٤٠ روز پس از زندانی شدن حمید رسایی، نماینده مردم
تهران، روایت او از پشت میلههای زندان، پرسشهای جدی درباره تناسب حکم صادرشده و
نحوه برخورد با پروندهاش مطرح میکند؛ نمایندهای که میگوید یادداشت مورد استناد
در پرونده را او ننوشته، دستکاری اسناد و مصوبات مجلس، جابهجایی آرای نمایندگان و
تغییر بیانیهها نیز به دست دیگران انجام شده، اما در نهایت این اوست که باید به
زندان برود. رسایی همچنین با اشاره به اینکه تاکنون هیچ مدیرمسئولی به اتهام نشر
اکاذیب به حبس و زندان محکوم نشده و حتی در موارد مشابه، مجازاتها به جریمه نقدی
محدود بوده است، از محرومیت خود از ایفای وظایف نمایندگی، محدودیت در ارتباط با
وکیل و دفترش و فشار برای عذرخواهی از رئیس مجلس سخن میگوید؛ مسائلی که پرسشهایی
جدی درباره رعایت حقوق قانونی یک نماینده و تناسب برخورد قضایی با او ایجاد کرده
است.
اینکه اکنون پس از ۲۵۰ شب، مردم را در میدان میبینم که
همچنان پای انقلاب و دفاع از رهبری ایستادهاند و مطالبهگر خون رهبر شهید خود
هستند، دلتنگی مرا برای حضور در جمع آنان بیشتر کرده است. دلم میخواهد در میان
این مردم باشم. پیش از آنکه ما را به زندان بیندازند، تقریباً این توفیق را داشتم
که ۲۰۰ شب در کنار مردم، در تهران و برخی
شهرستانها، حضور پیدا کنم و با آنان صحبت کنم؛ اما اکنون ۴۰ شب است که این توفیق نصیب ما نشده است.
در سایه وفاق ایجادشده، بهویژه پس
از تأکیدات رهبری بر وحدت میان مسئولان، وحدتی بیسابقه میان رئیس مجلس و رئیس قوه
قضائیه درباره نحوه برخورد با ما و زندانی شدنمان شکل گرفت؛ وحدتی که بسیار کمسابقه
است. تمام این اتفاقات تنها به این دلیل رخ داده که ما از برخی اقدامات غیرقانونی
در مجلس انتقاد کردیم.
از مشروطه تاکنون، در دنیا و ایران
سابقه ندارد که رئیس مجلس برای زندانی کردن نماینده منتقد خود تا این اندازه فشار
بیاورد، پیگیری کند و تلاش کند. حتی در مجلس ششم، آقای کروبی هنگامی که قرار بود
آقای لقمانیان به دلیل اتهاماتی که علیه نظام اسلامی مطرح کرده بود، بازداشت شود،
با وجود آن شرایط، برای حفاظت از جایگاه مجلس تهدید به استعفا کرد، به خانه رفت و
اجازه نداد چنین اتفاقی رخ دهد.
در مجلس دهم نیز آقای لاریجانی در
برخوردی که قرار بود با آقای صادقی صورت بگیرد ــ با وجود اینکه همه میدانند آقای
صادقی چه اتهاماتی را متوجه جمهوری اسلامی کرده بود ــ باز هم از جایگاه مجلس
حمایت کرد. اما اکنون متأسفانه مجلس و شأن مجلس بهکلی فراموش شده است.
سخنگوی قوه قضائیه در جلسه پرسش و
پاسخ با رسانهها، در پاسخ به اشکالاتی که وکلا و حقوقدانان مطرح کرده بودند، گفت:
«برای قوه قضائیه قانون مهم است و افراد مهم نیستند.» من واقعاً این موضوع را به
مردم واگذار میکنم تا بروند و نتیجه پرونده اکبر طبری را بررسی کنند و ببینند آیا
این حرف درست است یا خیر. ادامه رسیدگی به آن پرونده بزرگ و حساس چه شد؟
نمونه دیگر، وزیر راه است که حدود یک
سال و نیم قبل، با رأی ۲۰۰ نماینده
و بر اساس نص صریح قانون آییننامه داخلی مجلس، ماده ۲۳۴، پرونده تخلفات ایشان طبق قانون به
قوه قضائیه ارسال شد؛ اما آیا تاکنون حتی یک بار اقدامی در این زمینه صورت گرفته
است؟
نمونه دیگر، آقای عارف است که مطابق
نص صریح قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس، به دلیل تابعیت آلمانی فرزندش،
نباید در جایگاه حساس معاون اولی قرار داشته باشد. وزیر اطلاعات در پاسخ به سؤال
من در جلسه کمیسیون امنیت ملی، صراحتاً اعلام کرد که فرزند ایشان تابعیت دارد و
هیچ مجوزی نیز برای حضور آقای عارف در این جایگاه از هیچکس گرفته نشده است؛ نه از
رهبر شهید و نه از رهبر فعلی.
این موضوعات همگی در کمیسیون پیگیری
شد. آلمان کشوری متخاصم است و صدراعظم آن نیز گفته است که اسرائیل کارهای کثیف خود
را به ما سپرده است. در قانون، برای قوه قضائیه و مجلس درباره برخورد با افرادی که
برخلاف قانون در این جایگاههای حساس قرار دارند، تکالیفی تعیین شده است؛ اما
تاکنون چه اقدامی صورت گرفته است؟
ما را زندانی کردهاند، اما از آن
طرف ادعا میکنند که قانون اجرا میشود. تاکنون هیچ مدیرمسئولی به دلیل اتهام نشر
اکاذیب به حبس و زندان محکوم نشده است؛ حتی کسانی که علیه نظام اسلامی نشر اکاذیب
داشتهاند، در نهایت با جریمه نقدی مواجه شدهاند، اما ما به دلیل اینکه به یک نفر
گفتیم بالای چشمش ابروست، اکنون در زندان هستیم.
اساساً روال قضایی نیز اینگونه بوده
است که نمایندگانی که در دوره نمایندگی خود مرتکب تخلفات مالی، سیاسی یا موارد
دیگر شدهاند، احکامشان پس از پایان دوره نمایندگی اجرا شده یا در نهایت به جریمه
نقدی محکوم شدهاند و به زندان نرفتهاند.
روال قضایی این است که حداقل مجازات
تعیین شود؛ درحالیکه در مورد من، اگر ماده ۳۹۸ ملاک باشد، مجازات یک ماه است، نه ۱۰ ماه؛ و اگر ماده ۷۴۶ ملاک باشد، مجازات سه ماه است، باز
هم نه ۱۰ ماه. ما به دلیل یادداشتی که یک سال
و نیم قبل از دوره نمایندگی من در هفتهنامه ۹ دی منتشر شده و نویسنده آن نیز من نبودهام، به
حبس محکوم شدهایم؛ آن هم نه به اندازه حداقل مجازات، بلکه حکمی که همین حالا اجرا
شده است.
اکنون ۴۵ روز است که درخواست اعاده دادرسی داده شده، اما
پرونده هنوز بازنگشته است. در هفته اول حضورم در زندان، خود مسئولان گفتند درخواست
پابند الکترونیکی بدهید، اما اکنون با آن مخالفت کردهاند؛ درحالیکه طبق رأی وحدت
رویه ۸۷۴ دیوان عالی کشور در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۴۰۴، افرادی که کمتر از پنج سال محکومیت
دارند، اساساً نیازی به اعزام به زندان ندارند و نظارت الکترونیکی، یعنی پابند،
جایگزین حبس میشود. با این حال، درباره ما باز هم این اتفاق نیفتاده است.
همین فردی که به دلیل توهین به
رهبری، آن هم با توهینهای بسیار سخیف، محکوم شده، با پابند الکترونیکی در سطح شهر
تهران و خارج از زندان حضور دارد و آزادانه فعالیت میکند.
حدود ۴۰ روز از زندانی شدن من میگذرد. طبق قانون و آییننامه
خودشان، پس از یک ماه باید به ما مرخصی بدهند تا بتوانم به مرخصی بیایم؛ بهویژه
با توجه به اینکه مادرم بیمار است و حضور من ضرورت دارد. شورای طبقهبندی زندان
اوین، که ترکیبی از هفت نفر از مسئولان زندان است، با مرخصی موافقت کرده، اما
دادگاه ویژه با مرخصی مخالفت میکند.
همهچیز بهگونهای پیش رفته است که
گویا باید از آقای قالیباف عذرخواهی کنم. ظاهراً مرحله بعدی این اعمال فشار نیز
این است که غذا خوردن و نفس کشیدن ما هم به عذرخواهی مشروط شود! درحالیکه چنین
رفتاری با حقوق افراد سازگار نیست و معنایی ندارد.
حتی برگههای مربوط به مجلس یا
اخباری که بهصورت هفتگی از سوی دفترم برای من ارسال میشد و به دستم میرسید، از
این هفته مشروط شده است به اینکه ابتدا دادستان آنها را ببیند، بررسی کند و
موافقت کند. واقعاً نمیفهمم این رفتارها چه معنایی دارد.
همین حالا نیز نمیتوانم بدون واسطه
با وکیلم یا دفترم تلفنی صحبت کنم. اینکه همهچیز به عذرخواهی مشروط شده، عجیب
است. من از عذرخواهی ابایی ندارم و قبلاً هم این کار را انجام دادهام. اگر کسی به
کانال من مراجعه کند، میبیند که در موضوعی از آقای قالیباف عذرخواهی کردهایم؛
اما درباره یادداشتی که در هفتهنامه ۹ دی منتشر شده، نمیدانم بابت چه چیزی باید عذرخواهی کنم.
دستکاری اسناد را فرد دیگری انجام
داده، ارقام بودجه را فرد دیگری جابهجا کرده و آرای نمایندگان را فرد دیگری کموزیاد
کرده است. در انتخابات هیئترئیسه، ۴۳ رأی به
رأی یک نفر، آقای نوری قزلجه، اضافه شد تا ایشان وارد هیئترئیسه شود و در موارد
دیگر نیز اتفاقات مشابهی رخ داد. تنها کسی که در بازنگری آن آرا، رأیش اضافه شد،
من بودم؛ درحالیکه در آن زمان رأی من را کم کرده بودند.
مصوبات مجلس را فرد دیگری دستکاری و
تغییر داده است. در بیانیه نمایندگان نیز فرد دیگری مطلبی اضافه کرده است. چرا من
باید عذرخواهی کنم؟ این موضوع برای من بسیار عجیب است که کسانی که بر انتقامگیری
و زندانی کردن من اصرار دارند، درباره انتقام خون رهبر شهید یا سکوت کردهاند یا
این موضوع را به ظهور امام زمان(عج) حواله میدهند؛ یا میگویند آقای قالیباف چنین
کاری نکرده است.
اگر آقای قالیباف مدعی است که این
کار را نکرده، بهعنوان رئیس مجلس بیاید و توضیح بدهد که با کسانی که این تخلفات
را انجام دادهاند، اسناد را دستکاری کردهاند، آرا را جابهجا کردهاند، ارقام
بودجه را تغییر دادهاند و در بیانیهها مطالبی اضافه کردهاند، چه برخوردی شده
است؟ چرا هیچ برخوردی با این افراد صورت نگرفته است؟
معنای این وضعیت چیست؟ برخی میگویند
نشریهای مطلبی منتشر کرده و از آقای قالیباف انتقاد شده است؛ یادداشت را من
ننوشتهام، اما میگویند چون مسئولیت آن نشریه را بر عهده داری، باید پاسخگو باشی.
خب، مسئولیت مجلس هم بر عهده آقای قالیباف است و ایشان نیز باید پاسخگو باشد. چرا
هیچ توضیحی نمیدهد و چرا با متخلفان هیچ برخوردی نشده است؟
من معتقدم عذرخواهی بابت اشتباه،
مانند توبه است و خداوند در توبه برکت قرار داده است. کسی با عذرخواهی حقیر و ذلیل
نمیشود، اما انسان برای کاری که انجام نداده، چرا باید عذرخواهی کند؟
سخنگوی قوه قضائیه، هنگامی که
حقوقدانان به این موضوع اشکال گرفتند که چرا یک نماینده را از اعمال و ایفای وظایف
نمایندگی منع کردهاید، گفت قانون در این زمینه ساکت است و ما آمادگی داریم مقدمات
را فراهم کنیم تا این نماینده بتواند از امکانات خود استفاده کند و وظایفش را
انجام دهد. اما تاکنون نهتنها در این زمینه اقدامی نشده، بلکه من بهعنوان
نماینده مجلس و نماینده مردم، که یک رأی من در مناسبات مجلس مانند رأی دیگر
نمایندگان تأثیرگذار است، در اینجا محبوس شدهام و برخلاف نص صریح قانون اساسی، از
ایفای وظایف قانونی خود منع شدهام.
از دیروز و پریروز، تقریباً مدیریت
مجلس دسترسی من به سامانه الکترونیکی مجلس را نیز مسدود کرده است. یعنی نهتنها
مسئولان مجلس تلاش نکردهاند به قوه قضائیه بگویند این فرد نماینده است و باید
بتواند از این طریق و بهصورت وبیناری وظایف نمایندگی خود را انجام دهد، بلکه
خودشان نیز راه را بستهاند. به این بهانه که گفتهاند رسایی پشت تبلت نیست؛
درحالیکه خودشان معترفاند و میدانند برخی دیگر از نمایندگان نیز پشت تبلت
نیستند و مشاوران یا دفاتر آنها به تبلت دسترسی دارند و با نظر نماینده، رأی او
را اعمال میکنند.
به هر ترتیب، این رأی و برخورد با
من، سیاسی و غیرحقوقی است. حقوقدانان از جهات مختلف آن را بررسی کردهاند و نقدهای
متعددی درباره آن نوشته شده است. رسانهها نیز به تناقضات آن پرداختهاند. این
تناقضها میان مواضع مسئولان قضایی و اطرافیان رئیس مجلس کاملاً مشخص است.
برای من جالب است که قوه قضائیه با
آقای کواکبیان که در تلویزیون نشر اکاذیب کرد و حدود ۱۵۰ نفر از مسئولان جمهوری اسلامی را به
ارتباط جنسی با کاترین شکدم متهم کرد و سخنانش چه بهانهای به رسانههای بیگانه
داد تا مطالب و ادعاهای متعددی علیه نظام اسلامی مطرح کنند، پس از کلی رفتوآمد،
حکمی تعلیقی صادر کرد، نه تعزیری؛ یعنی مشروط شد که اگر مجدداً چنین کاری انجام
داد، مثلاً حکم او اجرا شود. اما حکم من را به دلیل اینکه گفتم بالای چشم فلانی
ابروست، تعزیری کردند و بر اجرای آن اصرار داشتند و اکنون نیز آن را اجرا کردهاند؛
آن هم همراه با این فشارهایی که بر ما وارد میکنند.
با همه این شرایط، تا آخرین لحظه
عمرم پای این نظام اسلامی میمانم و از حقوق مردم بامعرفت، باشعور و باشرف ایران
حمایت و دفاع میکنم.
شنیدهام در این ایام، تعدادی از مردم
و بانوان بامعرفت و بامرام برای آزادی من سند تهیه کردهاند و اعلام کردهاند که
آمادگی دارند آن را ارائه کنند. این موضوع واقعاً مرا شرمنده این همه معرفت کرده
است. تا زمانی که زندهام، پای این مردم و مرام و معرفت آنان خواهم ایستاد.
معتقدم همانطور که خداوند فرموده
است: «إِنَّه من یتق و یصبر فان اللَّهَ لا یضیع اجر المحسنین» و «ان الله یدافع
عن الذین آمنوا»، وظیفه دارم صبر کنم و ایمان خود را حفظ کنم و خداوند خود به این
موضوع رسیدگی خواهد کرد.
امیدوارم همکاران ما در مجلس از
جایگاه این نهاد دفاع کنند. رفتاری که اکنون با مجلس میشود، درست نیست. قرار بود
مجلس در رأس امور باشد، نه اینکه شاهد چنین وضعیتی باشیم.
یک رأی در مجلس تعیینکننده است. همه
دوستان، چه کسانی که مرا قبول دارند و چه کسانی که قبول ندارند، معترفاند که من
در مجلس نمایندهای فعال بودهام و در صحن، کمیسیون و جامعه نسبت به انجام وظایف
نمایندگی بیتفاوت نبودهام. اما اکنون رسماً دستوپای ما و حتی دهان ما را بستهاند.
با وجود همه این مسائل، امیدوارم
مردم هوشیار باشند و توجه داشته باشند. همه ما باید پشت سر رهبر عزیز انقلاب، که
فردی هوشمند است و اشراف کاملی بر اوضاع دارد، در برابر این تجاوزی که اکنون صورت
گرفته است، این روزها را پشت سر بگذاریم. انشاءالله خداوند نیز کمک کند و آن
اتفاقی که باید بیفتد، رخ دهد.
سلام ما را به همه برسانید.





دیدگاهها ۰