امروز: 1405/07/01 ساعت : 01:45
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • سکوت مدعیان شهرت در برابر رنج‌های ملت

    از بی‌تفاوتی نسبت به جنایات خارجی تا تریبون‌داری برای روایت‌های کذب

     

    این خاک، جغرافیای ایستادگی، زخم‌های کهنه و حماسه‌های جاویدان است؛ سرزمینی که در امتداد دهه‌ها تندباد و فتنه، وجب به وجب آن با خون پاک‌ترین فرزندان و جوانانش حراست شده و در برابر زیاده‌خواهی مستکبران هرگز سر فرود نیاورده است. دختران، مادران و فرزندان این مرزوبوم سال‌هاست برای دستیابی به استقلال و عزت ملی، بهایی سنگین از جنس تحریم‌های ضدانسانی، فشارهای معیشتی، آتش، ترور و اصابت مستقیم موشک‌های آمریکایی پرداخت می‌کنند. داغ پرپر شدن نوگلان معصومی که در مدارس و خیابان‌ها هدف کینه کور متجاوزان قرار گرفتند و پیکرهای مطهرشان در آغوش خاک وطن آرام گرفت، هنوز در تار و پود وجدان عمومی این ملت زنده و خروشان است. در تمام این سال‌های سخت، توده‌های مستضعف و مردمان اصیل این خاک، بار صیانت از آرمان‌ها را بر دوش کشیدند و با ایثار خود خط بطلانی بر رویاهای استعماری بیگانگان زدند. اما در میانه این میدان نبرد نامتقارن، یک پرسش حیاتی و دردناک همواره پیش روی تاریخ قرار دارد: آنان که هویت، شهرت، ثروت و نردبان ترقی خود را از سفره همین مردم و امنیت تضمین‌شده توسط خون شهیدان به دست آوردند، در هنگامه خطر کجا ایستاده بودند؟

     

    پاسخ این پرسش، حکایت تلخ پدیده‌ای به نام سلبریتی‌زدگی بی‌هویت در جامعه ماست. افرادی که در سایه آرامش و امکانات مادی و معنوی همین کشور قد کشیدند، با پول، تشویق، توجه و سرمایه احساسی این ملت بر سکوهای شهرت تکیه زدند و در عرصه فرهنگ و هنر چهره شدند، درست در هنگامه نیاز، پیوند خود را با ریشه‌ها و خاستگاه مردمی‌شان گسستند. این چهره‌ها تریبون‌هایی را که باید انعکاس‌دهنده رنج‌های واقعی یک ملت در برابر ستم‌های بین‌المللی باشد، به ابزاری برای انباشت منافع فردی و جلب توجه محافل غربی تبدیل کردند. هنگامی که بمب‌ها و تحریم‌های ظالمانه استکبار، معیشت و سلامت کودکان و خانواده‌های این سرزمین را نشانه می‌رفت، حنجره‌های این مدعیان خاموش ماند. آنان ترجیح دادند در قبال جنایات قدرت‌های سلطه‌گر رویه لال‌مانی پیشه کنند تا مبادا ویزاها و موقعیت‌های پوشالی‌شان در آن سوی مرزها تهدید شود.

     

    برای درک عمق این سقوط اخلاقی، کافی است رویکرد این دسته از مدعیان وطنی را با وجدان‌های بیدار در اقصی نقاط جهان و حتی در کانون‌های هنری بین‌المللی مقایسه کنیم. در روزگاری که ماشین نسل‌کشی در غزه هزاران کودک و زن بی‌دفاع را به خاک و خون کشید، در جشنواره بین‌المللی ونیز شاهد بودیم که فیلم‌سازان و هنرمندانی با تابعیت همان رژیم غاصب روی صحنه رفتند و در برابر نگاه جهانیان، حاضر شدند تابعیت و تمام امتیازات شهروندی‌شان سلب شود، اما حقیقت فاجعه غزه و صدای کودکان قطعه‌قطعه‌شده را فریاد بزنند. آنان آینده حرفه‌ای خود را به پای شرف و انسانیت فدا کردند؛ اما در نقطه مقابل، برخی سلبریتی‌های رشدیافته در دامن ملت ایران، حتی حاضر نشدند یک کلمه علیه تروریسم آشکار و بمب‌هایی که کودکان وطنشان را نشانه گرفت موضع بگیرند. این مقایسه تاریخی، تفاوت میان وجدان مستقل انسانی و بندگی در برابر جریان‌های غربی را به روشنی نمایان می‌سازد.

     

    حافظه تاریخی این سرزمین، فاجعه کشتار ۱۵۵ لاله پرپر میناب و شهادت مظلومانه کودکان معصوم در اقصی نقاط کشور را هرگز از یاد نخواهد برد. در مناطقی چون جنوب کشور، میناب، لامرد و دیگر شهرها و روستاهایی که سنگر ایستادگی در برابر طمع‌ورزی بیگانگان و کانون تلاش شبانه‌روزی هستند، مردم با صلابت و عزتمندی در خط مقدم حراست از امنیت کشور ایستاده‌اند. اما سلبریتی‌های بریده از وطن، هرگز بازتاب‌دهنده این ایثارگری‌ها، این لاله‌های خونین و محرومیت‌های واقعی ناشی از فشارهای خارجی نبودند. تلخ‌تر آنکه، این جماعت نه‌تنها در برابر این مظلومیت‌های عینی لال شدند، بلکه هرگاه دهان گشودند، به جای سخن گفتن از واقعیت، به ساختن و دامن زدن به ادعاهای دروغین روی آوردند. آن‌ها وقایع را طبق میل اتاق‌های فکر بیگانه بازتعریف کردند و با سیاه‌نمایی و بحران‌سازی‌های کاذب، درست در نقشه جنگ روانی دشمن ایفای نقش کردند.

     

    اینجاست که مرز میان یک کنشگر باوجدان و یک سرباز بی‌مزد و مواجب بیگانگان آشکار می‌شود. کسانی که حاضر نیستند کمترین جنایتی از سوی آمریکا و متحدانش را در به شهادت رساندن فرزندان این خاک تقبیح کنند، در عمل مرزبانان فرهنگی و رسانه‌ای غرب وحشی شده‌اند. آنان خاکریزهای دفاع از حقیقت را رها کرده و به نگهبانانی برای حراست از روایت‌های تحمیلی قدرت‌های متجاوز بدل گشته‌اند. سلبریتی که اعتبارش را به لبخند سفارت‌خانه‌ها، ویزاهای اقامت، فرش‌های قرمز و فستیوال‌های غربی گره زده باشد، ناگزیر است ادای دفاع از مردم را درآورد، اما در عمل خنجر تحریف و ناامیدی را بر پیکر امید و باور جامعه خود فرود آورد. این رفتار، مصداق بارز کاسبی با رنج مردم و همراهی با ماشین جنگ روانی است.

     

    ریشه این پیوند نامبارک را باید در سازوکارهای نرم استعمار نوین دید. دشمن دریافته است که مؤثرترین راه برای ایجاد رخنه در اراده یک ملت، تسخیر اندیشه و زبان چهره‌های صاحب تریبون آن جامعه است. با اعطای جوایز فرمایشی و تشویق‌های هدایت‌شده رسانه‌ای، این چهره‌ها را در چارچوبی از خودسانسوری محبوس می‌کنند؛ چارچوبی که در آن هرگونه دفاع از مظلومیت کشور به انزوا تعبیر می‌شود و حمله به باورهای ملی، پاداش روشنفکری دریافت می‌کند. در نتیجه این روند، فردی که سال‌ها از سرمایه مادی و معنوی مردم ارتزاق کرده، به بلندگوی تفکری تبدیل می‌شود که حتی در برابر ریخته شدن خون بی‌گناهان هم‌وطن خود نیز کوچک‌ترین نشانه‌ای از عِرق ملی بروز نمی‌دهد.

     

    در برابر این سقوط عبرت‌آموز، جامعه بیدار ایران قهرمانان اصیل خود را به خوبی بازمی‌شناسد. قهرمانان جاودانه این سرزمین، مادران صبوری هستند که پیکرهای پاک فرزندان معصوم خود را پس از حملات متجاوزان در آغوش کشیدند و سر خم نکردند؛ جوانان غیوری هستند که در مرزهای دور و پهنه آب‌های نیلگون جنوب، سینه خود را در برابر آتش خصم سپر کردند تا حریم امنیت مردم آسیب نبیند. ماندگاری در تاریخ با لایک‌ها و تشویق‌های زودگذر محافل خارجی سنجیده نمی‌شود، بلکه با وفاداری به خون‌های پاکی تعیین می‌گردد که برای عزت این خاک بر زمین ریخته شده است. نام و یاد لاله‌های سرخ این مرزوبوم تا ابد در قلب تاریخ خواهد درخشید، در حالی که سکوت‌پیشگان بی‌وطن در گردباد حقیقت به فراموشی سپرده خواهند شد.

     

    امروز  فرزندان بصیر این آب و خاک ، سکوت و دوگانگی در برابر توطئه‌های بیگانگان را خیانتی نابخشودنی در محضر حقیقت می‌دانند و  اعلام می‌کنند که دوران موج‌سواری بر عواطف پاک جامعه و بهره‌برداری ابزاری از تریبون‌ها به پایان رسیده است. ملت بیدار ایران دیگر فریب ژست‌های ریاکارانه مدعیانی را که در بزنگاه‌های سخت لال شده و مرزبانی از منافع غرب وحشی را برگزیده‌اند، نخواهد خورد. رسالت نخبگان متعهد، افشای این لال‌مانی شرم‌آور، دفاع از مظلومیت شهدای میهن و اهتزاز پرچم عزت و استقلال این سرزمین در برابر تمام دسیسه‌ها و تحریف‌ها است.و لاله های به خون غلتیده ایران در تمام اعصار مرزبانان حقیقی وطنند.

    فهیمه مستحسن

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم