روایتی از حضور سعید جلیلی در میان دانشجویان حاضر در طرح ولایت
رهبر شهید انقلاب بارها بر ضرورت حفظ وحدت، همافزایی مسئولان و حرکت کشور در مسیر قدرتمندتر شدن تأکید کردهاند. این ادبیات بارها در کلام رهبر انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، نیز تکرار شده و با توجه به موقعیت حساسی که در آن قرار گرفتهایم، اهمیت آن را دهچندان کرده است. درک این موضوع که دعواهای سیاسی، آن هم بر سر نقاط پوچ و بیارزش، باید جای خود را به دیدن افقها، استفاده از فرصتها، تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف بدهد، در ادبیات مسئولان بسیار کمرنگ دیده میشود. اما چه بسیار سخنرانیهایی که کلیدواژه آنها «وحدت» است، اما هدف از بهکارگیری آن، استفاده بهعنوان چماقی برای سرکوب هر صدای مخالفی است.
با وجود تکرار فراوان این کلیدواژه، اما دیدن تجلی واقعی آن در ادبیات مسئولین به چیزی کمیاب و گاه نایاب تبدیل شده است. مرور سخنان شهید رئیسی به نقل از استاد شهیدشان، آیتالله بهشتی، در آخرین جلسه هیئت دولت پیش از شهادتشان، درباره توصیه امام مبنی بر مطرح نکردن موضوعاتی که در آنها زمینه تولید اختلاف وجود دارد، بهخوبی در اذهان نقش بسته است. و شاید موارد چنین معدودی از سیاستمداران را بتوان شمرد که رفتار چنین داشته باشند.
در همین زمینه، سؤال همیشگی که از جلسات پرسش و پاسخ سعید جلیلی در ذهنم نقش بسته، عدم استفاده بهموقع وی از فرصتهایی است که در باب زد و خوردهای سیاسی به وجود میآید. فرصتهایی که مشاوران هر سیاستمداری آنها را مغتنم میشمارند و با گوشزد کردن اثر رسانهای بازی کردن در این پارادایم جنونانگیز، او را به بازی رسانهای وا میدارند.
چند روز قبل که وی بهعنوان مهمان نشست طرح ولایت در مشهد، میان دانشجویان حضور یافته بود، با کنجکاوی زایدالوصف حاضران درباره رخدادهای اخیر روبهرو شد. تنها رأی مخالف به تفاهمنامه که میتوانست دستمایهای برای زیر سؤال بردن رأی دیگران باشد و از علی الاصول بودن رای خود بگوید، از پاسخ به سؤال در این حوزه گریخت و با توضیح چارچوبی از نحوه رأیگیری در شعام، به پاسخ دادن بسنده کرد. هرچقدر که آن تفاهم سوخته در نگاه برخی همچنان معتبر است، گویا در نگاه وی همان تجربه تاریکی است که باید سریعا از آن گذر کرد و طرح آینده را در چهارچوب جدیدی بنا کرد، با عبرت از گذشته.
در ازای آنچه از وحدت از او پرسیدند، میتوانست مبنای اشتباه وحدت را به نحوی مورد هجمه قرار دهد که حرفهای کنایهآمیزش خوراک رسانهای برای رسانهچیهای مشتاق حاشیهسازی فراهم کند، اما او بیشتر از اینکه چهارچوب و محور صحیح وحدت را به مخاطب خود ارائه دهد، فراتر نمیرود. به خوبی میداند همین صداهای معدودی که از وحدت واقعی حرف میزنند اگر باب چالش را باز کنند دیگر امیدی به تحقق وحدت مورد نظر رهبری باقی نمیماند.
زمانی که به سؤالات و بحث جنگ میرسد، انگشت اتهام را بهسوی دشمنی میگیرد و داخل را در مقابل خارج قرار میدهد. مشخصاً لزوم پرهیز از اختلاف داخلی را اینگونه در ادبیات مسئولین ببینیم؛ زمانی به سراغ داخل میآید که زمینه صحبت از نبایدها باشد؛ نبایدهایی که دشمن را برای ضربه زدن به ما حریصتر میکند.
حرکت وی در پشت سر رهبری، در تشویق مسئولین به استفاده از ظرفیتها و توانمندیها برای از بین بردن تصویر بنبستی که مدام در ادبیات برخی مسئولین در حال تکرار است، به یک قاب ثابت از سخنان وی تبدیل شده است. گویا تا تفکر «نمیتوانیم» هست، سعید جلیلیای هم هست که بگوید «میتوانیم». کشوری که ظرفیت دارد، نباید معطل این و آن بماند و بهتبع این معطلی، ظرفیت خود را تعطیل کند.
مشخصاً کلید گذر از این دور باطل تحجر، گویا یک نگاه «ما میتوانیم» میخواهد؛ «ما میتوانیم»ی که دیگر به دنبال امضای این قاتل و آن جانی نیست. کلیدی که در دست جوانانی است که ۴۰ روز با اعتمادبهنفس مقابل ابرقدرت دنیا ایستادند و اکنون باید شیرینی این پیروزی را بچشند؛ اگر مسئولان بتوانند پابهپای آنها راه بیایند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید