هرساله به ۱۷ مرداد (روز خبرنگار) که میرسیم برای تبریک گفتن یا نگفتن به همکاران و جامعه رسانهای کشور، در موقعیتی برزخی قرار میگیریم. قاعدتاً میبایستی در این روز کام یکدیگر را شیرین کنیم و حداقل دراین روز یاداوری کنیم که ما مهم هستیم چونکه افتخار داشتن جایگاه رکن چهارم دموکراسی را یدک میکشیم و از سویی با داشتن تریبون انتقاد و پشتوانه مردمی، قدرتی در اختیار داریم که هیچ مقام و نهادی ندارد. پس به زعم دستهای، این روز، روز بزرگداشت و تعریف و تمجید از خبرنگاران است اما گروهی دیگر براین باورند که روز خبرنگار، فرصتی برای آسیب شناسی و نقد و بررسی حرفه روزنامه نگاری و نوع فعالیت و میزان تأثیرگذاری خبرنگاران بر جامعه و حوزه تخصصی خودشان است. در واقع هر دو نگاه میبایستی مطمح نظر قرار گیرد، خصوصا از موضع صنفی و بررسی وضعیت اقتصادی و اوضاع مالی خبرنگاران که متاسفانه یکی از عوامل مهم فاسد شدن خبرنگاران و به طور کلی از حیز انتفاع افتادن شغل خبرنگاری در هر گرایشی است.
بی تردید نباید نیاز مالی و میل به چرب و شیرین دنیا باعث مفسده در حرفه خبرنگاری باشد چرا که اساسا نفس و فرهنگ فعالیت قلم و بیان در راستای مبارزه با انواع مفاسد اجتماعی به ویژه فساد مالی، اختلاس، رشوه، لابی و دزدی است، حالا اگر خبرنگاری خود اسیر هوای نفسانی شد و آلودهی انواع فسق و فجور مالی و غیره شد، به ضربالمثل «هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک» میرسیم. با این حال ضمن رعایت اصول، ولی نمیتوان نقش تراستیها و سرمایهداران و خصوصا دستگاههای تبلیغی و روابط عمومیها را در فاسد کردن خبرنگاران دست کم گرفت. برای نمونه در عرصه فرهنگی و خصوصا سینمایی که حوزه تخصصی نگارنده است، شاهدیم که طی ادوار مختلف هرچه وضعیت اقتصادی بدتر شده است، کار خبرنگاران به تبعیت، منفعلتر شده است. مثلا دهه ۶۰ و ۷۰ را به یاد بیاوریم که خبرنگاران حوزه هنر و سینما به مراتب از سالهای اخیر پویاتر و موثرتر بودند. خبرنگاران دراین دوران به سیاق حرفهای، نقشی به شدت افشاگرانه داشتند. رویدادهای سینمایی و جشنوارهها همواره در معرض نقد و بررسی جدی خبرنگاران بود و … اما هرچه جلو آمدیم دو اتفاق روی داد. نخست اینکه بر تعداد مدیران ناکارآمد و ضعیف افزوده شد و از سوی دیگر با پایین آمدن قدرت خرید خبرنگاران، بستر تن دادن به فرامین مدیران و تهیهکنندگان و سرمایهگذاران سینمایی مهیاتر شد. بنابراین مدیران منفعل و جناحی به جای پیشبرد خلاقانه امور زیر مجموعههایشان، مبادرت به فاسد کردن خبرنگاران مرتبط کردند تا ضعفهایشان را پوشش و موفقیتآمیز جلوه دهند. به عبارت ساده، مدیران و تولید کنندگان سینما بهجای ارایه محصول مفید، از طریق خبرنگاران مرعوب و مطیع، به ارایه اما کاذب و انتشار آن پرداختند.
امروزه با قدرت گرفتن پلتفرمها و اسبابکشی سرمایه داران به این عرصه (خصوصا گسیل شدن جناحها به محیط وب و تولید سریالهای مخرب و ضد اخلاقی) بر تعداد خبرنگاران و ایضا منتقدان معروف به کیفکش، (بخوانید فاسد و مرعوب در برابر امیال دنیایی و جریانات واداده فرهنگ بیگانه) افزوده و جریان خبرنگاری پویا، دغدغهمند، ملی و مستقل را به گوشه رینگ فرستادهاند و…
خلاصه اینکه وضعیت حرفه خبرنگاری راضی کننده نیست، شاید از همینرو است که ما حداقل چند خبرنگار پرسشگر/حرفهای شناخته شده در نزد تودههای مردم نداریم. خبرنگاری که مدیران از نشستن مقابل آنان، تنشان بلرزد و به همین دلیل به قول امروزیها سلبریتی شده باشد. الان در بطن و متن جامعه خبرنگاری نداریم که ملجا و پناهگاه و محل مراجعه مردم باشد. تولید انبوه سریالهای ضعیف و مبتذل متاسفانه در موارد زیادی توسط کیفکشها وارونه جلوه داده میشود تا حدی که هنوز به سمع و نظر مردم نرسیده به عرش اعلا برده میشود. با اینحال و علیرغم همه آنچه در بالا مرور شد، نباید ناامید بود و نیستیم، چرا که خبرنگاران با وجدانی هم هستند که «رنج دوران» میکشند اما تن به فروختن خود، مخاطب و کشورشان نمیدهند. ما به وجود چنین همکارانی دلخوش هستیم و افتخار میکنیم و مطمئنیم که روزگار به همین منوال ادامه نخواهد یافت چرا که همین جمع خبرنگار با وجدان بیدار در عرصه رسانهای، قلم را هرگز به خدمت ظلم و ستم و نامدیران و نامردان و بیگانگان نخواهند چرخانید.
اگر چه چند خط اخر شعاری شد، اما چه باک، چنانچه همین شعارها سرلوحه و پرچم فعالیت خبرنگاران قرار گیرد بیتردید مردم و کشورمان خیلی زودتر از روند حاکم به موقعیت و شرایط بهتر و برتری خواهند رسید.
خبرنگاران سینمایی؛ به بهشت میروند؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید