امروز: 1405/07/01 ساعت : 01:51
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • بهای آزادی یا نمایش رنج؟!

    هفته قبل در یک جشنواره سینمایی، جمله ای روایت گونه از یک هنرمند ایرانی «لاله مرزبان» شنیده شد که با ظاهری فریبنده، از بهای آزادی صحبت میکرد.

    اما وقتی صحبت از آزادی و بهایش هست، باید پرسید:« آزادی چیست؟ بهای آزادی چیست و چه کسی این بهارا پرداخته و چه کسی درحال تماشاست؟!؟»

    بین چیزی که در سالن های پرسپارک جشنواره های غربی  روایت میشود تا چیزی که در این خاک و مرزوبوم اتفاق می افتد؛ هزاران فرسنگ فاصله دارد. چرا که این جشنواره ها بیشتر از اینکه به پیشرفت سینمای جهان بپردازند؛ به فکر منفعت سیاسی و تبلیغاتی خودشان هستند. آنها برای هنرمند هرکشور استراتژیک که وطن فروش باشد و سیاهنمایی کند؛ فرش قرمز پهن میکنند تا روایت دروغین در جهان منتشر شود اما مردم آزاده هر کشور استراتژیکی، حافظه تاریخی فعال و چشم بصیر به مسائل کشورشان و جهان دارند.

     

    شاید برخی هنرمندان و برخی فیلم های سینمایی روایت هایی داشته باشند از رنج مردم اما این روایت های نارسا، تنها بازخوانی رنج های مردم مستضعف در قالب های نمادین خاصی میباشد.

    حقیقت رنج، آزادی و بهای آن در ایران در فیلم نامه های دروغین و جایزه های رنگارنگ نیست بلکه در آخرین صدای گریه نوزادانی است که با موشک های دشمن قلب های نازشان از کار می افتد و آنگاه که خون شهید جاری شود؛ اقیانوسی است از روایت حقیقت!… نوزادانی که فرصت شان برای ساختن خانواده قوی و ایران قوی؛ از آنها گرفته شد!

    حقیقت در چهارتا اکران تخیلی هالیوودی نیست، بلکه حقیقت کشتن سمانه گودرزی باردار هفت ماهه و نیمه است که آخر سر هم پیکرش پیدا نشد و تنها نشانه ای از جنین اش پیدا شد…حقیقت در سه سکانس دیگر است که فقط یک نفر گلوله و ترکش بمب میخورد اما ناگهان دونفر به شهادت میرسند!…

    بهایی که بانوان و دختران ایران زمین برای آزادی از شر استکبار جهانی پرداخته اند؛ با هزاران دلار و یورو قابل محاسبه نیست. چراکه این بها «خون» است!

    خون نوزادانی چون «محمدعلی کیالها»،«مجتبی ساجدی فر»،«رایان قاسمی» و ده ها کودک دیگر که قربانی استعمارگری بانیان امثال همین جشنواره ها شدند.

     

    درحالی که رسانه های جهانی برای بازیگران و هنرمندان، صحنه سازی میکنند، نام شیرزنانی مانند «زهراعسگری» در لایه های زیرین تاریخ و رسانه پنهان مانده است. زهرا، دختری که با چشمانی نافذ و نشانه گیرنده قلب استکبار جهانی به دنیا آمد. بانویی که  پس از تحمل داغ فراق همسر مجاهدِرسانه ای اش، در میانه رنج های کودکان لبنانی ایستاد. پس از حادثه پیجرها، مربی مهدکودک شد تا زخم های روحی کودکان لبنانی را، با بازی و محبت ترمیم کند. زهرا عسگری ثابت کرد آزادی حقیقی یعنی ایستادگی و مبارزه برای دنیایی بدون رژیم جعلی اسقاطیل!

    او با خون خودش، دختر ۵ساله اش«نورجباری»، پسران ۱۰و۱۲ساله اش در اسفند ماه۱۴۰۴ بالاترین بهای آزادی راپرداخت.

     

    هنرمندی که در صحنه، برای ارگان‌های بین‌المللی و در جهت منافع استکبار بازی می‌کند و با نگاهی که از حقیقتِ خونینِ میدان فاصله گرفته، هرچقدر هم که جایزه دریافت کند؛ در حقیقت در حال زخم زدن به پیکره‌ی حقیقت است!

    اشتباه بزرگ این گروه از هنرمندانِ هنرِدرخدمتِ دشمن؛ نادیده گرفتن خون های ریخته شده ده ها بانوی شهیدی است که نامشان در رسانه های رسمی نمی آید. اما ان شاءالله این ملت با حافظه تاریخی فعال شان نام آن بانوان بزرگوار را در تاریخ حق، هک میکنند!

    پیروزی حقیقی این نیست که روی سن جشنواره خارجی، کشورت را به حراج بگذاری بلکه در ثبات قدم و صداقت هنرمندانه است.

    لاله مرزبان و همفکرانش شاید در صحنه های نمایش و سینما، روایت خود را به کرسی بنشانند اما «تاریخ» روایت خونین بانوانی است که برای آزادی واقعی مردم مسلمان و مستضعف، از جان مایه گذاشتند.

    بشری دیانی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم