نویسنده: بشری دیانی
مینویسیم از قلب روزگاری که در آن «جنگ وجودی اسلام ناب و اسلام آمریکایی» در همه ساحات و در عمق خانههای ما در جریان است. روزگاری که نظم نوین جهانی در حال بازتعریف مرزهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است و در این میان، زنان و دخترانِ این مرزوبوم، بیش از هر زمان دیگری در خط مقدم این جبهه ایستادهاند. اگر امروز جبهه مقاومت اسلامی از غزه تا بیروت، تا صنعا، تا ایران و عراق زنده است، مدیون بانوانی است که همچون حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) به سبیلالله وفادار ماندهاند.
اقتصاد مقاومتی تنها در بخشنامههای دولتی خلاصه نمیشود؛ حقیقت اقتصاد مقاومتی در دستان بانوی ایرانی است که خانه و زندگی را با حقوق کمِ کارگری و کارمندی اداره میکند و عملاً با فساد اقتصادی و بینظارتی بر بازار میجنگد. این بانو، خدیجهوار، تمام دارایی و توان خود را برای حفظ کیان خانواده به میدان آورده است.
در ایرانِ امروز، ما شاهدیم که چگونه بانوی محجبه، و حتی آن بانوی کمحجاب یا بیحجابی که دغدغه تربیت فرزندان صالح را دارد، در یک جنگ ترکیبی تمامعیار با دشمن شمشیر میزند. او باید همزمان از مسئولینی که نسبت به بیبندوباری منفعلاند مطالبه کند و همزمان بارِ سنگینِ معیشت را به دوش بکشد. دختری که به دلیل شرایط اقتصادی پدرش ناچار به کار است، اما در بسیاری از مراکز و موسسات با دیوار سختِ «بیحجابی اجباری» مواجه میشود؛ جایی که شعارشان باشد و تننمایی نکنی، تو را از حق اشتغال محروم میکنند و می گویند:«جذبت بالا نیست!». این همان مبارزه در خط مقدمِ جنگِ هویتی است.
ما نیازمند بازخوانی الگوی حضرت خدیجه(س) هستیم. او نه تنها یک فعال اقتصادی موفق بود که ثروتش را برای تقویت اسلام هزینه کرد، بلکه یک کنشگر اجتماعیِ تراز بود. امروز بانوی ایرانی در سطوح مختلف در حال ایثار است؛ از بانوی دانشمندی که میخواهد علم کشور را به سرقت نبرند و در عین حال با کاغذبازیهای اداری دستوپنجه نرم میکند، تا بانوی کارآفرینی که شبانهروز تلاش میکند چرخ اقتصاد مملکت بچرخد و سفره مردم از برکت حلال پر شود.
این بانوان که عملاً بارِ مادریِ جامعه را به دوش گرفتهاند، در میانه این همه فشار، همچنان پای ثابت فعالیتهای مواسات، کارهای تشکیلاتی مسجد و محلهمحور برای حل مشکلات هممحلیهایشان هستند. بانویی که حضور در خیابان و مطالبه عزت، استقلال و خونخواهی رهبر شهیدش را بر آرامش و آسایش شبانه که حق اوست ترجیح میدهد، قهرمانِ گمنامِ این عصر است.
بسیاری از این کنشگریها در پسِ بیتوجهیهای مدیریتی پنهان میماند. برای نمونه، بانوی روستایی که با هزاران دغدغه از آموزش فرزند تا فروش محصول کشاورزی دستوپنجه نرم میکند، در حالی که دولت به جای حل مشکلات اساسی، به تصویب گواهینامه موتورسیکلت به عنوان نماد حمایت از بانوان پز میدهد؛ این یعنی عدم تشخیص مسائل اهم بانوان توسط دولت!
در سوی دیگر، بانویی است که فرزندانش را غیرتمند تربیت میکند تا فردا مدافع مملکت باشند، اما در شهر، مکان تفریحی سالمی نمییابد که آلوده به آسیبهای اجتماعی و مواد مخدر نباشد. یا آن بانوی جوانی که تنها قطعه طلای زندگیاش را تقدیم جبهه مقاومت میکند و یا تازه عروسی که مخارج جشن خود را به کودکان مظلوم غزه هدیه میدهد؛ اینها همه تجلی همان روحیه خدیجه (س) است.
بانوی ایرانیِ امروز، هم در جنگ رسانهای دست به موبایل است تا اذهان مردم را از مغالطه های دشمن بازدارد و هم به خاطر این تلاش، سرزنشهای خانواده را تحمل میکند. گویی ما به یک ذرهبین احتیاج داریم تا این جامعه بانوان و دختران دغدغهمند را که به گونههای مختلف از اسلام و وطن خود دفاع میکنند، مشاهده کنیم.
هنوز این مسیر ادامه دارد و به کارهای نو و خلاقانه بیشتری نیاز است. بانوانی که با وجود تمام مسائل اقتصادی ریز و درشت، اجازه نمیدهند هویتشان در مسابقه «مردانه بودن» مستحیل شود. بانوانی که سالیان سال است برای تصویب قوانینی مانند «حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی و آنلاین فجازی» تلاش میکنند و نمیخواهند این مطالبهگری میان مجلس و دولت دستبهدست شود. آینده این سرزمین در گرو به رسمیت شناختن و میدان دادن به همین بانوانی است که در ساحت خانواده و اجتماع، خدیجهوار برای اعتلای کلمه حق میجنگند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید