امروز: 1405/08/11 ساعت : 18:18
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • دیپلماسی اقتدار؛ چرا انصارالله یمن میدان را قربانی سازش نمی‌کند؟

    روایتی از دکترین مقاومت صنعا؛ پیوند ناگسستنی میان بازدارندگی نظامی، طرد امتیازدهی به دشمن و تداوم حملات تا زانو درآمدن متجاوزان

    آخرین تحولات راهبردی یمن و پایداری خیره‌کننده جنبش مقاومت انصارالله، الگویی نوظهور، کارآمد و منحصربه‌فرد از هم‌افزایی میان «میدان رزم» و «اتاق دیپلماسی» را به نمایش گذاشته است. برخلاف بسیاری از جریان‌ها، جنبش‌ها و دولت‌هایی که در کوران مذاکرات سیاسی و فشارهای بین‌المللی، دستاوردهای خون‌بار و میدانی خود را پای میز معامله قربانی کرده و در برابر محاسبات دشمنان دچار انفعال می‌شوند، انصارالله یمن ثابت کرد که دیپلماسیِ برخاسته از قدرتِ میدانی، نه‌تنها امتیاز نمی‌دهد، بلکه دستِ برتر را برای تحمیل اراده ملت حفظ می‌کند.

    این رویکرد استراتژیک که می‌توان آن را «دیپلماسی اقتدار» نامید، معادلات سنتی قدرت و سازوکارهای فرسایشی دیپلماتیک در سطح غرب آسیا را به چالش کشیده و به نمادی از مقاومت هوشمند بدل گشته است. در ادبیات سیاسی و عملیاتی انصارالله، «میدان نبرد» نه یک اهرم موقت و قابل‌معامله برای فشار سیاسی، بلکه هویت، ریشه و اساس بازدارندگی همه‌جانبه است. صنعا هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی حاضر نشده است به بهانه گفت‌وگوهای سیاسیِ فرسایشی، دستاوردهای راهبردی و خون‌بار خود را در جبهه‌های دفاعی، سواحل استراتژیک دریای سرخ و تنگه باب‌المندب با حراج مواجه سازد.

    دکترین دیپلماتیک این جنبش بر این اصل پولادین استوار است که «هر آنچه با خون و مقاومت در میدان به دست آمده، خط قرمز حاکمیتی است و میز مذاکره تنها برای تثبیت حق ملت یمن به کار می‌رود، نه عقب‌نشینی از اهداف عالیه.» این نگاه، راه را بر هرگونه سازش پنهان و امتیازدهی‌های خسارت‌بار بسته است.

    ​تجربه سال‌ها تجاوز همه‌جانبه ائتلاف عربی و میانجی‌گری‌های فرسایشی و فریبکارانه غربی-عربی به روشنی نشان داد که دشمنان یمن همواره تلاش کرده‌اند از طریق کانال‌های دیپلماتیک و ایجاد دالان‌های فریب سیاسی، همان چیزی را به دست آورند که در میدانِ جنگ و در برابر اراده رزمندگان از دستیابی به آن عاجز بوده‌اند. با این حال، انصارالله با هوشمندی و بصیرت انقلابی تمام، مذاکره را نه به ابزاری برای تسلیم، بلکه به کانالی برای تحمیل خواسته‌های برحق مردم یمن (از جمله رفع کامل محاصره ظالمانه، توقف تجاوزات خارجی و احقاق حقوق حقه اقتصادی و انسانی) تبدیل کرد. رهبران یمن هرگز تن به دیپلماسیِ انفعالی و التماسی ندادند و به دشمنان متجاوز و حامیان مستکبر غربی‌شان کوچک‌ترین باجی ندادند. یکی از ویژگی‌های بارز و تعیین‌کننده راهبرد انصارالله این است که دیپلماسی آن‌ها هرگز دستِ «میدان» را نبسته و محدودیتی برای رزمندگان ایجاد نکرده است.

    در حالی که هیئت‌های سیاسی و مذاکره‌کنندگان یمنی در پایتخت‌های مختلف برای پیشبرد حقوق ملت مشغول چانه‌زنی هستند، نیروهای مسلح یمن با اراده‌ای پولادین دست خود را بر روی ماشه نگه داشته و صراحتاً اعلام کرده‌اند که هرگونه بدعهدی، تجاوز مجدد یا عدم پایبندی طرف مقابل به تعهدات، با پاسخ قاطع، کوبنده و گسترده میدانی مواجه خواهد شد. این پیوند ارگانیک میان دیپلماتِ هوشمند و رزمنده‌ی آماده‌بزم باعث شده است که دشمن به خوبی بداند پشت هر لبخند یا موضع‌گیری سیاسی در پشت میز مذاکره، اراده‌ای پولادین برای شلیک موشک‌ها، فعال‌سازی پهپادها و ناامن‌سازی منافع متجاوزان وجود دارد.

    ​در این میان، یکی از اصول تغییرناپذیر در دکترین مقاومت یمن، پافشاری قاطع بر ادامه عملیات‌ها و حملات بازدارنده تا لحظه تحقق کامل تمامی اهداف و خواسته‌های مشروع این ملت است. انصارالله بارها با صراحت اعلام کرده است که تا زمان زانو زدن کامل دشمن، رفع کامل محاصره ظالمانه و توقف قطعی تمامی توطئه‌های خارجی، چرخ دنده‌های ماشین رزمی و عملیاتی نیروهای مسلح یمن با همان قدرت و قاطعیت روزهای نخستین جنگ خواهد چرخید. صنعا هرگز به توافق‌های نیمه‌کاره، وعده‌های سرخرمن مجامع بین‌المللی یا تضمین‌های توخالی قدرت‌های غربی دل نبسته و اجازه نخواهد داد که دستاوردهای عظیم و راهبردی میدان نبرد، قربانی بازی‌های کثیف سیاسی، معاملات پشت‌پرده یا دیپلماسی‌های سازش‌کارانه شود.

    رهبران یمن با هوشیاری کامل دریافته‌اند که میدان رزم، تضمین‌کننده واقعی بقا و استقلال کشور است و هرگونه عقب‌نشینی سیاسی پیش از تحقق تام مطالبات برحق، خیانت به خون شهدا و آرمان‌های بلند ملت یمن محسوب می‌شود؛ از این رو، دستاوردهای خونین میدانی هرگز به ثمن بخسِ بازی‌های سیاسی معامله نشده و اراده پولادین رزمندگان یمنی در جبهه‌های نبرد، همچنان شمشیر برانِ حاکمیت صنعا بر فراز سر متجاوزان باقی خواهد ماند.

    ​در نتیجه، انصارالله یمن با اتکا به دکترین «دیپلماسی اقتدار» و حفظ پیوند ناگسستنی میان میز مذاکره و اراده پولادین میدان، ثابت کرد که می‌توان در عین گفتگو و پیشبرد کانال‌های سیاسی، استقلال راهبردی را به شکلی تمام‌عیار حفظ کرد، میدان را فدای مصلحت‌اندیشی‌های زودگذر نکرد و به دشمن هیچ‌گاه باج نداد.

    تداوم حملات قاطع تا تحقق کامل شروط و زانو درآمدن دشمن، خط بطلانی بر تمامی توطئه‌های سازش‌کارانه کشید. امروز کاخ سفید، ریاض و حامیان غربی آن‌ها به این واقعیت اعتراف کرده‌اند که دیپلماسیِ یمنی‌ها از موضع قدرت مطلق دیکته می‌شود و هیچ سازش و توافقی که بخواهد منافع، خون و آرمان‌های ملت بزرگ یمن را پایمال کند، در این چارچوب جایگاهی نخواهد داشت؛ واقعیتی که پایداری و اقتدار را به عنوان بلوک اصلی قدرت در آینده منطقه تثبیت کرده است.

    مهدی محمودی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم