امروز: 1405/04/25 ساعت : 06:25

خطای راهبردی محاسباتی باکو

گاهی در سیاست منطقه‌ای اظهاراتی شنیده می‌شود که بیش از آنکه حاصل محاسبه دقیق باشد، به یک خطای آشکار در درک توازن قدرت شباهت دارد. سخنان اخیر رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان، الهام علی‌اف، درباره ایران و مطالبه عجیب «عذرخواهی تهران» دقیقاً از همین جنس است؛ موضعی که نه با واقعیت‌های میدانی سازگار است و نه با قواعد عقلانی سیاست در منطقه‌ای به حساسیت قفقاز جنوبی.
ماجرای برخورد یک پهپاد با خط لوله هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. نه گزارش مستقل منتشر شده و نه بررسی فنی مشترکی صورت گرفته است. با این حال دولت باکو با شتابی عجیب تلاش کرده است ایران را متهم جلوه دهد و حتی از تهران مطالبه عذرخواهی کند. این در حالی است که در همان منطقه انواع پهپادها – از جمله متعلق به خود جمهوری آذربایجان – در حال فعالیت بوده‌اند و احتمال خطای عملیاتی یا حادثه داخلی نیز مطرح شده است.
در چنین شرایطی انتظار منطقی آن بود که دولت باکو به جای فضاسازی رسانه‌ای، مسیر شفاف‌سازی را انتخاب کند. اما ظاهراً برخی در باکو ترجیح داده‌اند از یک حادثه مبهم، فرصتی برای فشار سیاسی بسازند.
این همان نقطه‌ای است که خطای محاسباتی آغاز می‌شود.
واقعیت این است که جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر بیش از اندازه به ائتلاف‌های بیرونی تکیه کرده است. روابط گسترده با ناتو، همکاری‌های امنیتی نزدیک با ایالات متحده و مهم‌تر از همه پیوندهای عمیق با اسرائیل، بخشی از سیاستی است که دولت باکو آن را به عنوان تضمین امنیت خود معرفی می‌کند.
اما تجربه منطقه نشان داده است که حضور رژیم صهیونیستی در پیرامون مرزهای کشورهای منطقه، بیش از آنکه امنیت‌آفرین باشد، تنش‌زا و بحران‌ساز است. جمهوری اسلامی ایران بارها به‌صراحت اعلام کرده که حضور امنیتی اسرائیل در نزدیکی مرزهایش را مسئله‌ای حساس می‌داند. این موضع نه یک شعار، بلکه بخشی از دکترین امنیت ملی ایران است.
در چنین شرایطی، تبدیل خاک یک کشور همسایه به عرصه فعالیت‌های امنیتی رژیمی که دهه‌ها درگیر منازعات منطقه‌ای بوده، طبیعتاً نمی‌تواند بدون واکنش باقی بماند.
اما مسئله تنها به این موضوع محدود نمی‌شود.
پرسش اساسی این است که آیا برخی تصمیم‌گیران در باکو واقعاً توازن قدرت در منطقه را درست ارزیابی کرده‌اند؟
ایران کشوری است با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، اقتصادی متنوع، منابع عظیم انرژی، صنایع دفاعی بومی و تجربه چند دهه مدیریت بحران‌های منطقه‌ای. از جنگ ایران و عراق گرفته تا تحولات پیچیده در غرب آسیا، ایران نشان داده است که نه تنها در برابر فشارهای خارجی فرو نمی‌پاشد، بلکه در بسیاری موارد توانسته معادلات منطقه‌ای را به نفع خود تغییر دهد.
در مقابل، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی نشان می‌دهد که مقایسه ظرفیت‌های راهبردی دو کشور اساساً قابل قیاس نیست. از نظر جمعیت، عمق سرزمینی، توان اقتصادی، شبکه‌های منطقه‌ای و توان دفاعی، ایران در جایگاهی قرار دارد که نمی‌توان آن را با ادبیات تهدید یا مطالبه عذرخواهی تحت فشار قرار داد.
سیاست عقلانی برای دولت باکو آن است که به جای تکیه بر هیاهوی رسانه‌ای، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی را بپذیرد.
مسئله دیگر این است که منطقه امروز در شرایطی بسیار حساس قرار دارد. تحولات چند سال اخیر نشان داده که غرب آسیا وارد دوره‌ای از بازآرایی قدرت شده است. بازیگران منطقه‌ای در حال تعریف معادلات تازه‌اند و بسیاری از پروژه‌های ژئوپلیتیکی قدیمی در حال تغییر است.
در چنین فضایی، باز کردن جبهه‌های لفظی با همسایگان بزرگ، آن هم بر سر حادثه‌ای که هنوز ابعاد آن روشن نشده، تصمیمی نیست که بتوان آن را نشانه دوراندیشی سیاسی دانست.
ایران بارها تأکید کرده که خواهان روابط دوستانه با همسایگان خود است. پیوندهای فرهنگی، تاریخی و مذهبی میان مردم دو سوی مرز ایران و جمهوری آذربایجان واقعیتی انکارناپذیر است. میلیون‌ها نفر در دو کشور دارای ریشه‌های مشترک هستند و همین مسئله اهمیت حفظ ثبات در روابط را دوچندان می‌کند.
اما احترام متقابل یک اصل اساسی در روابط بین‌الملل است. هیچ کشوری نمی‌تواند انتظار داشته باشد که با ادبیات اتهام و فشار، از همسایه‌ای بزرگ‌تر امتیاز سیاسی بگیرد.
منطقه قفقاز جنوبی بیش از هر زمان دیگری به آرامش و همکاری نیاز دارد. پروژه‌های ترانزیتی، انرژی و تجارت می‌توانند این منطقه را به یکی از گره‌های مهم اقتصاد اوراسیا تبدیل کنند. اما این فرصت تنها زمانی محقق می‌شود که سیاستمداران منطقه به جای تنش‌آفرینی، مسیر عقلانیت و احترام متقابل را انتخاب کنند. شرایط کنونی کشورهای خلیج فارس که میزبان پایگاه های امریکایی بوده اند موید این نگاه هست که هر کس باد بکار طوفان درو خواهد کرد و باید دولت باکو از این شرایط در کشورهای حاشیه خلیج فارس ذرس عبرت بگیرد.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازگشت به منطق واقعیت است.
سیاست خارجی میدان شعار و هیجان نیست؛ میدان محاسبه دقیق قدرت‌ها و منافع است.
و در چنین میدانی، هر کشوری که دچار خطای محاسباتی شود، دیر یا زود با پیامدهای آن روبه‌رو خواهد شد.

ایوب سحاب نژاد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم