عملیات همهجانبه و چندروزه نیروهای مسلح یمن و انصارالله در محور استان استراتژیک مأرب، نه یک پیشروی مقطعی، بلکه یک دگرگونی ساختاری در موازنه نظامی و امنیتی بود؛ طوفانی که با ترکیب هوشمندانه اشراف عمیق اطلاعاتی، حملات ترکیبی و نقطهزن موشکی-پهپادی و تکهای مداوم زمینی، شیرازه ائتلاف سعودی و نیروهای تحت امرش را بهطور کامل از هم پاشید. مأرب بهعنوان شریان حیاتی، مرکز ثقل اقتصادی، نفتی و آخرین دژ محکم ائتلاف در مناطق شمالی یمن، همواره منطقهای حساس و غیرقابلچشمپوشی برای ریاض محسوب میشد؛ اما الگوی نبرد چند روز اخیر ثابت کرد که حتی مستحکمترین خطوط و متراکمترین اتاقهای عملیاتی نیز از تیررس پاسخی هماهنگ و مخرب در امان نیستند.
آغاز این طوفان میدانی بر پایه نفوذ و اشراف اطلاعاتی فوقالعاده بالایی شکل گرفت که توانست پیچیدهترین و محرمانهترین لایههای امنیتی ائتلاف را بشکافد. یگانهای اطلاعاتی انصارالله توانستند زمان دقیق، مکان جغرافیایی و حتی ترکیب حاضران در جلسات تصمیمگیری ارشدترین فرماندهان ائتلاف و مزدوران محلی را ردگیری کنند. بر اساس همین دادههای حیاتی، یگانهای موشکی و پهپادی صنعا دست به عملیاتی همزمان و خیرهکننده زدند. بهکارگیری موشکهای بالستیک نقطهزن در کنار پهپادهای شناسایی و تهاجمی نسل جدید باعث شد تا مقرها و اتاقهای عملیات مشترک در عقبه مأرب دقیقاً در زمانی هدف قرار گیرند که جلسات حساس نظامی در جریان بود.
سنگینترین ضربه ساختاری، نظامی و روانی به ائتلاف سعودی و نیروهای وابستهاش، هلاکت فرمانده ستاد کل ائتلاف به همراه جمعی از برجستهترین فرماندهان عملیاتی در جریان همین ضربات کوبنده موشکی و پهپادی بود. حذف فیزیکی عالیترین مقام فرماندهی حاضر در صحنه نبرد، زنجیره فرماندهی و کنترل (C2) دشمن را در حساسترین لحظات مواجهه میدانی به کما فرستاد. ناتوانی ائتلاف در حفاظت از بالاترین سطح از کادر نظامی خود، نشان داد که مفهوم «عقبه امن» برای ریاض و متحدانش کاملاً از بین رفته و هیچ نقطهای در جغرافیای مأرب و مناطق همجوار از آمار و رصد موشکهای انصارالله در امان نخواهد بود.
قطعشدن سر فرماندهی، بستر مناسبی را برای آغاز مرحله دوم عملیات فراهم آورد؛ مرحلهای که در آن، یگانهای پیاده، زرهی و تخصصی انصارالله با اتکا به بهت، سردرگمی و فلجشدن تصمیمگیری در ساختار دشمن، هجومی همهجانبه به خطوط دفاعی مزدوران در محورهای مختلف مأرب آغاز کردند. عدم دریافت دستورات عملیاتی و فقدان پشتیبانی هماهنگشده به دلیل انهدام مراکز ارتباطی، صفوف دفاعی مزدوران را دچار آشفتگی بیسابقهای کرد. نیروهای یمنی با استفاده از این خطای محاسباتی و فروپاشی روانی، مواضع، ارتفاعات و گلوگاههای حساس را یکی پس از دیگری به تصرف خود درآوردند و دشمن را در محاصرههای تاکتیکی گرفتار ساختند.
ابعاد انسانی و جانی این طوفان چندروزه برای ائتلاف و نیروهای وابستهاش بسیار سنگین و بیسابقه بود. آتشپباری حجیم، نبردهای تنبهتن و انهدام کاروانهای پشتیبانی باعث شد تا صدها تن از مزدوران عربستان کشته و زخمی شوند. شدت تلفات به حدی بالا بود که سیستمهای امدادی و بیمارستانهای صحرایی وابسته به ائتلاف در مأرب و مناطق مجاور کاملاً فلج شدند و ناتوانی خود را در پذیرش و درمان حجم انبوه مجروحان ابراز داشتند. انتقال آمار بالایی از کشتهشدگان به مراکز پشتیبانی عقبتر، موجی از وحشت، اعتراضات خانوادگی و تشکیک در ادامه حضور را میان فرماندهان میدانی ردهپایینتر و بدنه پیاده نیروها ایجاد کرد.
پیامدهای این ضربه سهمگین فراتر از خطوط مقدم مأرب انعکاس یافت و بستر سیاسی و امنیتی جدیدی را ترسیم نمود. نخست آنکه روحیه جنگندگی مزدوران محلی به پایینترین حد خود رسید؛ چرا که وقتی ائتلاف ناتوان از حفظ جان فرمانده ستاد کل خود باشد، نیروهای عادی احساس بیدفاعی و رهاشدگی بیشتری خواهند کرد و این امر موجی از فرار از خدمت و تمرد را در پی داشت. دوم آنکه تمام محاسبات قبلی برای تثبیت مواضع در مأرب را بهکلی برهم زد.
در نهایت، این عملیات موفق و مرکب اثبات کرد که موازنه قدرت و معادله بازدارندگی به سود صنعا تثبیت شده است. مأرب که روزی بهعنوان نقطه اتکای ائتلاف برای فشار به انصارالله شناخته میشد، اکنون به نقطهای بحرانی و فرساینده برای متجاوزان تبدیل شده است. انصارالله با نمایش این سطح از پیوند میان دانش اطلاعاتی، قدرت موشکی-پهپادی و شجاعت میدانی، پیام روشنی به ریاض و متحدانش ارسال کرد که ادامه تجاوز، هزینههایی بهمراتب سنگینتر، مرگبارتر و جبرانناپذیرتر در سطوح عالی فرماندهی و استراتژیک به همراه خواهد داشت.
شاهکار رزمی انصارالله
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید