها به درست و غلط بودن خبر نیست. مسئله طریق انتخاب اطلاعات و زاویه روایت است؛ که می‌تواند تصویری ناقص از واقعیت بسازد.
    رسانه تلویزیون در شکل دادن به ذهنیت عموم مخاطبین نقش موثری دارد؛ و تصویر خاصی از خانواده، جامعه، تاریخ، وطن، زن و مرد، موفقیت، شکست، اخلاق و هویت، بعد از تماشا در ذهن مخاطب نقش می‌بندد؛ و اینجاست که خوراک رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. مخاطب باید بتواند نسبت خود، با محتوای ارائه شده را آگاهانه انتخاب کند. البته مساله این نیست که برای مخاطب نسخه‌ای واحد از محتوای مجاز تعیین کنیم؛ بلکه آگاهی در درک تاثیر کیفیت خوراک فرهنگی و تشخیص آن حائز اهمیت است.
    هر اثر پرمخاطبی لزوما ارزشمند نیست؛ فروش، محبوبیت، جذابیت بصری، مفهوم یکسانی با ارزش محتوایی ندارد. اما در فضای عمومی گاهی موفقیت تجاری یک اثر به سادگی با کیفیت آن اشتباه گرفته می‌شود. در واقع سواد رسانه‌ای همراه با سوادِ نقد کامل می‌شود.
    نقد از جایی شروع می‌شود که فرد بتواند میان پسند شخصی و ارزش اثر فاصله بگذارد و باعلت داوری کند. نقد، دشمن هنر نیست؛ یکی از الزامات آن است. جامعه‌ای که هر اثر فرهنگی را مصرف می‌کند، در نهایت تنها مصرف کننده باقی می‌ماند. اما جامعه‌ای که نسبت به تصویری که از جهان ارائه می‌شود، ارزش هایی برجسته می‌شود، و شیوه‌ تاثیرپذیری مخاطب، پرسشگر است، از سطح مصرف عبور کرده و وارد فهم شده است.
    از این رو، سواد رسانه‌ای ضرورتی برای جوامع در جهان معاصر به‌شمار می‌رود و فهم فاصله روایت و واقعیت نخستین قدم برای تبدیل شدن از یک مصرف کننده خوراک رسانه‌ای، به مخاطب آگاه است.

    فائزه عبدی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم